خلاصه داستان: در دهکدهای دورافتاده در پنسیلوانیا، اهالی با موجوداتی مرموز در جنگلهای اطراف پیمانی نانوشته دارند: آنها به جنگل نمیروند و موجودات نیز به دهکده پا نمیگذارند. این توازن ظریف سالها حفظ شده تا اینکه لوسیوس هانت، مرد جوانی که همواره به آزادی فکر میکند، از مرز عبور میکند و حادثهای زنجیرهای آغاز میشود. آیوی واکر، دختر نابینای دهکده، برای یافتن دارو به جنگل میرود و رازهای تاریکی دربارهی گذشته و ماهیت واقعی دهکده و موجودات آن فاش میکند.
خلاصه داستان: یک معمار به بیماری چشمی نادری مبتلا میشود و این بیماری او را وارد دنیایی فراواقعی میکند که در آن انگیزههای حقیقی مردم را میبیند. او در این سفر ذهنی با جنبههای پنهان شخصیت خود و دیگران مواجه میشود و در مرز میان واقعیت و توهم، هویتی تازه کشف میکند.
خلاصه داستان: تاسیا ووس، مأمور یک سازمان مخفی، با استفاده از یک فناوری ایمپلنت مغزی وارد ذهن افراد دیگر میشود و بدن آنها را تسخیر میکند تا مأموریتهای ترور را انجام دهد. اما در آخرین مأموریت، تسخیر کالین تیت، کارمند یک شرکت قدرتمند، با بحران هویتی و مقاومت ذهنی شدیدی روبهرو میشود. او بهتدریج کنترل را از دست میدهد و مرز بین واقعیت و توهم، خود و دیگری، محو میشود. تنش میان هویت اصلی و میزبان، تاسیا را در موقعیتی خطرناک قرار میدهد و پای او را به دنیای خشونت و بیثباتی روانی باز میکند. فیلمنامهای پیچیده و بصری، با فضایی سرد و نئونی، تجربهای ذهنی و اضطرابآور را خلق میکند که مرزهای اخلاقی و هویتی را زیر سؤال میبرد.
خلاصه داستان: سایه، مهندس معمار، و یوسف، مهندس راه و ساختمان، پس از سالها زندگی مشترک، به بنبست رسیدهاند. سایه که از بیتوجهیها و مشکلات مکرر خسته شده، برای طلاق اقدام میکند، اما در مسیر ملاقات با وکیل، به اشتباه به مطب یک روانشناس میرود. او که در ابتدا قصد ترک مطب را دارد، با پیشنهاد روانشناس مواجه میشود تا داستان آشنایی و فراز و نشیبهای زندگی مشترکش با یوسف را بازگو کند. در جلسات بعدی، یوسف نیز به این گفتگوها دعوت میشود و دو طرف از زاویه دید خود، روایتهای متفاوتی از اتفاقات ارائه میدهند. این مرور خاطرات، لایههای پنهان سوءتفاهمها و قضاوتهای عجولانه را آشکار میسازد. فیلم «آتش بس» با نگاهی به پیچیدگیهای روابط انسانی، تلاش میکند تصویری واقعگرایانه از چالشهای یک ازدواج شهری ارائه دهد و نشان دهد که گاه صلح و ادامه مسیر، نیازمند درک متقابل و عبور از منیتهاست.
خلاصه داستان: زوجی جوان به نام تام و جما به دنبال خانهای رویایی، وارد محلهای عجیب و یکنواخت میشوند که همه خانههایش شبیه هم هستند. آنها توسط یک مشاور املاک مرموز به خانهای در آنجا برده میشوند، اما وقتی او ناپدید میشود، زوج متوجه میشوند که در این محله به دام افتادهاند. پس از مدتی، جعبهای در مقابل خانه ظاهر میشود که حاوی یک نوزاد است و پیامی که آنان را موظف میکند از او نگهداری کنند تا بزرگ شود. زندگی آنها به یک چرخه بیپایان تبدیل میشود و با بزرگ شدن پسر، رازهای تاریک این مکان به تدریج آشکار میگردد.
خلاصه داستان: پس از اینکه یک بیمار معلول زیر دست یک متخصص قلب جوان جان خود را از دست میدهد، خانوادهٔ بیمار تصمیم میگیرند از او شکایت کنند تا مجوز پزشکیاش باطل شود. اما در جریان رسیدگی به این پرونده، رازهای پنهانی از زندگی پزشک و بیمار برملا میشود که همهٔ تصورات قبلی را به هم میریزد. پزشک که خود با فشارهای روحی و حرفهای متعددی دستوپنجه نرم میکند، در تلاش است تا بیگناهیاش را ثابت کند و در عین حال با وجدان خود نیز کنار بیاید. پروندهای که در ابتدا ساده به نظر میرسید، به تدریج به یک معما تبدیل میشود و همه را وادار میکند تا دربارهٔ معنای مسئولیت، حقیقت و عدالت بازاندیشی کنند. درامی انسانی که در آن هر شخصیت با انتخابهای دشوار و عواقب آنها مواجه میشود.