خلاصه داستان: فیلم ورود و خروج ممنوع به کارگردانی امید آقایی، روایتگر ماجراهای یک روحانی است که به عنوان مسئول عقیدتی یک زندان منصوب میشود. او در برخورد با زندانیانی با سابقههای متفاوت، با موقعیتهای طنزآمیز و گاه تأملبرانگیزی روبهرو میشود که مسیر فکری و اعتقادی او را دستخوش تغییر میکند. این فیلم کمدی-درام تلاش میکند تا با نگاهی طنزآمیز به مسائل اجتماعی و اخلاقی، مخاطب را به تفکر وادارد.
خلاصه داستان: فرهاد اصلانی در نقش مردی معتاد به مواد مخدر، پس از ترک اجباری و بازگشت از کمپ، به دنبال جاسازهای قدیمی خود در خانه و محل کارش میگردد. او در این مسیر با همسرش (شهره لرستانی) و دوستان قدیمی اش روبهرو میشود و هر کدام واکنش متفاوتی به بازگشت او نشان میدهند. فیلم شاخ به شاخ روایتی طنزآمیز از تلاش یک معتاد برای بازپسگیری زندگی از دست رفته و مواجهه با پیامدهای گذشته است.
خلاصه داستان: عزیز، پیرمردی مهربان و سنتی، نوهاش حمید را بدون اطلاع خانواده به سفری به مشهد میبرد. حمید که نوجوانی شیفته فوتبال است، در طول سفر مدام به دنبال تماشای مسابقه تیم محبوبش است، اما عزیز با این کار مخالفت میکند و سعی دارد نوهاش را به ارزشهای اصیل و معنوی نزدیک کند. این سفر ساده، زمینهساز برخورد دو نسل و دو نگاه متفاوت به زندگی میشود و در نهایت هر دو شخصیت درسهای مهمی از یکدیگر میآموزند.
خلاصه داستان: ارژنگ و رویا پس از سالها انتظار سرانجام در آستانه ازدواج قرار گرفتهاند. آنها در یک روز پاییزی سوار بر خودروی خود راهی شمال کشور میشوند تا مراسم عروسیشان را در کنار خانواده و دوستان برگزار کنند. در طول مسیر، خاطرات گذشته از دوران آشنایی تا فراز و نشیبهای عاشقانهشان را مرور میکنند. اما این سفر ساده با ماجراهای غیرمنتظرهای همراه میشود که لحظات شیرین و تلخی را رقم میزند. ارژنگ که همچنان روحیه شوخ و بیخیال خود را حفظ کرده، با چالشهای تازهای روبهرو میشود که عشق و تعهدش به رویا را به آزمایش میکشد. در این میان، شخصیتهای فرعی هر کدام با داستانهای خود وارد مسیر میشوند و بر پیچیدگیهای ماجرا میافزایند. فیلم با نگاهی طنزآمیز به روابط زناشویی و تفاوتهای جنسیتی، تلاش میکند تا مخاطب را هم بخنداند و هم به فکر فرو برد. موسیقیهای شاد و اجرای زنده ترانهها، فضایی متفاوت به این دنباله بخشیده است.
خلاصه داستان: شکیب، کارگری ساده و میانسال، برای تأمین معاش زندگی به عنوان دستفروش و کارگر روزمزد فعالیت میکند. او به طور اتفاقی به عنوان بازیگر نقش مکمل در یک فیلم سینمایی با موضوع جنگ جهانی سوم انتخاب میشود. این نقش که قرار است یک چهره تاریخی جنجالی باشد، زندگی شکیب را دستخوش تغییرات عمیقی میکند. او در مسیر ایفای این نقش با چالشهای روانی و اجتماعی متعددی روبهرو میشود و مرز میان واقعیت و بازی برایش کمرنگ میگردد. فیلم جنگ جهانی سوم روایتی تأملبرانگیز از تأثیر قدرت و شهرت بر انسانهای عادی است.
خلاصه داستان: آرشام سرکیسیان، نقاش ایرانی مسیحی که بیست سال پیش پس از مرگ مادرش به خارج از کشور مهاجرت کرده بود، برای جمعآوری مجموعهای از شمایل قدیسین مسیحی که مادرش به جا گذاشته بود به ایران بازمیگردد. او در این سفر با خبر شهادت دوست قدیمی خود استیو، یک جانباز شیمیایی، مواجه میشود. این رویداد او را به سفری درونی و بیرونی میکشاند که در آن با واقعیتهای جنگ، ایمان و هویت خود روبهرو میشود.