خلاصه داستان: پس از مرگ مشکوک یک کارآگاه، پزشکی جوان به نام میتسو آندو درگیر رازی تاریک میشود. او در جریان بررسی پرونده، با نوار ویدئویی نفرینشدهای روبهرو میشود که تماشای آن مرگ را ظرف یک هفته به همراه دارد. آندو برای نجات خود و اطرافیانش باید راز این نوار و حلقههای مرگبار را کشف کند؛ رازی که به گذشتهای دور و انتقامی فراطبیعی گره خورده است.
خلاصه داستان: «ارواح سرگردان» فیلمی در ژانر ترسناک و معمایی به کارگردانی راوی شانکار شارما و محصول سال ۲۰۰۴ سینمای هند است. آمیتاب باچان و دیمپل کاپادیا در این فیلم به ایفای نقش پرداختهاند. داستان از آنجا آغاز میشود که ساندرا برای استخدام پرستار برای فرزندانش به آژانس کاریابی نامه مینویسد. سه نفر برای این کار درخواست میدهند و در نهایت یکی از آنها استخدام میشود. خانه آنها قوانین خاصی دارد که پرستار باید از آنها پیروی کند. روزی دختر خانواده به پرستار میگوید که حضور شخص دیگری را نیز در خانه حس میکند و همین موضوع، رازهای تاریکی را در دل این خانه قدیمی آشکار میسازد.
خلاصه داستان: آلکس کورویس به اتهام قتل فجیع نامزدش، لورن رندال، در زندان به سر میبرد. او که بیگناه است، در سالروز تولدش محکوم به اعدام با صندلی الکتریکی میشود. آلکس که فردی معتقد است، در حضور پدر و خواهر نامزدش اعدام میشود، اما در سردخانه به کمک یک کلاغ به زندگی بازمیگردد تا قاتلین نامزدش را بیابد و آنان را مجازات کند. او با کمک یک وکیل جوان به نام ارین، پرده از توطئهای شیطانی برمیدارد که توسط شهردار فاسد شهر طراحی شده است. آلکس در مسیر انتقام، با مأموران فاسد و قاتلان سریالی روبرو میشود و باید پیش از آنکه روحش تسلیم تاریکی شود، حقیقت را آشکار کند.
خلاصه داستان: شیوا، جوانی نیرومند و سنتگرا، در روستایی در کارناتاکای هند زندگی میکند. او به عنوان محافظ جنگل و زمینهای قبیلهاش، با بیرحمی از حریم خود دفاع میکند. اما با ورود یک مأمور جنگلبانی که ادعای مالکیت زمین را دارد، درگیریها آغاز میشود. مرگ نابهنگام یک روستایی، تنشها را به اوج میرساند و شیوا را درگیر نبردی با نیروهای شیطانی و ارواح باستانی میکند. او باید با باورهای کهن و آیینهای اجدادی کنار بیاید تا آرامش را به روستا بازگرداند. آیا او میتواند در برابر خشم طبیعت و خدایان محلی ایستادگی کند؟
خلاصه داستان: در یک روستای دورافتاده، دختری جوان منتظر بازگشت پدرش از مسجد برای اقامه نماز مغرب است. اما پدر هرگز برنمیگردد و ناپدید شدن او آغازگر ماجراهایی مرموز و هراسآور میشود. دختر در جستجوی حقیقت، با رازهای تاریکی روبهرو میشود که هویت و امنیت او را به چالش میکشد. او باید میان باورهای سنتی و واقعیتهای هولناک، راهی برای نجات خود و کشف سرنوشت پدر بیابد.
خلاصه داستان: یک مادر مجرد به همراه دو فرزندش، به دلیل مشکلات مالی، به شهری کوچک و متروک در اوکلاهما نقل مکان میکند. این شهر که زمانی محل زندگی پدربزرگشان بوده، رازهایی را در خود پنهان کرده است. فرزندان بهتدریج متوجه میشوند که پدربزرگشان کسی نبوده جز ایگون اسپنگلر، یکی از بنیانگذاران تیم شکارچیان روح. آنها با کشف تجهیزات قدیمی و یک خودروی کلاسیک، وارد ماجرایی فراطبیعی میشوند که شهر را در آستانه یک فاجعه باستانی قرار میدهد. در این مسیر، آنها باید با کمک معلم خود و دوستان جدیدشان، میراث خانوادگی را زنده کنند و با نیروهای شیطانی که در معادن شهر بیدار شدهاند، مقابله نمایند. این ماجراجویی، نسل جدیدی از شکارچیان روح را شکل میدهد و یاد و خاطره اسپنگلر را گرامی میدارد.