خلاصه داستان: فیلم دربارهٔ زندگی دو خانواده مرفه است که در حال فروپاشی است. در این میان حوادثی که برای آوا (باران کوثری)، دختر نوزدهسالهٔ یکی از خانوادهها پدید میآید، سبب برملا شدن بسیاری از رازهای زندگی آدمهای قصه میشود. آوا در آستانهٔ ازدواج با پسر جوانی به نام سیاوش است، اما مادرش، مهناز، با این پیوند مخالف است. اصرارهای مهناز و وسواسهایش بر سر انتخاب همسر برای دختر، رفتهرفته پرده از رازهای تاریکی برمیدارد که سالهاست بر زندگی این خانواده سایه انداخته است. در این میان، حضور شخصیتهای دیگری مانند پدر خانواده و بستگان نزدیک، بر پیچیدگی ماجرا میافزاید. هر یک از شخصیتها در تلاش برای حفظ ظاهر و منافع خود، ناخواسته به افشای حقایقی دامن میزنند که روابط آنها را دستخوش تغییر میکند. این فیلم روایتی پرتنش از روابط انسانی، رازها و دروغهایی است که در بستر یک خانوادهٔ بهظاهر موفق شکل میگیرد.
خلاصه داستان: کیت، همسرش را در جنگ افغانستان از دست داده است و حالا باید به تنهایی از مزرعهٔ کوچکش در یک شهر دوردست مراقبت کند و همزمان مسئولیت آتشنشانی داوطلبانهٔ محله را نیز بر عهده بگیرد. دختر نوجوانش الکس در کنار اوست و این دو تلاش میکنند زندگی تازهای پس از فقدان بسازند. در همین گیرودار، یک سگ گمشده به نام داکوتا وارد زندگیشان میشود و بهتدریج پیوندی عمیق میان او و الکس شکل میگیرد. داکوتا که روحیهای کنجکاو و مهربان دارد، کمک میکند تا خانوادهٔ کوچک آنها دوباره گرمی و امید را تجربه کند. اما در شهری که همه چیز آرام به نظر میرسد، یک تهدید پنهان مزرعه و خانهٔ آنها را در معرض خطر قرار میدهد. حالا کیت و الکس باید با کمک داکوتا و همسایگان وفادارشان، از آنچه برایشان عزیز است دفاع کنند و معنای واقعی خانواده و شجاعت را کشف کنند.
خلاصه داستان: در دنیایی که کشتی گرفتن هیولاها به یک ورزش پرطرفدار و پر از هیجان تبدیل شده، هیولاهای عظیمالجثه به عنوان سوپراستارهای این رقابتها شناخته میشوند. وینی، دختر نوجوانی که عاشق این ورزش است، آرزو دارد روزی مانند پدرش که یک قهرمان کشتی بود، تبدیل به یک ستاره شود. اما مسیر او با چالشهایی روبهرو میشود؛ از جمله تلاش برای مهار یک هیولای دستوپاچلفتی به نام استیو که استعدادهای پنهانی دارد. وینی و استیو با وجود تفاوتهایشان، با یکدیگر همتیمی میشوند تا در مسابقات بزرگ حضور یابند. آنها در این راه با رقیبهای سرسختی روبهرو میشوند و در عین حال، معنای واقعی دوستی، پشتکار و باور به خود را کشف میکنند. این انیمیشن ماجرایی، با فضایی شاد و پرانرژی، داستانی الهامبخش درباره تلاش برای رسیدن به رویاها و پذیرش تفاوتها روایت میکند.
خلاصه داستان: مارتی مکفلای که به تازگی از سفر به گذشته بازگشته، دوباره توسط دکتر امت براون به آینده فرستاده میشود تا از به زندان افتادن پسرش در آینده جلوگیری کند. اما در طول این سفر، اوضاع خرابتر از آن چیزی میشود که انتظارش را داشت. مارتی و دکتر در سال ۲۰۱۵ با نسخههای پیرتر خودشان و خانوادهشان روبهرو میشوند و باید با تغییرات خطرناکی که در زمان رخ داده، مقابله کنند. بازگشت به آینده ۲ با ترکیب علمی-تخیلی، ماجراجویی و کمدی، دنبالهای جذاب و پرپیچوخم است که دنیای زمانپیمایی را پیچیدهتر و هیجانانگیزتر میکند. با تغییرات متعدد در خط زمانی، مارتی و دکتر باید هرج و مرجی را که خودشان ایجاد کردهاند، مرتب کنند و به زمان درست بازگردند.
خلاصه داستان: ماه پیشونی، شخصیت محبوب قصهها، توسط آدمهای مرموزی ربوده میشود و همه جا تاریک و غمگین میشود. بچههای مهدکودک که نگران او هستند، از گروه فیتیلهها کمک میخواهند تا ماه پیشونی را پیدا کنند و او را به قصهها برگردانند. گروه فیتیلهها با شجاعت و ذوق وارد ماجرایی پرهیجان میشوند و در مسیر خود با چالشهای گوناگونی روبهرو میشوند. آنها با کمک بچهها و دوستانشان تلاش میکنند تا راز این آدمربایی را کشف کنند و صلح و شادی را به دنیای قصهها بازگردانند.
خلاصه داستان: در سرزمین حشرات، جیرجیرکی به نام کت با شور و اشتیاق گروهی موسیقی را رهبری میکند تا ساکنان بیخیال را با نغمههای خود سرگرم کند. در سوی دیگر، آنتوانت مورچهای سختکوش و منظم است که در قلمرو او موسیقی ممنوع است و تنها کار و انضباط ارزش دارد. سرنوشت این دو شخصیت کاملاً متضاد را در یک ملاقات تصادفی به هم گره میزند و آنتوانت با دنیای شاد و رنگارنگ کت آشنا میشود. اما آرامش این آشنایی دیری نمیپاید؛ آنتوانت توسط یک مورچهی جاهطلب ربوده میشود. حال کت و دوستانش باید برای نجات او دست به یک ماجراجویی پرمخاطره بزنند. در این مسیر، آنها با چالشهای زیادی روبهرو میشوند و درسهای ارزشمندی درباره دوستی، همکاری و اهمیت شادی در زندگی میآموزند.