خلاصه داستان: یک طوفان شدید سبب گیر افتادن تمامی ساکنین یک شهر کوچک میشود و در این بین «فین» به همراه «سسیلی» میبایست ضمن برقراری نظم، حقیقت را در مورد موجود مرموزی که سبب وحشت افراد شده است، کشف کنند و...
خلاصه داستان: گروهی از یوتیوبرهای جوان و جاهطلب که برای افزایش دنبالکنندههایشان دست به هر کاری میزنند، تصمیم میگیرند از یک مکان متروکه و باستانی در دل طبیعت فیلمبرداری کنند. آنها که به دنبال محتوایی ترسناک و پربازدید هستند، ناخواسته وارد منطقهای ممنوعه میشوند و با انجام یک مراسم ناآگاهانه، موجودی اهریمنی و باستانی را از دل تاریخ بیدار میکنند. این موجود که ریشه در آیینهای دروییدهای باستان دارد، شروع به شکار آنها یکییکی میکند. حالا این گروه کوچک که در مکانی دورافتاده گرفتار شدهاند، باید برای زنده ماندن بجنگند و پرده از راز این کابوس وحشتناک بردارند. آنها در حالی که هر لحظه ممکن است قربانی بعدی باشند، متوجه میشوند که این شیطان فقط به دنبال کشتن نیست؛ بلکه میخواهد آنها را در کابوسی ابدی و بیپایان گرفتار کند.
خلاصه داستان: «عصر جنون» داستان تئوان، خواننده دورهگردی از طبقه پانان را روایت میکند که در جستوجوی رهایی از نظام بردهداری، به اعماق جنگلی تاریک و رمزآلود میگریزد. در دل این جنگل، او به قصر کهنی پناه میبرد که ساکنانش به ظاهر سخاوتمندند، اما رفتهرفته رازهای هولناکی آشکار میشود. تئوان در این مکان با یک سنت باستانی و نیروی اهریمنی روبهرو میشود که سرنوشت او را برای همیشه تغییر میدهد. این فیلم مالایالم، با فضاسازی سیاهوسفید و حالوهوای فولکلوریک، روایتی تازه از وحشت و روانپریشی ارائه میکند.
خلاصه داستان: در شهر کوچک دری در ایالت مین، کودکان ناپدید میشوند و گروهی از نوجوانان با موجودی شیطانی مواجه میشوند که خود را به شکل دلقکی به نام پنیوایز نشان میدهد. این موجود هر ۲۷ سال یکبار ظاهر میشود و از ترس کودکان تغذیه میکند. بیلی، پسری که برادرش گم شده، همراه دوستانش تصمیم میگیرد با این هیولا مقابله کند. آنها با نام «باشگاه بازندهها» شناخته میشوند و باید با ترسهای درونی خود روبهرو شوند. داستان در دو زمان گذشته و حال روایت میشود و بر پیوند دوستی و شجاعت در برابر وحشت تأکید دارد. فیلم به کارگردانی اندرس موشیتی، ترکیبی از ترس روانشناختی و درام نوجوانانه است.
خلاصه داستان: شش تن از فضانوردان ایستگاه فضایی بینالمللی، از جمله جان مککی و میراندا نورث، موفق به کشف نخستین شواهد حیات فرازمینی در نمونههای خاک مریخ میشوند. این موجود تکسلولی که «کالوین» نام میگیرد، به سرعت رشد میکند و هوش و تواناییهای ترسناکی از خود نشان میدهد. خدمه که در ابتدا شیفته این کشف بزرگ هستند، خیلی زود درمییابند که کالوین تهدیدی مرگبار برای تمام بشریت است و باید به هر قیمتی از بازگشت آن به زمین جلوگیری کنند. اما موجود بیگانه با هر بار تماس، قویتر و خطرناکتر میشود و فضانوردان را یکییکی شکار میکند. در فضای محدود و بیرحم ایستگاه، آنها با ترس، بیاعتمادی و انتخابهای دشوار اخلاقی روبهرو میشوند؛ انتخابی که سرنوشت زمین و تمام ساکنانش را رقم خواهد زد. آیا آنها میتوانند پیش از سقوط ایستگاه، جلوی این فاجعه را بگیرند؟
خلاصه داستان: رزماری و گای وودهاوس، زوج جوانی که به آپارتمانی قدیمی در ساختمان برانفورد نقل مکان میکنند. همسایههای مسن و مرموزشان، مینی و رومن کستوت، به سرعت وارد زندگی آنها میشوند. پس از مرگ مشکوک دختر جوانی به نام تری و نابینا شدن ناگهانی رقیب هنری گای، رزماری باردار میشود. او در دوران بارداری دردهای عجیبی را تجربه میکند و به تدریج به همسایهها و حتی همسرش بدگمان میشود. رزماری که احساس میکند در توطئهای شیطانی گرفتار شده، تلاش میکند حقیقت را درباره سرنوشت فرزندش کشف کند.