خلاصه داستان: در آستانه سیسالگی، جان لارسون، آهنگساز جوان و آیندهدار تئاتر، در حالی که به عنوان پیشخدمت در یک رستوران کار میکند، در حال نگارش یک موزیکال انقلابی است. او با فشارهای زمان، ترس از شکست، و رقابت با دوستانش مواجه میشود. همزمان، دوست صمیمیاش مایکل به او پیشنهاد میکند که شغلی پایدار را بپذیرد و از رویای دشوار خود دست بکشد. جان میان عشق به هنر و نیاز به ثبات مالی سرگردان است. او با سوزان، دوستدخترش، نیز درگیر اختلافنظرهایی میشود. این فیلم با موسیقیهای جذاب و اجرای فوقالعاده اندرو گارفیلد، روایتگر تلاشهای طاقتفرسای یک هنرمند برای زنده ماندن در دنیای رقابتی برادوی است.
خلاصه داستان: دنیل، پانزده سال پس از به قتل رسیدن خواهرش، متوجه میشود که علاقه شدیدی به یکی از دانش آموزان سال آخری دبیرستان یعنی کیسی پیدا کرده است و…
خلاصه داستان: در شهری که هر روز غبار غربت بر چهرهاش مینشیند، آدمهایی زندگی میکنند که جامعه آنها را به سادگی «اوباش» مینامد؛ اما در پس این برچسب، دنیایی از قوانین نانوشته و روابط پیچیده نهفته است. فیلم اوباش روایتگر زندگی همین افراد است؛ مردمانی که در حاشیه شهر و در میان دشواریهای روزمره، هویت و کرامت خود را جستوجو میکنند. داستان با نگاهی واقعگرایانه به تعاملات این گروه، مرزهای اخلاق و بقا را به تصویر میکشد. هر شخصیت، بار سنگینی از گذشته و آینده را بر دوش میکشد و در کشاکش میان خواستههای شخصی و قوانین جمعی، تصمیمهایی میگیرد که سرنوشتشان را تغییر میدهد. محمد خراطزاده با کارگردانی دقیق خود، فضایی پرتنش و در عین حال انسانی خلق کرده است. بازیهای درخشان بازیگران، عمق شخصیتها را دوچندان میکند و مخاطب را با خود همراه میسازد. این فیلم، فراتر از یک اثر جنایی، تأملی است بر معنای عدالت، وفاداری و انتخاب در جهانی که هیچچیز سیاه و سفید نیست.
خلاصه داستان: هلن کارپنتر، زنی که به تازگی طلاق گرفته و سی و چند ساله است، برای یافتن دوباره خود در یک دوره آموزشی بقا در طبیعت ثبتنام میکند. او در این سفر پرفرازونشیب با چالشهای فیزیکی و روحی متعددی روبهرو میشود و در میان گروهی از افراد ناآشنا، از جمله برادر کوچکش و یک راهنمای جذاب، به تدریج پی میبرد که گاهی برای پیدا کردن مسیر زندگی باید واقعاً گم شد. این تجربه او را به سفری درونی میبرد که در آن با ترسها، خاطرات و امیدهایش روبهرو میشود و در نهایت درمییابد که شادی واقعی نه در مقصد، بلکه در مسیر است.
خلاصه داستان: فیلم همه چی عادیه روایتگر زندگی جوانی روستایی است که به دلیل بحران کمآبی و سختی معیشت، ناگزیر به مهاجرت به پایتخت میشود. او که هیچ تجربهای از مشاغل شهری ندارد، برای تأمین مخارج زندگی، به کارهایی روی میآورد که با دانش و تواناییهایش فاصله دارد. در این مسیر، با شخصیتهای گوناگونی آشنا میشود و هر یک تأثیری بر سرنوشت او میگذارند. داستان با نگاهی طنزآمیز و در عین حال تأملبرانگیز، تضادهای زندگی شهری و روستایی، امیدها و ناامیدیهای یک انسان عادی را به تصویر میکشد. بازی بهنوش بختیاری و پژمان بازغی در کنار دیگر بازیگران، به باورپذیری این روایت کمک کرده است. «همه چی عادیه» تلاشی است برای نمایش واقعیتهای اجتماعی در قالب اثری سینمایی.
خلاصه داستان: پاتریزیا رجیانی، زنی از طبقه کارگر، با پاتریزیو گوچی، وارث امپراتوری مد گوچی، ازدواج میکند و به این ترتیب وارد یکی از ثروتمندترین و مشهورترین خانوادههای ایتالیا میشود. جاهطلبی سیرابنشدنی او، همراه با حسادتها و اختلافات درونی خانواده گوچی، به تدریج پایههای این برند افسانهای را سست میکند. پاتریزیا با دسیسهچینی و اعمال نفوذ در امور شرکت، موجی از خیانت، انحطاط و انتقام را به راه میاندازد که در نهایت به یکی از بدنامترین جنایتهای دنیای مد منجر میشود. فیلم خانه گوچی روایتی دراماتیک از قدرت، ثروت و جنون است.