خلاصه داستان: در مزرعهای دورافتاده در کالیفرنیا، پس از مرگ ناگهانی پدر خانوادهای که بر اثر سقوط یک سکه از آسمان جان میسپارد، خواهر و برادری به نامهای اوج و امرالد تلاش میکنند تا راز موجودی ناشناس را که در آسمان بالای مزرعهشان پرسه میزند، کشف کنند. آنها برای ثبت تصویر این پدیده مرموز که منبع صداهای عجیب و قطعی برق است، دست به اقدامی خطرناک میزنند و با همکاری یکی از کارکنان فروشگاه لوازم الکترونیکی، نقشهای پیچیده میچینند تا شاهد این رویداد باشند. اما در این مسیر با رازهایی روبهرو میشوند که پای زندگیشان به میان میکشد و هر لحظه ممکن است این موجود عجیب آنها را هدف قرار دهد. آنها باید تصمیم بگیرند که آیا ارزش دارد برای ثبت این تصویر تاریخی جانشان را به خطر بیندازند.
خلاصه داستان: اقامت تفریحی آخر هفته کبیر و خانوادهاش زمانی که یک غریبه دوستانه اما مرموز را به خانهشان راه میدهند، تبدیل به یک کابوس میشود. با تیک تاک ساعت، خانواده مجبور خواهند شد در این مهیج فراطبیعی گیرا و بینظیر که به عناصر شوم جادوی سیاه هندی میپردازد، با بدترین ترسهای خود مقابله کنند.
خلاصه داستان: گروهی از دوستان نوجوان با کشف دستی مومیاییشده که قادر به احضار ارواح است، وارد بازی خطرناکی میشوند. آنها در ابتدا این تجربه را سرگرمکننده مییابند، اما با زیادهروی یکی از اعضای گروه، درهای جهان ماوراء به روی نیروهای وحشتناکی باز میشود. حالا آنها باید با عواقب مرگبار این ارتباط روبرو شوند و راهی برای بستن درِ باز شده پیدا کنند. این فیلم ترسناک روانشناختی، با فضاسازی تاریک و بازیهای درخشان، تجربهای فراموشنشدنی از وحشت مدرن را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: آکیرا تندو، کارمندی جوان و فرسوده از کار در شرکتی است که از او فراتر از حد توان کار میکشد. او شبها تا دیروقت کار میکند و زورگوییهای رئیسش را تحمل میکند تا جایی که از زندگی ناامید شده است. اما یک روز صبح، وقتی از خواب بیدار میشود، شهر را پر از زامبی میبیند. به جای وحشت، آکیرا از این اتفاق خوشحال میشود، زیرا دیگر مجبور نیست سر کار برود! او با هیجان فریاد میزند و تصمیم میگیرد فهرستی از کارهایی که همیشه آرزوی انجامشان را داشته، بنویسد؛ از کارهای ساده مانند تمیز کردن آپارتمان تا ماجراجوییهای بزرگ. حالا آکیرا با همراهی دوستانش، سفری پرماجرا را در میان دنیای آخرالزمانی آغاز میکند تا پیش از تبدیل شدن به زامبی، آرزوهایش را برآورده کند.
خلاصه داستان: مایک اشمیت، نگهبان امنیتی جوانی که برای تأمین هزینهی نگهداری از خواهر کوچکش اَبی به هر کاری تن میدهد، در یک پیتزا فروشی متروکه به نام فردی فازبیر استخدام میشود. این مرکز تفریحی خانوادگی که روزگاری پر از شور و شادی کودکان بود، حالا به مکانی ترسناک و خالی تبدیل شده است. مایک در نخستین شیفت شب متوجه میشود که عروسکهای متحرک و کهنهی رستوران، شبها جان میگیرند و برای یافتن هر موجود زندهای در ساختمان پرسه میزنند. او باید با استفاده از دوربینهای مداربسته، درهای فلزی و چراغهای سالن، از خود در برابر حملات آنها محافظت کند و همزمان به راز تاریکی پی ببرد که پشت داستان این عروسکها و سرگذشت کودکان گمشده پنهان شده است. هر شب، مایک با خطرات جدیدی روبهرو میشود و باید تا طلوع آفتاب زنده بماند.
خلاصه داستان: جوخهای از سربازان آمریکایی در جستجوی طالبان به منطقهای دورافتاده در افغانستان اعزام میشوند. اما مأموریت آنها به فاجعه تبدیل میشود؛ آنها در یک غار باستانی گرفتار میشوند و متوجه میشوند که تنها نیستند. موجودی مرگبار و ناشناخته به نام «کارنوکتوس» آنها را یکییکی شکار میکند. در این میان، یک زندانی خطرناک به رهبری گروه کمک میکند تا شاید بتوانند از این کابوس جان سالم به در ببرند. اما راز کارنوکتوس فراتر از تصور آنهاست و هر قدم برای بقا، آنها را به حقیقت وحشتناکی نزدیکتر میکند. این فیلم ترکیبی از تنش، اکشن و رازآلودگی است که سربازان را در نبردی نابرابر با یک نیروی باستانی قرار میدهد. آیا آنها میتوانند راهی برای فرار بیابند یا قربانیان بعدی کارنوکتوس خواهند بود؟