خلاصه داستان: کوبرا، مرد جوانی که در آستانه ازدواج است، ناگهان توسط نیرویی ناشناخته تسخیر میشود و رفتارهای عجیب و خشونتآمیزی از خود نشان میدهد. ابرو، روانپزشک و دوست قدیمی کوبرا، برای درمان او وارد میشود. ابرو که در ابتدا به دنبال توجیهی علمی برای این پدیده است، با مشاهده نشانههایی فراتر از دانش پزشکی، ناگزیر به همکاری با یک جنگیر میشود. تلاشهای آنها برای نجات کوبرا در حالی ادامه مییابد که نیروی شیطانی مقاومت میکند و رازهای تاریکی از گذشته بر ملا میشود. هرچه به حقیقت نزدیکتر میشوند، خطر بزرگتر میشود و همه چیز به گونهای وحشتناک از کنترل خارج میشود.
خلاصه داستان: گروهی از دوستان که در یک منطقهٔ دورافتاده با یک مار کوچک برخورد میکنند، با رفتار نسنجیدهٔ خود خشم نیرویی ماوراءالطبیعه را برمیانگیزند. پس از این اتفاق، هر یک از آنها بهطور جداگانه تسخیر شده و با پدیدههایی وحشتناک روبهرو میشوند. آنها در حالی که تلاش میکنند از این وضعیت رهایی یابند، رازهایی از گذشته را کشف میکنند که به موجودی باستانی به نام جن مرتبط است. این فیلم ترسناک و معمایی، فضایی پرتنش را با بازیهای قابل قبول ارائه میدهد.
خلاصه داستان: اولیویا پس از مرگ نامزدش، در تلاش است تا زندگی را از نو آغاز کند. او به همراه دوستانش برای یک سفر کوتاه به خانهای جنگلی در دوردست میرود تا کمی آرامش پیدا کند. اما اولین شب اقامت، اولیویا را در وان حمام، با مچدستهای بریده و در آستانه غرق شدن پیدا میکنند. دوستانش وحشتزده تصور میکنند او اقدام به خودکشی کرده است، اما اولیویا با تمام وجود اصرار دارد که شخصی ناشناس به او حمله کرده و قصد کشتن او را داشته است. با بدتر شدن اوضاع و بروز اتفاقاتی مرموز، اعتماد میان دوستان از بین میرود و راز تاریکی در دل جنگل برملا میشود. آیا اولیویا قربانی یک حمله واقعی است یا ذهن آشفته او توهمی مرگبار ساخته است؟
خلاصه داستان: رایان بیستساله پس از مرگ پدرش با اختلال اضطرابی شدیدی دستوپنجه نرم میکند. او به همراه دو برادرش باید برای شکستن چرخهی ویرانگری که خانوادهشان را تهدید میکند، مبارزه کنند، در حالی که تاریکی باستانی آنها را در بر میگیرد. این درام روانشناختی به بررسی عمق ترسهای انسانی و پیوندهای خانوادگی در مواجهه با ناشناختهها میپردازد.
خلاصه داستان: ادوارد، بازیگری که آرزوی شهرت دارد، تحت یک عمل پزشکی شدید قرار میگیرد تا ظاهرش را به طور اساسی تغییر دهد. اما چهره جدیدی که رؤیایش را داشت به کابوس تبدیل میشود؛ او نقش اصلیای که همیشه برای آن ساخته شده بود را از دست میدهد و به شدت وسواس پیدا میکند تا هر طور شده آنچه را که از دست داده، پس بگیرد.
خلاصه داستان: سام، دختری هفده ساله، در یک سفر آخر هفته با کولهپشتی به کوههای کتسکیلز همراه پدرش کریس و دوست قدیمی او مت میرود. در طول این سفر، او شاهد تنشهای پنهان میان این دو مرد است و با تغییر تدریجی نقش خود از یک ناظر منفعل به فردی بالغ، با احساسات رقیب و مرزهای جدیدی در روابطش روبهرو میشود. طبیعت آرام و گفتگوهای بیپرده، زمینهای برای بلوغ عاطفی سام فراهم میکند.