خلاصه داستان: زوجی به همراه تنها دختر خود به امید یک زندگی بهتر و تحکیم روابطشان به یک عمارت دورافتاده در خلیج لوئیزیانا نقل مکان میکنند. اما زمانی که همسایههایی مشکوک، بدون دعوت به عمارت آنها قدم میگذارند، همه چیز به طرز وحشتناکی تغییر کرده و آشکار شدن رازهایی تاریک، پیوند شکننده این خانواده را مورد آزمایش قرار میدهد تا اینکه…
خلاصه داستان: زن جوانی پس از فرود در فرودگاه JFK نیویورک، سوار تاکسی میشود تا به خانه برود. در طول مسیر، گفتگوی عمیق و غیرمنتظرهای با راننده تاکسی، مردی میانسال و باتجربه، شکل میگیرد. آنها درباره عشق، زندگی، روابط و اشتباهاتی که مرتکب شدهاند صحبت میکنند. هر یک از آنها داستانها و دیدگاههای خود را به اشتراک میگذارند و به تدریج پیوندی انسانی بین دو غریبه ایجاد میشود. این مکالمه ساده اما پر از معنا، آنها را به درکی تازه از خود و دنیای اطرافشان میرساند. فیلم در طول یک سفر تاکسی در شب، لحظات تأملبرانگیز و احساسی را روایت میکند.
خلاصه داستان: بن مونرو، روانشناس اجتماعی آمریکایی، برای بررسی یک فرقه محلی که با رویدادی نگرانکننده مرتبط است، به یک شهر کوچک سفر میکند. در حالی که او درگیر کارش میشود، دختر نوجوان سرکشش، مازی، با پسر مرموزی به نام مکس آشنا میشود که او را به صحنه مهمانیهای زیرزمینی شهر میکشاند. بن که نگران تغییر رفتار دخترش است، در تلاش برای نفوذ به فرقه، با حقایق تاریکی روبهرو میشود. همزمان، مازی درگیر رابطهای خطرناک میشود که او را به مرکز توطئهای بزرگتر میکشاند. با نزدیک شدن این دو جهان به یک نقطه اوج، بن باید برای نجات دخترش با زمان مسابقه دهد. او در این مسیر با معماهایی مواجه میشود که او را به چالش میکشند و مرز بین محافظت و وسواس را محو میکنند. داستان با تعلیقی فزاینده، به بررسی فداکاریهایی میپردازد که انسانها برای کسانی که دوستشان دارند انجام میدهند.
خلاصه داستان: دختری جوان به نام سارا متوجه میشود به یک بیماری لاعلاج مبتلا شده است. حال سارا برای کاهش غم و اندوه خانواده خود پس از مرگش، با ساخت یک نمونه شبیهسازی شده موافقت میکند. اما وقتی به طور غیرمنتظرهای بهبود مییابد، زندگیاش پیچیده میشود؛ زیرا کلون او جایگاهش را در خانواده و جامعه گرفته است. حال سارا باید برای اثبات حق حیات خود با نسخهی شبیهسازیشدهاش در یک مبارزهی قانونی و مرگبار شرکت کند. او در این مسیر با یک مربی عجیب و غریب آشنا میشود که او را برای نبردی آماده میکند که تنها یک برنده خواهد داشت.
خلاصه داستان: جان ناکس، قاتل قراردادی ماهر، متوجه می شود که به نوعی زوال عقل سریع پیشرونده مبتلا شده است. او که زمان کمی برای حفظ وضوح ذهنی خود دارد، تصمیم می گیرد آخرین ماموریت خود را انجام دهد: نجات پسر بزرگسالی که سال هاست از او جدا شده و اکنون درگیر یک قتل تصادفی شده است. اما پلیس به او نزدیک شده و هر لحظه ممکن است حقیقت فاش شود. ناکس باید در میان فراموشی و پیچیدگی های جنایت، راهی برای پاک کردن ردپای پسرش و رسیدن به نوعی رستگاری شخصی بیابد. او در مسابقه ای با زمان، بین گذشته تاریک خود و آینده ای نامعلوم، مجبور است تصمیم بگیرد که چه چیزی واقعاً مهم است و چگونه می تواند از آخرین لحظات هوشیاری خود برای اصلاح اشتباهاتش استفاده کند.
خلاصه داستان: پس از نقل مکان به یک خانه مزرعهای دورافتاده برای شروعی تازه، مری و همسرش الکس تلاش میکنند با نوزادشان زندگی آرامی بسازند. اما به زودی، مری که از روانپریشی پس از زایمان رنج میبرد، با پدیدههای نگرانکنندهای در خانه مواجه میشود. دیوارها رازهایی در خود دارند و خاطرات تلخی از گذشته این مکان سایهانداز زندگی آنها میشود. مری در مرز باریک میان واقعیت و توهم سرگردان میماند و باید میان سلامت روان خود و تهدیدهای مرموز خانه، حقیقتی را بیابد که او را تکان خواهد داد.