خلاصه داستان: در آیندهای نزدیک، ایالات متحده درگیر یک جنگ داخلی ویرانگر شده است و اتحادیهای از ایالتهای غربی به رهبری تگزاس و کالیفرنیا علیه دولت فدرال مستقر در واشنگتن شورش کرده است. در این بحبوحه، گروهی از روزنامهنگاران جنگی باتجربه و جوان، سفری خطرناک را از نیویورک به سمت واشنگتن آغاز میکنند تا پیش از سقوط نهایی، آخرین مصاحبه را با رئیسجمهور انجام دهند. لی، عکاس خبری مشهوری که جنگهای زیادی را پوشش داده، همراه با جوئل، خبرنگار کهنهکار و سمی، عکاس جوان و تازهکار، در جادههایی پر از خطر و خشونت پیش میروند. آنها در این مسیر با غیرنظامیان، شورشیان و سربازانی روبهرو میشوند که هر کدام تصویری از وحشت و پوچی جنگ ارائه میدهند. این سفر پرمخاطره، آنها را با پرسشهای عمیقی درباره ماهیت حقیقت، رسالت خبرنگاری و مرز میان بیطرفی و همدلی روبهرو میکند.
خلاصه داستان: کاپیتان نیک پرستون و گروهی از نظامیان به منطقهای دورافتاده اعزام میشوند تا دژ قدیمی «ایدن مرگ» را برای ساخت یک اردوگاه آموزشی بازسازی کنند. اما وقوع یک زلزله مهیب تقریباً تمام گروه را از بین میبرد و تنها نیک، سارا مکبراید، سرجوخه لاکی سیمکو و همسرش کندی زنده میمانند. در حالی که آنها تلاش میکنند از خرابهها جان سالم به در ببرند، با گروهی از جنایتکاران مسلح روبهرو میشوند که قصد دارند از هرجومرج پیشآمده سوءاستفاده کنند. حالا این بازماندگان باید با تکیه بر مهارتهای نظامی خود، از خود و غیرنظامیان محافظت کنند و در نبردی نابرابر، جان خود و دیگران را نجات دهند. آنها در این مسیر با چالشهای روحی و جسمی بسیاری دستوپنجه نرم میکنند و باید تصمیمهای سختی بگیرند که بقایشان را تعیین میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۳ و در دوران اشغال کره توسط ژاپن، پنج مظنون به جاسوسی توسط نیروهای امنیتی ژاپن به رهبری تاکاهارا کایتو دستگیر و در هتلی دورافتاده زندانی میشوند. آنها متهم به همکاری با «فانتوم»، یک سازمان مخفی ضد ژاپنی هستند. در حالی که وقت برای یافتن جاسوس واقعی رو به اتمام است، هر یک از مظنونان تلاش میکند بیگناهی خود را ثابت کند و در عین حال نقشههای خطرناکی برای فرار و افشای حقیقت طراحی میکند. تنش و بیاعتمادی میان شخصیتها بالا میگیرد و هر لحظه امکان برملا شدن رازها وجود دارد.
خلاصه داستان: در اوایل قرن نوزدهم، کمپانی هند شرقی بریتانیا برای تسلط بر بنادر تجاری هند، نقشهای شوم میچیند و مهاراجه یک ایالت را به قتل میرساند. «سانگا»، کشاورز بیگناهی که شاهد این توطئه است، به اتهام قتل مهاراجه دستگیر و زندانی میشود. او به همراه چند زندانی دیگر از زندان میگریزد و در میان کوهستانها پنهان میشود. همه گمان میکنند او مرده است، اما سانگا زنده میماند و با نام «کرانتی» (انقلاب) به مبارزه علیه ظلم و استعمار برمیخیزد. او با یاری روستاییان و افراد دیگر، ارتشی از آزادیخواهان تشکیل میدهد و در حالی که عشق و وفاداری را تجربه میکند، برای استقلال میهنش میجنگد. این فیلم حماسی، داستانی از شجاعت، فداکاری و عشق به میهن است.
خلاصه داستان: در میانه یک طوفان سهمگین، خلبان باتجربهای به نام برودی تورنس، برای نجات مسافرانش مجبور میشود هواپیمای مسافربری خود را در منطقهای دورافتاده و ناشناخته به زمین بنشاند. اما به محض فرود، او و مسافرانش خود را در میان درگیریهای مسلحانه یک گروه شورشی مییابند. برودی که خلبان سابق ارتش است، با کمک یک مسافر مظنون به جرم، نقشهای برای نجات همه طراحی میکند. او باید در شرایطی بحرانی، از جان مسافران محافظت کند و راهی برای خروج از این منطقه خطرناک پیدا کند. تعلیق و هیجان در این فیلم تا لحظه آخر حفظ میشود.
خلاصه داستان: در سدههای میانه ژاپن، دهکدهای آرام در دل کوهستان با حمله یک گراز شیطانی روبهرو میشود. آشیتاکا، شاهزاده جوان قبیله، برای نجات مردمش با آن جانور درگیر میشود و در این نبرد، بازویش توسط طلسمی نفرینشده آلوده میگردد. او برای یافتن درمان، از دهکده تبعید و سرگردان میشود. در سفرش به غرب، با جنگلی مقدس روبهرو میشود که میان انسانها و خدایان طبیعت نزاعی خونین جریان دارد. او با سان، دختری که توسط گرگها بزرگ شده و با نام شاهدخت مونونوکه شناخته میشود، آشنا میشود و در میانه این کشمکش، به دنبال راهی برای آشتی و رهایی از نفرین میگردد. این سفر، او را به درک تازهای از زندگی و طبیعت میرساند.