خلاصه داستان: دآن زن جوانی است که با هیجان فراوان برای شرکت در یک برنامهی تلویزیونی دربارهی قرارهای عاشقانه راهی سفر میشود، اما به دلیل اشتباهی در برنامهریزی، بهجای پاریس فرانسه، به شهر کوچکی به نام پاریس در تگزاس میرسد. او در ابتدا مصمم است هرچه سریعتر این وضعیت عجیب را ترک کند و به مقصد اصلیاش برسد، اما آشنایی با یک کابوی مجرد و جذاب، نقشههایش را تغییر میدهد. جرقههای عاشقانهای میان آن دو شعلهور میشود و دآن در موقعیتی قرار میگیرد که باید بین رویای قدیمیاش و عشقی تازه یکی را انتخاب کند. این کمدی رمانتیک با نگاهی طنز به تفاوتهای فرهنگی و پیشفرضهای ما دربارهی عشق و مکان، داستانی دلنشین و سرگرمکننده را روایت میکند.
خلاصه داستان: نگار، زنی در آستانه چهل سالگی است که در یک شرکت موسیقی مشغول به کار است. زندگی او با همسرش به یکنواختی رسیده و خاطرات عشقی قدیمی هنوز در ذهنش زنده است. مأموریتی کاری او را به همکاری با یک رهبر ارکستر ایرانی مقیم خارج میکشاند که همان عشق دیرین اوست. این دیدار دوباره، احساسات سرکوبشده را برمیانگیزد و نگار را با پرسشهایی درباره انتخابهای گذشتهاش مواجه میکند. در این میان، او متوجه میشود که همسرش نقشی در جدایی آن دو داشته است. داستان در فضایی عاطفی و با نگاهی به موسیقی و روابط انسانی روایت میشود.
خلاصه داستان: فیلم تردید به کارگردانی واروژ کریممسیحی، روایتگر داستان سیاوش، جوانی است که پس از مرگ پدرش، عمویش اختیار ثروت خانوادگی را به دست میگیرد. سیاوش به دخترعمهاش مهتاب دل بسته است و درگیر عشقی پیچیده میشود. او بهتدریج متوجه میشود که مرگ پدرش طبیعی نبوده و رازهایی در خانوادهشان نهفته است. فیلم با الهام از نمایشنامه هملت شکسپیر، مضمون شک، خیانت و انتقام را در بستری از روابط خانوادگی و عاطفی دنبال میکند. بازیگرانی چون بهرام رادان، ترانه علیدوستی و مهتاب کرامتی در این اثر ایفای نقش کردهاند.
خلاصه داستان: ماهی، دختر جوانی از یک خانواده سنتی، عاشق حیران، پسرکی افغان، میشود. عشق او چنان عمیق است که برای رسیدن به معشوق، خانواده و آسایش خود را رها کرده و به تهران میرود. پس از فراز و نشیبهای بسیار، آنها ازدواج میکنند، اما خوشبختی کوتاه است. ماهی باردار است و در انتظار تولد دخترش، حیران به طرز مرموزی ناپدید میشود. ماهی تنها و سرگردان، در شهری بزرگ به دنبال او میگردد و با رازهایی روبهرو میشود که زندگیاش را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: نیک بیانکو پس از گذراندن یک سال زندان به جرم ضرب و شتم، تصمیم میگیرد دوباره با عشق زندگیاش ملاقات کند، اما متوجه میشود که او معشوقه جدیدی به نام چستر پیدا کرده است... که اتفاقاً مأمور آزادی مشروط نیک نیز هست. این ملاقات دوباره، نیک را در مسیری پرتنش قرار میدهد؛ جایی که گذشته و آیندهاش در تقابل قرار میگیرند. او باید میان احتیاط و هیجان، میان عشق و خطر، یکی را انتخاب کند. داستان با روایتهای موازی، لایههای پنهان شخصیتها را آشکار میسازد و تماشاگر را با خود به دنیایی از معماها و رازها میبرد. هر تصمیم نیک، پیامدهایی غیرقابلپیشبینی به همراه دارد و مرز میان عشق و اعتماد، بارها در هم میشکند.
خلاصه داستان: لورا و سایمون از دوران دانشگاه بهترین دوستان یکدیگر بودهاند. در طول این سالها، آنها متوجه شدهاند که پیوندشان چیزی فراتر از یک رابطهی افلاطونی است. آنها در آستانهی تصمیمی بزرگ قرار دارند: آیا میتوانند و آیا باید همه چیز را به خطر بیندازند تا عشقی را که از همان ابتدا میانشان وجود داشته، کشف کنند؟ این پرسش، مرزهای دوستی، ترس از دست دادن و معنای واقعی عشق را در برابرشان قرار میدهد. هر یک از آنها باید با احساسات خود کنار بیایند و ببینند که آیا جرئت عبور از خط امن دوستی را دارند یا خیر. داستان درامی احساسی دربارهی پیچیدگیهای روابط انسانی است.