خلاصه داستان: هریسون لوید، عکاس خبری برنده جایزه پولیتزر، پس از سالها ثبت تصاویر وحشتناک جنگ، تصمیم میگیرد برای حفظ آرامش خانوادهاش از حرفه خود کنارهگیری کند. اما درست در آستانه بازنشستگی، مأموریتی در بحبوحه جنگ بوسنی به او پیشنهاد میشود. او با وجود مخالفت همسرش سارا، راهی منطقه خطر میشود و مدتها از او بیخبر میماند. سارا که از مرگ هریسون در جریان درگیریها مطلع شده، باور نمیکند و با تکیه بر عشق و امید، تصمیم میگیرد خودش به دنبال او به دل جنگزده بوسنی برود. او در این سفر پرمخاطره با خبرنگاران و عکاسان دیگری همراه میشود که هر کدام زخمهای عمیقی از جنگ دارند. سارا در جستجوی حقیقت، با واقعیتهای تلخ و امیدهای نابودشدهای روبهرو میشود که مسیر زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: احسان روزنامهنگاری نیمهروشنفکر است که تاکنون هرچه نوشته، مورد توجه مردم واقع نشده است. تا اینکه سلسله گزارشهایی مینویسد که کاملاً عامهپسند و دربارهٔ رمالی است. انتشار این گزارشها اگرچه نام احسان را به عنوان روزنامهنگاری موفق سر زبان میاندازد، اما او را دچار دردسرهای عجیب میکند و مسیر زندگیاش را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: شاهزاده املث در آستانه مرد شدن است که پدرش توسط عمویش به طرز وحشیانهای به قتل میرسد و مادر پسر را میرباید. دو دهه بعد، املث اکنون یک وایکینگ است که در ماموریتی برای نجات مادرش، کشتن عمویش و انتقام از پدرش است.
خلاصه داستان: رناتو، یک تاجر موفق آمریکایی-مکزیکی، زندگی اش با خبر مرگ پدرش زیر و رو می شود. او که فکر می کرد تنها فرزند خانواده است، در مراسم خاکسپاری با برادر ناتنی اش، آسفالت، که یک مکانیک ساده و خوش قلب در مکزیک است، آشنا می شود. پدرشان وصیت کرده که آن ها با هم سفری را آغاز کنند تا رازی خانوادگی را کشف کنند. رناتو که به دنبال کنترل همه چیز است، با آسفالت که کاملاً بی خیال و ماجراجو است، درگیر اختلافات فراوانی می شود. آن ها در این سفر جاده ای، با موقعیت های خنده دار و چالش برانگیزی روبرو می شوند که آن ها را به هم نزدیک تر می کند و در نهایت، حقیقتی را درباره گذشته خانواده و پیوندهایشان پیدا می کنند.
خلاصه داستان: لینزی، سرباز جوانی که در افغانستان دچار آسیب مغزی شده، پس از بازگشت به زادگاهش نیواورلئان با چالشهای تازهای روبهرو میشود. او در مسیر بهبودی، با جیمز، مکانیکی تنها و درگیر مشکلات شخصی، آشنا میشود و میان آنها دوستی عمیقی شکل میگیرد. این فیلم روایتی لطیف از تلاش برای التیام زخمهای جسمی و روحی و یافتن معنای تازه در زندگی است.
خلاصه داستان: جیم، مأمور سابق سازمان اطلاعات هند، پس از خیانتی نابخشودنی به یک تروریست بینالمللی تبدیل شده و با رهبری گروهی مسلح، نقشهای برای فروپاشی هند طراحی میکند. در این میان، پاتان، افسر زبده و مرموز سازمان، با همراهی روبی، مأمور سابق پاکستان، برای متوقف کردن جیم وارد عملیاتی پرمخاطره میشود. آنها در مسیر خود با خیانتها، تعقیبهای مرگبار و رازهایی از گذشته روبهرو میشوند. در حالی که جیم با استفاده از یک ویروس بیولوژیک تهدید به نابودی جمعیت هند میکند، پاتان باید بین وظیفه و عشق، وطن و انتقام یکی را برگزیند. این مأموریت او را به نقاط مختلف جهان میکشاند و در نهایت به رویارویی مستقیم با دشمن قدیمیاش ختم میشود.