خلاصه داستان: بن مونرو، روانشناس اجتماعی آمریکایی، برای بررسی یک فرقه محلی که با رویدادی نگرانکننده مرتبط است، به یک شهر کوچک سفر میکند. در حالی که او درگیر کارش میشود، دختر نوجوان سرکشش، مازی، با پسر مرموزی به نام مکس آشنا میشود که او را به صحنه مهمانیهای زیرزمینی شهر میکشاند. بن که نگران تغییر رفتار دخترش است، در تلاش برای نفوذ به فرقه، با حقایق تاریکی روبهرو میشود. همزمان، مازی درگیر رابطهای خطرناک میشود که او را به مرکز توطئهای بزرگتر میکشاند. با نزدیک شدن این دو جهان به یک نقطه اوج، بن باید برای نجات دخترش با زمان مسابقه دهد. او در این مسیر با معماهایی مواجه میشود که او را به چالش میکشند و مرز بین محافظت و وسواس را محو میکنند. داستان با تعلیقی فزاینده، به بررسی فداکاریهایی میپردازد که انسانها برای کسانی که دوستشان دارند انجام میدهند.
خلاصه داستان: دو غریبه، خود را در یک اتاق گرفتار میبینند و در یک حلقه زمانی گیر کردهاند، بدون اینکه به یاد بیاورند چگونه به آنجا رسیدهاند، به زودی دنیایی را کشف میکنند که میدانستند از بین رفته است.
خلاصه داستان: کریشنا مأمور یک آژانس جاسوسی هندی است و ماموریت دارد خبرچینی را پیدا کند که اطلاعات محرمانه دفاعی هندوستان را میفروشد؛ اما او میان عشق و شغل خود که جاسوسی است گرفتار شده است.
خلاصه داستان: لورل و هاردی، دو دوست فقیر و بیکار، در حال ماهیگیری در بندر هستند که به طور اتفاقی متوجه آگهی در روزنامه میشوند: قرائت وصیتنامه ابنزل لورل، عموی ثروتمند استن لورل. آنها به امید دریافت سهمی از ارث، راهی خانه بزرگ و ترسناک ابنزل میشوند، اما به محض ورود متوجه میشوند که عموی پیر به قتل رسیده است. حالا آنها درگیر پروندهای مرموز میشوند و با کارآگاهی که در خانه حضور دارد، روبرو میشوند. در این میان، یک قاتل زنجیرهای در خانه پرسه میزند و لورل و هاردی باید از خودشان محافظت کنند. این فیلم کمدی کوتاه، ترکیبی از ترس و خنده است و نشان میدهد که چگونه موقعیتهای وحشتناک میتوانند به موقعیتهای خندهدار تبدیل شوند، به ویژه با واکنشهای همیشگی این دو کمدین مشهور.
خلاصه داستان: مت ترنر، مدیر موفق بانکی، صبح مانند همیشه فرزندانش را سوار ماشین میکند تا به مدرسه برساند. اما در میان راه، تماسی تلفنی آرامش را بر هم میزند: صدای ناشناسی اعلام میکند که زیر صندلی ماشین بمب کار گذاشته شده و اگر هر یک از سرنشینان از ماشین پیاده شوند، بمب منفجر خواهد شد. مت که در تلهای مرگبار گرفتار شده، چارهای جز پیروی از دستورات مهاجم ندارد. او در طول روز باید از بانک پول برداشت کند، به نقاط مختلف شهر برود و مأموریتهای خطرناکی را انجام دهد، در حالی که پلیس نیز به دنبالش است. هر لحظه، هر تصمیم میتواند آخرین باشد. بازپرداخت، یک تریلر نفسگیر است که در آن یک پدر برای نجات خانوادهاش باید با ذهن یک قربانی و یک قهرمان simultaneously مبارزه کند.
خلاصه داستان: پس از نقل مکان به یک خانه مزرعهای دورافتاده برای شروعی تازه، مری و همسرش الکس تلاش میکنند با نوزادشان زندگی آرامی بسازند. اما به زودی، مری که از روانپریشی پس از زایمان رنج میبرد، با پدیدههای نگرانکنندهای در خانه مواجه میشود. دیوارها رازهایی در خود دارند و خاطرات تلخی از گذشته این مکان سایهانداز زندگی آنها میشود. مری در مرز باریک میان واقعیت و توهم سرگردان میماند و باید میان سلامت روان خود و تهدیدهای مرموز خانه، حقیقتی را بیابد که او را تکان خواهد داد.