خلاصه داستان: در حال فرار از کارفرمای سابق خود، یک قاتل بیمیل به روستایی دورافتاده در نروژ پناه میبرد. در آنجا با جامعهای بسته و اسرارآمیز روبرو میشود که هر کدام از اعضای آن رازی در دل دارند. او در تلاش برای پنهان ماندن، ناخواسته درگیر حوادثی میشود که ماهیت واقعی وجدان و انسانیت او را به چالش میکشد. این فیلم داستانی پرتنش و روانشناختی از گناه، رستگاری و انتخابهای اخلاقی است.
خلاصه داستان: عایشه، زنی جوان از سنگال، برای ساختن آیندهای بهتر برای خود و پسر کوچکش به نیویورک مهاجرت میکند. او به عنوان پرستار بچه در خانه یک زوج سفیدپوست مرفه که در آپارتمانی مدرن در منهتن زندگی میکنند، استخدام میشود. عایشه امیدوار است از این راه بتواند هزینه آمدن پسرش به آمریکا را فراهم کند. اما با گذر زمان، حضور یک نیروی مرموز و ترسناک هم در رویاهایش و هم در واقعیت جان میگیرد. او درگیر دنیایی از نمادها و فرهنگ عامه آفریقایی میشود که به تدریج مرز میان خیال و واقعیت را برایش محو میکند. عایشه باید میان رویاهایش برای آیندهای بهتر و کابوسهایی که او را تعقیب میکنند، تعادل برقرار کند.
خلاصه داستان: دختری نوجوان به نام رزا به همراه پدرش در جزیرهای دورافتاده و خشن در جنوب شیلی زندگی میکند. پس از آنکه پدرش توسط مردی بیرحم به قتل میرسد، رزا در سوگ و خشم فرو میرود. او برای جستوجوی عدالت، به ساحلی مرموز میرود و با گروهی از زنان بومی روبرو میشود که ادعا میکنند با نیروهای طبیعت و جادوگری پیوند دارند. رزا که در آستانه ناامیدی است، از آنان میخواهد تا به او قدرت انتقام بدهند. اما این پیمان با نیروهای ماورایی، بهایی سنگین دارد و مرز میان واقعیت و افسانه را در هم میآمیزد. فیلم با فضایی تاریک و اسطورهای، سفر رزا را به سوی بلوغ و رهایی از بند خشم روایت میکند.
خلاصه داستان: وقتی ادنا، مادربزرگ هشتاد سالهی خانواده، به طور غیرمنتظره ناپدید میشود، دخترش کی و نوهاش سم با نگرانی به خانهی قدیمی و دورافتادهی او در حومهی شهر میرسند. خانه پر از نشانههایی از پریشانی و فراموشی ادناست، اما او پس از چند روز بهطور مرموزی بازمیگردد و از توضیح دربارهی غیبتش خودداری میکند. رفتارهای عجیب ادنا بهتدریج ابعاد ترسناکی پیدا میکند و کی و سم درمییابند که چیزی شوم و فراطبیعی در خانه رخنه کرده است. این حضور مرموز نهتنها ادنا را تهدید میکند، بلکه رابطهی سه نسل از زنان این خانواده را نیز به چالش میکشد. «یادگار» درامی روانشناختی و ترسناک است که با فضاسازی خفقانآور، به ترس از پیری، زوال عقل و انتقال آسیبهای خانوادگی میپردازد.
خلاصه داستان: دیوید هنینگر و همسرش جو، زوجی ثروتمند و بیاعتنا به اطراف، برای شرکت در مهمانیای در صحرای مراکش رانندگی میکنند. در مسیر، هنگام رانندگی در حال مستی، با پسر بچهای محلی تصادف کرده و او را میکشند. آنها به جای توقف و کمک، جسد را به محل اقامت دوستشان میبرند تا حادثه را پنهان کنند. پدر مقتول، با وجود خشم و اندوه، به جای انتقام، دعوت به صرف شام میکند و در یک مواجهه تند و ناخوشایند، مرزهای طبقاتی و گناه را به چالش میکشد. این برخورد، زوج را وادار به رویارویی با مسئولیت اخلاقی و پیامدهای رفتارشان میکند.
خلاصه داستان: کریگ، نوجوانی اهل شهری کوچک، به دلیل علاقهاش به کتابخوانی با آقای هریگان، میلیاردر مسن و گوشهنشینی که به استخدام او درآمده، دوستی عمیقی برقرار میکند. پس از مرگ آقای هریگان، کریگ گوشی هوشمندش را به نشانه احترام در جیب او میگذارد. اما زمانی که برای تسکین دلتنگی برای او پیامی میفرستد، دریافت پاسخ از جانب متوفی او را شوکه میکند. این اتفاق مرموز، مرز میان دنیای زندگان و مردگان را درهم میشکند و کریگ را با پیامدهای اخلاقی و روانی تازهای روبهرو میسازد.