خلاصه داستان: یک کشاورز ارکیده اسکاتلندی که به ملاقات خواهر بیمار خود در بوگوتا، کلمبیا میرود، با یک نوازنده جوان و یک باستانشناس فرانسوی که مسئول نظارت بر پروژه ساخت و ساز یک قرن تونل در رشته کوه آند است، دوست میشود. هر شب او با صدای چتریهای بلند که مانع از خوابیدن او میشود، آزار مییابد.
خلاصه داستان: نیلوفر دختر جوانی است که پس از آشنایی در فضای مجازی، تصمیم میگیرد برای دیدار با دوست تازهاش راهی تهران شود. اما در طول مسیر، اتفاقاتی غیرمنتظره رخ میدهد که این قرار ملاقات ساده را به سرانجامی عجیب و پر از پیچیدگی تبدیل میکند. او در این سفر با افرادی متفاوت روبهرو میشود و مرز میان اعتماد و سوءظن برایش روشنتر میشود. فیلم جاده شهریار با نگاهی به چالشهای ارتباطی در دنیای مدرن، داستانی درباره تنهایی، انتخاب و عواقب تصمیمهای نسنجیده روایت میکند.
خلاصه داستان: مل، آهنگساز جوانی که برای تکمیل کنسرت ناتمام استاد فقیدش به یک روستای دورافتاده سفر میکند، به مرور متوجه میشود که ملودیهای کشفشده، نفرین باستانی را بیدار کردهاند. او درگیر معمایی میشود که ریشه در افسانههای محلی دارد و هر نتی که مینویسد، مرگ را به ارمغان میآورد. آیا مل میتواند این چرخهی شوم را بشکند یا خودش نیز قربانی بعدی خواهد بود؟
خلاصه داستان: ورونیکا هنلی، نویسنده ای موفق و سخنران انگیزشی، زندگی آرامی دارد، اما ناگهان در کابوسی وحشتناک گرفتار می شود. او در یک مزرعه برده داری در دوران جنگ داخلی آمریکا از خواب بیدار می شود و با خشونت و ظلمی روبه رو می شود که گویی از گذشته دور سر برآورده است. ورونیکا که نمی داند این مکان کجاست و چگونه به آنجا رسیده، باید با تکیه بر ذهن تیزبین خود، راز این واقعیت هولناک را کشف کند و راهی برای فرار بیابد. او در این مسیر با زنان و مردان دیگری روبه رو می شود که مانند او در این مکان گیر افتاده اند و همگی به دنبال راهی برای نجات هستند. اما هر چه بیشتر تلاش می کند، پرده از حقیقتی تاریک تر برداشته می شود که ریشه در گذشته و حال دارد.
خلاصه داستان: فیلم بیا بازی کنیم داستان پسر بچهای به نام الیور را روایت میکند که به دلیل مشکلات ارتباطی، به یک داستان ترسناک در یک برنامه گوشی هوشمند علاقهمند میشود. این داستان درباره هیولایی به نام لری است که از طریق دستگاههای الکترونیکی ظاهر میشود. به زودی، الیور و خانوادهاش متوجه میشوند که لری واقعی است و در تلاش برای ورود به دنیای واقعی است. آنها باید برای محافظت از خود و جلوگیری از ورود هیولا تلاش کنند. این فیلم ترکیبی از ژانرهای ترسناک، درام و معمایی است و تنش و تعلیق را در هر صحنه به خوبی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: ویر، مردی جوان، در آستانه ازدواج با مژگان است، اما خاطرات مبهم و پریشانی از گذشتهاش او را رها نمیکنند. او که از تکرار این رویاها و تصاویر پراکنده به تنگ آمده، تصمیم میگیرد برای یافتن حقیقت به بمبئی سفر کند. در آنجا با امکیش کومار آشنا میشود و به تدریج درمییابد که گذشتهای کاملاً متفاوت از آنچه تصور میکرده داشته است. او با زنی به نام ثنائی مواجه میشود که ادعا میکند همسر اوست و پرده از رازهایی برمیدارد که زندگی ویر را زیر و رو میکند. حال او باید میان عشق کنونی و حقیقت پنهان گذشتهاش یکی را برگزیند و با خاطراتی که او را فرامیخوانند روبرو شود.