خلاصه داستان: کاگامی تسوروگی، دوست صمیمی مارینت، او را به توکیو دعوت میکند تا با قهرمانان محلی به نام استلارها در برابر یک ابرشرور جدید مبارزه کنند. اما مارینت بهزودی متوجه میشود که این سفر تنها برای نبرد نیست و کاگامی راز پنهانی در دل دارد. در این میان، آدرین نیز بهصورت ناشناس به ژاپن میآید و ماجراهایی پیچیدهتر میشود. این فیلم انیمیشنی، ترکیبی از اکشن، ماجراجویی و فانتزی است که دنیای میراکلس را به فرهنگ ژاپن پیوند میزند.
خلاصه داستان: ۱۹۳۴. کارآگاه خصوصی میراندا گرین در حال بررسی قتلی است که در سفارت بریتانیا در قاهره رخ داده است، جایی که یک سند فوق سری به سرقت رفته و کاخ باکینگهام و صلح جهانی را به خطر انداخته است. همه کسانی که در این مکان بسته حضور دارند مظنون هستند: عکاس آمریکایی، دانشجوی انگلیسی، بازیگر آمریکایی، نگهبان امنیتی مصری، مترجم سفیر، باغبان مصری و - چرا که نه؟ - خود سفیر. اما چه کسی انتظار داشت که گروه کوچکی از نازیها پشت نقشهای باشند که کاخ باکینگهام و صلح جهانی را به خطر بیندازد؟
خلاصه داستان: مایک، یک کارتنخواب بیخانمان در لندن، در تلاش برای تغییر زندگیاش، در چرخهای از خودویرانگری گرفتار شده است. در طول مسیر، او با فرصتهای غیرمنتظرهای برای شروعی تازه روبرو میشود.
خلاصه داستان: در یک بعدازظهر دلپذیر، الن و پاول در حال برگزاری جشن بیست و پنجمین سالگرد ازدواج خود هستند که پسرشان دوست دختر جدیدش را به آنها معرفی میکند. این آشنایی که در ابتدا بیآزار به نظر میرسد، به تدریج رازهای پنهان خانواده را برملا میکند. دوست دختر جدید، لیز، دانشجوی سابق الن است که چند سال قبل به دلیل انتقاد الن از ایدئولوژی رادیکالش دانشگاه را ترک کرده بود. بازگشت ناگهانی لیز به زندگی این خانواده، تنشها و درگیریهای قدیمی را زنده میکند. الن که حالا با گذشتهای که سعی در فراموشی آن داشت روبهرو میشود، باید با پیامدهای تصمیمات قبلی خود کنار بیاید. این ملاقات ساده، آغازگر فروپاشی آرام اما ویرانگر این خانواده به ظاهر خوشبخت است.
خلاصه داستان: «کله بخیه» اولین موجودی است که توسط پروفسور دیوانه اراسموس تقریباً زنده شده است. در سالهای پس از آن، او به دایه حیوانات وحشیِ رو به رشدِ ارباب تبدیل شده که مورد بیمهری قرار گرفتهاند و وظیفه دارد به آنها بیاموزد که «هیولای درون» خود را سرکوب کنند و در قلعه - دور از چشمان کنجکاو و انگشتان چنگالمانندِ اراذل و اوباش روستا در دره پایین - پنهان شوند. اما وقتی مدیر کثیف سیرک، فولبرت فریکفایندر، از راه میرسد و به «کله بخیه» نقشی کلیدی در نمایش عجیب و غریبش پیشنهاد میدهد، قهرمان ما با وعده عشق و پذیرش وسوسه میشود.
خلاصه داستان: کیت و اورت، زوجی که به تازگی از هم جدا شدهاند، تصمیم میگیرند برای آخرین بار یک کریسمس خانوادگی را با هم برگزار کنند تا جدایی خود را به شکلی دوستانه به فرزندانشان اعلام کنند. اما حضور در کنار هم و یادآوری خاطرات شیرین گذشته، احساسات قدیمی را دوباره زنده میکند و برنامههای آنها برای یک جدایی ساده را پیچیده میکند. در این میان، اتفاقات غیرمنتظره و موقعیتهای خندهدار، آنها را در مسیری قرار میدهد که باید تصمیم بگیرند آیا واقعاً میخواهند از هم جدا شوند یا اینکه عشق هنوز هم میتواند راهی برای بازگشت پیدا کند.