خلاصه داستان: چارلی، مالک پرانرژی و مستقل یک تعمیرگاه کاملاً زنانه، مجبور میشود آینده خود را دوباره ارزیابی کند، وقتی یک رقیب پرزرقوبرق از شرکتهای بزرگ درست روبروی او مستقر میشود. برای یافتن آرامش، او به یک دوست ناشناس آنلاین پناه میبرد — بیخبر از اینکه در واقع با بو، همان رقیبی که کسبوکارش را تهدید میکند، در حال گفتوگو است. با جرقههایی که هم آنلاین و هم در دنیای واقعی شکل میگیرد، حقیقت تهدید میکند که همه چیز را به هم بریزد.
خلاصه داستان: در یک روز معمولی، اتوبوسی حامل دانشآموزان و معلمی فداکار در مسیر بازگشت از اردوی مدرسه، در منطقهای دورافتاده دچار حادثهای ناگهانی میشود. آتشسوزی مهیبی که به سرعت گسترش مییابد، جان سرنشینان را به خطر میاندازد. پدر یکی از دانشآموزان که از ماجرا باخبر میشود، با تمام وجود برای نجات آنها وارد عمل میشود. او در حالی که با موانع متعدد و کمبود امکانات روبهروست، تلاش میکند به موقع به محل حادثه برسد و معلم و بچهها را از مرگ حتمی نجات دهد. این فیلم روایتی پرتنش از شجاعت، فداکاری و عشق والدین است.
خلاصه داستان: سارا و دیوید غریبههای مجردی هستند که در عروسی یک دوست مشترک با هم آشنا میشوند و خیلی زود، در یک پیچش غافلگیرکننده سرنوشت، خود را در یک ماجراجویی خندهدار، خارقالعاده و گسترده با هم میبینند که در آن لحظات مهمی از گذشتههایشان را دوباره زندگی میکنند و چگونگی رسیدن به جایگاه فعلیشان را روشن میکنند... و احتمالاً فرصتی برای تغییر آیندهشان پیدا میکنند.
خلاصه داستان: جی.دی. ونس، دانشجوی حقوقی از جنوب اوهایو، در آستانهی به دست آوردن شغلی رؤیایی در یک شرکت حقوقی معتبر است. اما یک تماس اضطراری از خانواده، او را مجبور میکند به شهری که سالها از آن گریخته بود بازگردد. مادرش، بث، پس از مصرف بیش از حد مواد مخدر در بیمارستان بستری شده است و جی.دی باید در کنار خواهرش لیندسی، از او مراقبت کند. این بازگشت ناخواسته، خاطرات کودکی او را در دل کوهستانهای آپالاش زنده میکند؛ جایی که مادربزرگش ماماو، با وجود تمام سختیها، سعی داشت آیندهای بهتر برای او بسازد. جی.دی در میان تنشهای خانوادگی، فقر و اعتیاد، باید با گذشتهاش کنار بیاید و راهی برای حفظ امید و آیندهاش پیدا کند.
خلاصه داستان: در قلب زمستان سخت مینهسوتا، یک پیک غذای بیرونبر با ماشین خود در جادههای برفی و لغزنده مشغول کار است. ناگهان یک ماشین برفروب مرموز با رانندهای که هویتش مشخص نیست، شروع به تعقیب او میکند. راننده پیک که ابتدا فکر میکند با یک راننده بیاحتیاط طرف است، بهزودی متوجه میشود که این تعقیبوگریز مرگبار است و پای جانش در میان است. او باید با تکیه بر هوش و آگاهی خود از خیابانهای خالی و برفگرفته فرار کند و از تلههای راننده دیوانه بگریزد. هر لحظه ممکن است برفروب او را از جاده خارج کند یا با او تصادف مرگبار کند. تنهایی، سرما و تاریکی بر تنش میافزاید و او باید در این شرایط دشوار، راهی برای نجات خود بیابد. این فیلم پر از تعلیق و صحنههای نفسگیر است که مخاطب را تا پایان همراه خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: در نسخهای پادآرمانشهری از آمریکا که تحت سلطهی یک حکومت تمامیتخواه اداره میشود، پنجاه پسر نوجوان در مسابقهای مرگبار شرکت میکنند؛ رقابتی که در آن باید با سرعتی حداقلی به راهرفتن ادامه دهند، وگرنه اعدام میشوند — تا زمانی که تنها یک بازمانده باقی بماند.