خلاصه داستان: همسر جوان لرد وان کتن که از شهری دور آمده است و به تازگی با او ازدواج کرده است، قصد دارد منزلگاه خانوادگی همسرش، قصری در صخرهای در شمال ایتالیا که شرایط زندگی در آن دشوار است، را به خانهای دلنشین برای زندگی خود تبدیل کند. اما او به زودی با چالشهایی روبهرو میشود: محیط خشن و سرد، همسرش که مردی سختگیر و بیاحساس است، و رازهایی که در دل دیوارهای این قصر نهفته است. او در تلاش برای یافتن جایگاه خود در این دنیای بیگانه، با مرد جوانی آشنا میشود که احساسات تازهای را در او برمیانگیزد. این آشنایی، او را در مسیری از عشق، خیانت و رهایی قرار میدهد و او باید میان وفاداری به همسر و پیروی از قلب خود یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: سالی، رانندهی کامیون، برای تأمین هزینههای درمان برادر زندانیاش، ناگزیر به حمل محمولههای مرموز برای یک باند تبهکار میشود. اما وقتی متوجه میشود آخرین بار، یک دختر نوجوان ربودهشده است، وجدانش او را به چالش میکشد. در سوی دیگر، مأمور افبیآی به نام جرارد که به دلیل خشونت بیش از حد در تعلیق است، بهصورت غیررسمی پروندهی این آدمربایی را دنبال میکند. تعقیب و گریزی نفسگیر در جادههای طولانی آمریکا شکل میگیرد و سالی باید بین نجات برادرش و محافظت از دختر جوان، یکی را انتخاب کند. این انتخاب، مرزهای اخلاقی او را به چالش میکشد و گذشتهی تاریکش را رو میکند.
خلاصه داستان: دَن، کارگر ساختمانی میانسال، پس از یک فاجعه خانوادگی با همسرش از هم جدا شده و با دختر نوجوانش نیز رابطهای سرد و دور دارد. او به طور اتفاقی وارد یک گروه تئاتر محلی میشود که مشغول تمرین نمایش رومئو و ژولیت هستند. دَن که هیچ تجربهای در بازیگری ندارد، به مرور جذب نقشهای فرعی میشود و در خلال تمرینها، دیالوگها و موقعیتهای نمایشی به طرز غیرمنتظرهای زندگی واقعی او را بازتاب میدهند. همزمان، دخترش نیز به تماشای تمرینها میآید و حضور او در کنار پدر، فرصتی برای نزدیکی دوباره آنها فراهم میکند. اما اجرای عمومی نمایش، دَن را با رازها و دردهایی روبهرو میکند که سالها از آنها فرار کرده بود.
خلاصه داستان: در یک روستای کوچک ماهیگیری در ایرلند، آیلین که سالهاست در کارخانهای محلی کار میکند، با بازگشت پسرش برایان به خانه مواجه میشود. برایان پس از مدتی دوری، دوباره به جمع خانواده و دوستان قدیمی میپیوندد، اما رفتارهای او نشانههایی از خشونت و بیثباتی دارد. یک شب، حادثهای رخ میدهد که زندگی آیلین را زیر و رو میکند. او برای محافظت از پسرش، تصمیمی میگیرد که اخلاقیات و روابطش را به چالش میکشد. این راز سنگین، آرامآرام بر زندگی همه اعضای خانواده و اجتماع کوچک آنها سایه میاندازد و آنها را در مسیری پر از تنش و درگیری قرار میدهد. فیلم با نگاهی عمیق به پیوندهای مادرانه، دروغها و عواقب تصمیمهای دشوار، داستانی تلخ و واقعگرایانه را روایت میکند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۶، گرچن کارلسون، مجری شبکه فاکس نیوز، از رفتارهای ناشایست راجر ایلز، مدیرعامل این شبکه، به ستوه آمده است. او پیش از پایان مهلت قراردادش، با وکلای خود درباره شکایت از مدیرعامل گفتوگو میکند. در همین حین، کایلا پاسپیس، تهیهکننده جوان و جاهطلب شبکه، با پیشنهادهای نامناسبی از سوی ایلز مواجه میشود. مگان کلی، مجری پرسروصدای شبکه، نیز درگیر این ماجرا میشود و هر سه زن با تصمیمهای دشواری روبهرو میشوند. این شکایت به یکی از بزرگترین رسواییهای رسانهای آمریکا تبدیل میشود و مرزهای وفاداری، ترس و جسارت را در هم میشکند. داستانی واقعی و تکاندهنده از قدرت، جنسیت و شجاعت در برابر بیعدالتی.
خلاصه داستان: راما، رماننویس جوان، برای نوشتن اقتباسی مدرن از اسطوره میدیا به دادگاه جنایی شهر سن اومر میرود. او شاهد محاکمه لارنس کولای، زن جوان سنگالیالاصلی است که متهم به رها کردن دختر پانزدهماههاش در ساحل و غرق شدن اوست. راما در جریان جلسات دادگاه با چهرههای پیچیدهای از مادری، مهاجرت و خشونت روبهرو میشود. او در میان شهادتها و پرسشهای قاضی، به تدریج با خاطرات و تجربههای شخصی خودش درباره مادرش و هویتش مواجه میشود. دادگاه برای راما به آینهای بدل میشود که در آن نه تنها جنایت، بلکه ریشههای اجتماعی و فرهنگی آن بازتاب مییابد. فیلم با نگاههای نافذ و سکوتهای پرمعنا، مرز میان واقعیت و بازنمایی هنری را کاوش میکند.