خلاصه داستان: هالی، مادری بیوه، پس از آنکه دختر نوجوانش بتسی در یک مهمانی شام دچار یک تجربه ناگهانی و رازآلود میشود، زندگیاش زیر و رو میگردد. بتسی پس از این واقعه ادعا میکند که بدنش دیگر متعلق به خودش نیست و در خدمت نیرویی برتر و ناشناخته قرار گرفته است. او که باور دارد به روشنگری عمیقی دست یافته، از خوردن غذا خودداری میکند و به رفتارهای عجیبی روی میآورد. هالی در تلاش برای نجات دخترش، با بحرانهای روحی و روانی پیچیدهای روبهرو میشود. او میان عشق مادرانه، ترس از دست دادن فرزند و باورهای متزلزل خودش سرگردان میماند و هرچه بیشتر به راز این تحول نزدیک میشود، مرز میان واقعیت و توهم برایش کمرنگتر میگردد. فیلم «یک ضیافت» روایتی تعلیقبرانگیز و تأملبرانگیز از سقوط یک خانواده در ورطه ابهام و وحشت است.
خلاصه داستان: مادر مجردی به نام گبی و پسر ۹ سالهاش، تراویس، برای شروع زندگی تازهای به نیواورلئان نقل مکان میکنند و عمارت بزرگ و ارزانی را اجاره میکنند. اما خیلی زود متوجه میشوند که این خانه، ساکنان غیرمنتظرهای از دنیای دیگر دارد. گبی که از هیچ کمکی ناامید شده، با یک کشیش به نام پدر کنت تماس میگیرد. او نیز به نوبه خود، گروهی از افراد عجیب را برای مقابله با ارواح خبیث عمارت جمع میکند: یک متخصص فراطبیعی بدبین، یک کارآگاه رسوخگر و یک استاد تاریخ محلی. این گروه ناهماهنگ باید با همکاری یکدیگر راز تاریک عمارت را کشف کنند و پیش از آنکه دیر شود، خانواده را از این مکان مرموز نجات دهند.
خلاصه داستان: سدی و سایر، دو خواهر نوجوان، پس از مرگ ناگهانی مادرشان درگیر سوگواری و اندوهی عمیق هستند. پدرشان، ویل، که رواندرمانگر است، با مشکلات ارتباطی با دخترانش دست و پنجه نرم میکند. در این میان، یکی از مراجعان ویل، مردی آشفته به نام لستر، موجودی وحشتناک و فراطبیعی به نام بوگیمن را وارد زندگی آنها میکند. این موجود از تاریکی و ترس تغذیه میکند و به تدریج خانه و زندگی آنها را تسخیر مینماید. سدی و سایر باید برای بقا بجنگند و در این مسیر، با وحشتی روبرو میشوند که ریشه در غم و فقدان آنها دارد.
خلاصه داستان: پس از وقایع فیلم نخست، کارن دیویس در بیمارستانی در توکیو بستری است و خواهرش آبری برای مراقبت از او به ژاپن میآید. اما نفرین خانهٔ خیابان سایگن همچنان قربانی میگیرد و آبری درگیر رازهای شوم آن میشود. همزمان، سه دانشآموز آمریکایی ساکن توکیو با این خانه مرموز روبهرو میشوند و هر یک به شکلی طعمهٔ خشم کایاکو و تاکئو قرار میگیرند. آبری برای نجات خود و یافتن حقیقت، با خبرنگاری به نام ایسون هممسیر میشود و لایههای تازهای از گذشتهٔ این خانه را کشف میکند. داستان در دو خط موازی پیش میرود و سرانجام هر دو به نقطهای مشترک میرسند؛ جایی که هیچکس از چنگال خشم فراطبیعی در امان نیست.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره مارگو، زن جوانی است که برای شناخت ریشههای خانوادگی خود به یک جامعه کوچک و منزوی در منطقهای دورافتاده سفر میکند. او به همراه دوستاش کریس و مستندساز دیل تصمیم میگیرند از این سفر و ملاقاتهایشان با اعضای این اجتماع فیلمی مستند بسازند. اما هرچه بیشتر پیش میروند، با آداب و رسوم عجیب و رازهای تاریکی مواجه میشوند که آنها را به گذشتهای پر از خشونت و باورهای مرموز پیوند میدهد. مارگو به تدریج درمییابد که این جامعه آنطور که به نظر میرسد بیگناه نیست و در اعماق آن رازی نهفته است که زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد. فضای خفقانآور و روایت سینمایی مستندگونه، وحشت را به شکلی تدریجی و فزاینده به تماشاگر منتقل میکند.
خلاصه داستان: پس از آنکه گروهی از تبهکاران ناخواسته نیرویی ماوراءالطبیعه را آزاد میکنند، زن جوانی به نام فرانکی متقاعد میشود که توسط یک مانکن قاتل تحت تعقیب قرار گرفته است. فرانکی بهزودی درمییابد که دوستانش نیز در خطرند. او باید مردی را پیدا کند که کلید متوقف کردن این قتلها را در دست دارد، اما فرانکی میداند که وقتی مانکن را ببینی، ممکن است پایانی در کار نباشد، مگر برای خودت.