خلاصه داستان: در فضای پرتنش یک پرونده جنایی، گروهی از مأموران پلیس برای یافتن قاتل زنی جوان وارد مسیری دشوار و پرپیچوخم میشوند. هر سرنخ آنها را به پرسشهای تازهای میرساند و پرده از رازهایی برمیدارد که زندگی شخصی و حرفهایشان را تحت تأثیر قرار میدهد. این جستوجوی بیوقفه، آنها را با حقیقتهایی تلخ و انتخابهای سختی روبهرو میکند.
خلاصه داستان: سدی و سایر، دو خواهر نوجوان، پس از مرگ ناگهانی مادرشان درگیر سوگواری و اندوهی عمیق هستند. پدرشان، ویل، که رواندرمانگر است، با مشکلات ارتباطی با دخترانش دست و پنجه نرم میکند. در این میان، یکی از مراجعان ویل، مردی آشفته به نام لستر، موجودی وحشتناک و فراطبیعی به نام بوگیمن را وارد زندگی آنها میکند. این موجود از تاریکی و ترس تغذیه میکند و به تدریج خانه و زندگی آنها را تسخیر مینماید. سدی و سایر باید برای بقا بجنگند و در این مسیر، با وحشتی روبرو میشوند که ریشه در غم و فقدان آنها دارد.
خلاصه داستان: توبی، هنرمند جوان و شورشی گرافیتی، به همراه دوستش جی، مخفیانه به خانههای نخبگان ثروتمند لندن نفوذ میکنند تا با نقاشیهای اعتراضیشان، نابرابری اجتماعی را محکوم کنند. اما در یکی از این ورودهای غیرقانونی به خانهی یک قاضی برجسته، توبی با رازی وحشتناک و تکاندهنده مواجه میشود که زندگی او را کاملاً دگرگون میکند. این کشف ناگهانی، او و نزدیکانش را در مسیر پرخطری قرار میدهد که مرز بین حق و باطل را محو میکند. توبی حالا باید بین حفظ امنیت خود و فاش کردن حقیقت، یکی را انتخاب کند، در حالی که گذشتهی تاریک او نیز در این میان به او فشار میآورد. فیلم آمدم داستانی پرتنش و جذاب درباره عواقب کنجکاوی و مبارزه با نظامهای پنهان است.
خلاصه داستان: دانشجوی دختری به نام آوا به طور مداوم و ناگهانی از سوی یک مزاحم ناشناس مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. این آزارها که از راه دور و با روشهای غیرمنتظره انجام میشود، زندگی او را به کابوسی تبدیل کرده و آرامش را از او سلب میکند. آوا تلاش میکند تا هویت مزاحم را شناسایی کرده و راهی برای رهایی از این وضعیت پیدا کند، اما هر بار با موانع جدیدی روبرو میشود. در این مسیر، او با دوستان و اطرافیانش نیز دچار چالشهایی میشود و باید میان اعتماد و تردید یکی را برگزیند. داستان به تدریج لایههای پنهانی از روابط و رازهایی را آشکار میسازد که میتواند سرنوشت همه را تغییر دهد.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره مارگو، زن جوانی است که برای شناخت ریشههای خانوادگی خود به یک جامعه کوچک و منزوی در منطقهای دورافتاده سفر میکند. او به همراه دوستاش کریس و مستندساز دیل تصمیم میگیرند از این سفر و ملاقاتهایشان با اعضای این اجتماع فیلمی مستند بسازند. اما هرچه بیشتر پیش میروند، با آداب و رسوم عجیب و رازهای تاریکی مواجه میشوند که آنها را به گذشتهای پر از خشونت و باورهای مرموز پیوند میدهد. مارگو به تدریج درمییابد که این جامعه آنطور که به نظر میرسد بیگناه نیست و در اعماق آن رازی نهفته است که زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد. فضای خفقانآور و روایت سینمایی مستندگونه، وحشت را به شکلی تدریجی و فزاینده به تماشاگر منتقل میکند.
خلاصه داستان: یک روزنامهنگار جوان و ناامید که به دلیل یک رسوایی حرفهای از کار برکنار شده، برای بازسازی اعتبار خود به تولید یک پادکست مستقل روی میآورد. او در جریان تحقیق درباره یک پیام صوتی مرموز، با زنی مرموز آشنا میشود که ادعا میکند شیء عجیبی به نام «ستون» را در خانهاش نگهداری میکند. این شیء که ظاهراً از فضای بیرونی آمده، تأثیرات شومی بر افراد میگذارد. روزنامهنگار که در ابتدا داستان را یک شایعه میپندارد، به تدریج با شنیدن روایتهای مشابه از افراد مختلف، درمییابد که با یک توطئه فرازمینی گسترده روبهروست. او برای کشف حقیقت، وارد مسیری میشود که مرز بین واقعیت و توهم را کمرنگ میکند و باید تصمیم بگیرد که آیا به دنبال تیتر خبری باشد یا جان خود و دیگران را نجات دهد.