خلاصه داستان: مردی به نام کن، که به دلیل اختلال اضطراب شدید از خانه بیرون نمیرود، به آپارتمانی قدیمی نقل مکان میکند و بهزودی متوجه حضور نیرویی فراطبیعی در آن میشود. او با استخدام فردی مرموز برای انجام مراسم جنگیری، تلاش میکند با موجودی که در خانه خیالپردازیهایش رخنه کرده مقابله کند؛ اما هرچه عمیقتر میکاود، با رازهای تاریکی از گذشته خانه و ساکنان قبلی آن روبهرو میشود. داستان تنهایی، ترس و تلاش برای بازیابی سلامت روان را در قالب یک تجربه ترسناک روانشناختی روایت میکند.
خلاصه داستان: زنی جوان به نام سلین پس از مرگ مرموز پدرش، اموال او را به ارث میبرد. در حالی که سلین تلاش میکند درباره نحوه مرگ پدرش بیشتر بداند، متوجه میشود که خانه او توسط فرقهای استفاده میشود که به دنبال احضار مخوفترین هیولاهای لاوکرفت هستند. او باید با گذشتهای تاریک و نیروهای شیطانی روبهرو شود تا جان خود و نزدیکانش را نجات دهد.
خلاصه داستان: مردی در جستجوی پاسخهایی سرنوشتساز به شهر مرموز بهیراواکونا پا میگذارد؛ شهری که هیچ راهی برای خروج از آن وجود ندارد. او بهزودی درگیر رازهایی میشود که هر کدام پرده از حقیقتی تازه برمیدارند و او را با چالشهایی فراطبیعی روبهرو میکنند. در این میان، شخصیتهای مختلفی با انگیزههای گوناگون وارد داستان میشوند و مرز میان واقعیت و خیال کمرنگتر میشود. او باید میان ترس، تردید و امید، راهی برای رهایی بیابد و پرده از اسرار این شهر بردارد.
خلاصه داستان: هوشنگ که به تازگی پدرش را از دست داده، درگیر زندگی روزمره و مشکلات مالی خودش است. اما یک روز روح پدرش به سراغش میآید و از او میخواهد تا بدهیهایی را که در زمان حیات بر عهده داشته، به چند نفر پرداخت کند. هوشنگ که در ابتدا این ماجرا را باور نمیکند، به مرور درگیر سفری پرماجرا و خندهدار برای پیدا کردن این طلبکاران میشود. در این مسیر، او با افراد عجیب و موقعیتهای بامزهای روبهرو میشود که هر کدام داستانی جداگانه دارند و پای او را به ماجراهایی میکشانند که نه تنها زندگی او، بلکه نگاهش به پدر و گذشتهاش را تغییر میدهد. فیلم به روح پدرم با ترکیبی از طنز موقعیت و لحظههای احساسی، روایتی درباره خانواده، مسئولیت و رازهای ناگفته است.
خلاصه داستان: جک تورنس، نویسندهای با سابقه اعتیاد به الکل، برای گذراندن زمستان به همراه همسرش وندی و پسر کوچکش دنی به عنوان سرایدار به هتل دورافتاده اورست میرود. دنی که از توانایی روانی «درخشش» برخوردار است، از وقایع خشونتآمیز گذشته هتل آگاه میشود. با آغاز طوفان برف و انزوا، نیروهای ماورایی هتل ذهن جک را تسخیر کرده و او را به سوی جنون و خشونت سوق میدهند. وندی و دنی برای بقا در برابر شوهر و پدری که به هیولایی تبدیل شده، میجنگند.
خلاصه داستان: حدود ۲۸ سال پیش، در روستایی دورافتاده، مجموعهای از قتلهای مرموز رخ داد که به نظر میرسید ریشهای ماورایی دارند. حالا یک بازرس پلیس به نام ویکرانت رونا برای حل این پروندههای حلنشده وارد روستا میشود. او بهزودی با پدیدههای عجیب و اتفاقات غیرقابلتوضیحی مواجه میشود که مرز بین واقعیت و خرافه را محو میکند. رونا با کندوکاو در گذشته تاریک روستا، به رازهایی برخورد میکند که سالها پنهان ماندهاند. او باید میان توهم و حقیقت، حقیقت را پیدا کند؛ اما هر قدم، او را به معمایی پیچیدهتر نزدیک میکند. این بازرس مصمم در تلاش است تا پرده از این جنایتهای هولناک بردارد و عدالت را به این سرزمین بازگرداند.