خلاصه داستان: در این فیلم کمدی کوتاه از زوج مشهور لورل و هاردی، استن و اولی در حال رانندگی در جادهای خلوت هستند که ماشینشان با خودروی یک غریبه برخورد میکند. پس از دعوایی لفظی، آنها متوجه میشوند که در نزدیکی خانهای قدیمی و پررمزوراز زندگی میکنند. پیرزنی مهربان به نام خانم هاتورن که از تنهایی رنج میبرد، از آنها دعوت میکند تا مهمان او باشند. استن و اولی که همیشه به دنبال یک وعده غذای رایگان هستند، با خوشحالی دعوت را میپذیرند. اما به زودی متوجه میشوند که خانم هاتورن قصد دارد خانه و دارایی خود را به آنها واگذار کند و این موضوع باعث حسادت و دسیسههای خویشاوندان طمعکار او میشود. در این میان، یک شیر وحشی که از باغ وحش فرار کرده نیز به ماجرا اضافه میشود و هرجومرجی کمدی و آشفته پدید میآورد. لورل و هاردی با بازیهای بیزمان و فیزیکی خود، موقعیتهای بامزه و خندهداری خلق میکنند که تا پایان فیلم ادامه دارد.
خلاصه داستان: مردی به نام کن، که به دلیل اختلال اضطراب شدید از خانه بیرون نمیرود، به آپارتمانی قدیمی نقل مکان میکند و بهزودی متوجه حضور نیرویی فراطبیعی در آن میشود. او با استخدام فردی مرموز برای انجام مراسم جنگیری، تلاش میکند با موجودی که در خانه خیالپردازیهایش رخنه کرده مقابله کند؛ اما هرچه عمیقتر میکاود، با رازهای تاریکی از گذشته خانه و ساکنان قبلی آن روبهرو میشود. داستان تنهایی، ترس و تلاش برای بازیابی سلامت روان را در قالب یک تجربه ترسناک روانشناختی روایت میکند.
خلاصه داستان: یک دزدی جواهرات در لسآنجلس بهطرز فاجعهباری شکست میخورد و بازماندگان که یکدیگر را با نامهای مستعار صدا میزنند، در انباری متروک پناه میگیرند. هر یک از آنها به دیگری مشکوک است و بهمرور مشخص میشود که یکی از آنها خبرچین پلیس است. تنش، خشونت و خیانت، فضای انبار را پر میکند و هرکسی سعی دارد حقیقت را کشف کند.
خلاصه داستان: جنسون ایمز، راننده مسابقات اتومبیلرانی، به جرم قتل همسرش به زندانی فوقامنیتی محکوم میشود. در این زندان، سرپرست بیرحم بند، مسابقهای مرگبار با اتومبیلهای زرهپوش طراحی کرده است. زندانیان با ماشینهای مجهز به سلاح در پیست مرگبار مسابقه میدهند و تماشاگران از طریق اینترنت شرطبندی میکنند. به ایمز پیشنهاد میشود که در صورت برنده شدن در مسابقه، آزادی خود را به دست آورد. او با نقاب چهره معروف «فرانکنشتاین» وارد رقابت میشود و با رقیبان خطرناکی روبهرو میشود. در این مسیر، او با نقشههای پنهان سرپرست زندان و انگیزههای واقعی خودش مواجه میشود. آیا او میتواند در این مسابقه مرگبار زنده بماند؟
خلاصه داستان: متیو و نیکل تیگو زوجی خوشبخت با دو فرزند کوچک هستند که زندگی شان با خبری تلخ زیر و رو میشود: نیکل به سرطان مبتلا شده و پزشکان تنها شش ماه به او فرصت دادهاند. در این بحران، دین، بهترین دوست آنها، بدون تردید به کمک میشتابد و خانهاش را رها میکند تا در کنار این خانواده باشد. دین در طول این دوران سخت، نه تنها به امور روزمره رسیدگی میکند، بلکه با صبوری و عشق، تکیهگاهی برای متیو و بچهها میشود. این همراهی صمیمانه، مرزهای دوستی را بازتعریف میکند و به آنها یادآور میشود که در سختترین لحظات، هرگز تنها نیستند.
خلاصه داستان: زوئی هال، دختری هفدهساله که پس از مرگ مادرش با پدرش زندگی میکند، در مدرسهای کوچک در شهری آرام درس میخواند. او که مهارتهای بقا را از پدرش آموخته، روزی عادی را آغاز میکند اما ناگهان گروهی از تیراندازان مسلح وارد مدرسه میشوند و دانشآموزان را به گروگان میگیرند. آنها قصد دارند حمله خود را به صورت زنده از اینترنت پخش کنند. زوئی که از ترس و وحشت دیگران بیبهره نیست، تصمیم میگیرد با تکیه بر شجاعت و ذکاوت خود، جان خود و دیگران را نجات دهد. او در حالی که تیراندازان به دنبال او هستند، نقشهای هوشمندانه طراحی میکند تا بتواند دانشآموزان را نجات دهد و با این گروه مقابله کند. این فیلم اکشن و مهیج روایتی پرتنش و هیجانانگیز از مقاومت یک نوجوان در برابر خشونت است.