خلاصه داستان: کلتن بریگز، هفتتیرکشی بدنام در غرب وحشی، سالها پیش مردی را به قتل رسانده و حالا پسر آن مرد، با نام مستعار دارن مکآلیستر، بازگشته تا انتقام پدرش را بگیرد. او به همراه گروهی از خلافکاران به شهر کوچکی حمله میکند و همسر کلتن را به قتل میرساند. کلتن که در گذشتهای پر از خشونت غرق شده، حالا باید با دختر جوان و باهوشش، بروکلین، برای تعقیب قاتلان راهی سفری خطرناک شود. در طول این مسیر، کلتن با واقعیتهای تلخ گذشتهاش مواجه میشود و رابطهاش با دخترش دستخوش تغییر میشود. این فیلم وسترنی مدرن است که به مضامینی چون انتقام، پشیمانی و پیوندهای خانوادگی میپردازد.
خلاصه داستان: باک، سگی بزرگ و مهربان از نژاد سنت برنارد و اسکاتلندی، در خانهای آرام در کالیفرنیا زندگی میکند. اما زندگی او با ربوده شدن توسط یک باغبان نادرست و فروخته شدن به عنوان سگ سورتمهکش در دوران طلایی کلوندایک، دگرگون میشود. باک در سرزمین خشن و سرد یوکان، با قلدری سگهای دیگر، بیرحمی انسانها و سختیهای طبیعت وحشی روبهرو میشود. او در این مسیر با جان تورنتون، مردی تنها و داغدیده، آشنا میشود که برای نخستین بار محبت و احترام واقعی را به او نشان میدهد. باک با تکیه بر غرایز نیاکانش، به تدریج قدرت و آزادی را کشف میکند و میان دنیای اهلی و وحشی، جایگاه واقعی خود را مییابد. داستان، سفری احساسی و پرماجراست که پیوندی ناگسستنی میان انسان و سگ را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم دادشاه روایتی دراماتیک از ماجرای دادشاه، یک بلوچ مبارز در جنوب شرقی ایران است که در اعتراض به برنامههای اصلاحات ارضی و نفوذ بیگانگان در منطقه، به مبارزه مسلحانه روی میآورد. او در زاهدان، یکی از حامیان برنامه اصل چهار به نام سردار درانی را به دار میآویزد و به همین دلیل تحت تعقیب قرار میگیرد. داستان با تعقیب و گریزهای پلیسی و درگیریهای داخلی، ابعاد شخصیتی دادشاه را به عنوان یک مبارز سنتی در برابر مدرنیزاسیون اجباری نشان میدهد. بازی خسرو شکیبایی در نقش دادشاه، یکی از نقاط قوت فیلم است و سعید راد نیز در نقشی مکمل ظاهر شده است.
خلاصه داستان: فیلم باند ۳۴ بر اساس یک ماجرای واقعی ساخته شده است و داستان کاپیتان ویکرانت رانا را روایت میکند که در یک پرواز عادی از دوبی به کوچی، با یک طوفان ناگهانی و نقص فنی شدید در هواپیما مواجه میشود. خلبان جوان و جسور سعی میکند با تکیه بر تجربه و شجاعت خود، هواپیمای آسیبدیده را در شرایط جوی بسیار بد به سلامت فرود آورد. اما این فرود اضطراری، تنها آغاز ماجراست؛ زیرا پس از آن، یک تحقیق رسمی درباره علت حادثه آغاز میشود که رانا را در مقابل یک بازرس سختگیر و بیرحم قرار میدهد. او باید ثابت کند که تصمیماتش در آن لحظات بحرانی، نه بر اساس بیاحتیاطی، بلکه بر اساس تلاش برای نجات جان مسافران بوده است. این درام هوایی پرتنش، تقابل جسارت یک خلبان و عدالت یک بازرس را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم ریکاردوس بودن نگاهی به یک هفته پرتنش از زندگی لوسیل بال و دسی آرناز، زوج محبوب تلویزیون آمریکا، دارد. در حالی که آنها برای ضبط یک قسمت جدید از کمدی موقعیت «من لوسی را دوست دارم» آماده میشوند، دو بحران بزرگ آنها را تهدید میکند: یک خبر فاش میشود که میتواند به حرفه حرفهایشان پایان دهد، و همزمان یک اتهام سیاسی علیه دسی مطرح میشود که ممکن است ازدواجشان را از هم بپاشد. فیلم در قالب فلاشبکها و گفتگوهای پشت صحنه، روند خلاقانه ساخت یکی از محبوبترین سریالهای تاریخ تلویزیون را به تصویر میکشد و در عین حال به چالشهای شخصی و حرفهای این دو ستاره میپردازد. آرون سورکین با دیالوگهای تند و سریع خود، داستانی پرتعلیق و احساسی را روایت میکند که در آن عشق، جاهطلبی و سیاست در هم میآمیزند.
خلاصه داستان: رباب، دختر جوانی در جنوب ایران، نامزد پسرعمویش کامل است. پدر رباب، علی ویس، صیاد مروارید است و به بیماری تنگی نفس دچار شده. مادر کامل از خانواده عروس میخواهد که دخترشان را با جهیزیهای که توسط خانواده داماد تهیه میشود به خانه بفرستند. علی ویس برای تأمین جهیزیه دخترش، با وجود بیماری، به دریا میزند تا صدف مروارید صید کند. در همین حال، خادم، پسر خانواده، مخفیانه و به کمک دوستش خدر، برای فراهم کردن جهیزیه خواهر تلاش میکند. این تلاشها در بستر سنتهای بومی و سختیهای زندگی جنوب، داستانی انسانی و تأثیرگذار میسازد.