خلاصه داستان: امی و مایک، دو نوجوان کنجکاو، در حین تماشای یک حلقه فیلم کمیاب و قدیمی، ناخواسته نفرینی را آزاد میکنند که صدها سال به دام افتاده بود. این نفرین ساکنان شهر کوچک و آرام آنها را به زامبیهایی گرسنه و بیرحم تبدیل میکند. حالا امی و مایک باید با عبور از شهری که پر از موجودات وحشتزده شده، فیلمسازی بدنام و مرموز را پیدا کنند که تنها کسی است که میتواند این طلسم را بشکند. آنها در این مسیر پرخطر و خندهدار، با موانع و شخصیتهای عجیبی روبرو میشوند و باید سریعتر از آنچه فکر میکنند راهی برای نجات دنیا و بازگرداندن آرامش به شهرشان پیدا کنند.
خلاصه داستان: در یک تالار عظیم و مرموز، پنجاه غریبه از خواب بیدار میشوند و خود را در حالی مییابند که گرفتار شدهاند، بیهیچ خاطرهای از اینکه چگونه به آنجا آمدهاند. آنها در حلقهای به سمت داخل چیده شدهاند و قادر به حرکت نیستند. خیلی زود درمییابند که هر دو دقیقه، یکی از آنها باید بمیرد… توسط دستگاهی عجیب که در مرکز اتاق قرار دارد، اعدام میشود.
خلاصه داستان: این داستان همزمان با اتفاقات فیلم «جان ویک: فصل سوم – پارابلوم» جریان دارد؛ جایی که «ایو ماکارو» برای انتقام از قاتلان خانوادهاش، آموزشهای خود را در سنتهای قاتلان گروه «روسکا روما» آغاز میکند. او که توسط «جان ویک» در کودکی نجات یافته، حالا به دنبال هویت واقعی خود و مهارتهای پنهانش میگردد و وارد دنیای تاریک و خشن انتقام میشود.
خلاصه داستان: هر لحظه برای مردی که در شمال غربی اقیانوس آرام مشغول قطع درختان است، پر از خطر است. اما در این تریلر اکشن، جک با تهدیدی فراتر از طبیعت وحشی روبهرو میشود. هنگامی که او به اعماق جنگل پیش میرود، با گروهی از تبهکاران دیوانه از گذشتهاش برخورد میکند که قصد دارند قبل از اینکه او بتواند راهی برای بازگشت به تمدن پیدا کند، او را به قتل برسانند. جک که تنها و بیسلاح در میان درختان بلند و انبوه گرفتار شده، باید از هوش و مهارتهای بقای خود استفاده کند تا از دست این شکارچیان بیرحمانه فرار کند. او در این مسیر با موانع طبیعی و انسانی متعددی روبهرو میشود و هر لحظه ممکن است آخرین لحظه زندگیاش باشد. آیا او میتواند از این کابوس جان سالم به در ببرد و به خانه بازگردد؟
خلاصه داستان: در انگلستان قرن نوزدهم، کنت دراکولا (با بازی گری اولدمن) به لندن سفر میکند تا با مینا هارکر (وینونا رایدر) ملاقات کند؛ زن جوانی که شباهت زیادی به عشق ازدسترفته او، الیزابتا، دارد. دراکولا که قرنها به انتظار نشسته، حاضر است برای بازپسگیری عشق خود دست به هر کاری بزند. او مینا را تحت تأثیر قرار میدهد و به تدریج شهر را به وحشت میاندازد. در این میان، پروفسور ون هلسینگ (آنتونی هاپکینز) به همراه گروهی از جمله جاناتان هارکر (کیانو ریوز) برای نابودی دراکولا وارد عمل میشوند. این فیلم اقتباسی وفادار از رمان کلاسیک برام استوکر است که با کارگردانی هنرمندانه فرانسیس فورد کوپولا و سبک بصری گوتیک، به یکی از تأثیرگذارترین فیلمهای ترسناک تاریخ تبدیل شده است.
خلاصه داستان: مایک مککن، یک راننده کامیون حرفهای در جادههای یخی شمال، برای انجام وصیت برادرش عازم نپال میشود تا خاکستر او را بر فراز قله اورست پراکنده کند. در این مسیر، او با یک اتوبوس پر از مسافر و یک راهنمای کوهستانی محلی همراه میشود. اما ناگهان گروهی از مزدوران به آنها حمله میکنند و مایک مجبور میشود مهارتهای رانندگی خود را در خطرناکترین جاده دنیا به کار گیرد تا جان مسافران و مردم محلی را نجات دهد.