خلاصه داستان: در یک خانهی قدیمی در حومهی شهر، دو کودک خردسال به نامهای کوین و کیلی از خواب بیدار میشوند و متوجه میشوند که پدرشان ناپدید شده است. همهی درها و پنجرههای خانه نیز بدون هیچ اثری از بین رفتهاند. آنها در فضایی بینهایت تاریک و ساکت، تنها با ترس و وحشتی بینام مواجه میشوند. صدایی مرموز از تلویزیون و تلفن، آنها را به سمت رازی هولناک هدایت میکند. با گذشت زمان، حضور نامرئی در خانه قویتر میشود و مرز بین واقعیت و کابوس محو میگردد. کودکان باید با نیرویی ناشناخته روبرو شوند که هویت و امنیت آنها را تهدید میکند. این فیلم تجربهای حسی و کلاستروفوبیک از ترس کودکی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دخمه داستان زن و شوهری است که پس از سالها زندگی مشترک، برای احیای رابطهشان به خانهای قدیمی و دورافتاده نقل مکان میکنند. به محض ورود، رخدادهای عجیبی آغاز میشود: صداهای نامفهوم، شعرهای مرموز و حس حضور نامرئی. زن که به تدریج درگیر این پدیدهها میشود، درمییابد که گذشته این خانه با یک راز تاریک و یک عروسی نافرجام گره خورده است. تلاش او برای کشف حقیقت، مرز میان واقعیت و توهم را کمرنگ میکند و او را با ترسهای عمیق وجودیاش روبهرو میسازد. فیلم با فضاسازی بصری و صوتی سنگین، مخاطب را به سفری درونی و معمایی میبرد که در آن هر کشف، پرسش تازهای را برمیانگیزد.
خلاصه داستان: پس از جنگ جهانی دوم، هرکول پوآرو کارآگاه بازنشسته بلژیکی در ونیز در تبعیدی خودخواسته به سر میبرد. او در مراسم احضار روحی که توسط یک مدیوم مشهور برگزار میشود، با اکراه شرکت میکند. اما در میان مهمانان، قتلی رخ میدهد و پوآرو ناگزیر برای کشف حقیقت، بار دیگر به عنوان کارآگاه وارد عمل میشود. او در این مسیر با رازها و دروغهایی روبهرو میشود که همگی به یک معمای قدیمی مربوط میشوند. داستان در فضایی تاریک و پر از ابهام روایت میشود و پوآرو باید میان واقعیت و توهم، حقیقت را پیدا کند. این فیلم برداشتی آزاد از رمان «شب کریسمس» آگاتا کریستی است.
خلاصه داستان: کانا، دختربچهای که به تازگی مادرش را از دست داده، با احساس گناه و اندوه عمیقی دستوپنجه نرم میکند. یک روز، موجودی مرموز به نام شیوشی از او میخواهد که به جای مادرش، به عنوان «فرستاده خدایان» عمل کند. کانا برای انجام این مأموریت، باید در طول یک ماه، هزار معبد ژاپن را ملاقات کند و قربانیهای سالانه را به خدایان برساند. در این سفر پرمخاطره، او با چالشهای طبیعی و فراطبیعی مواجه میشود و از طریق این مأموریت، به تدریج با غم خود کنار میآید. این انیمه با به تصویر کشیدن مناظر خیرهکننده ژاپن، سفری احساسی و روحانی را روایت میکند که در آن کانا نهتنها با طبیعت و خدایان، بلکه با خاطرات مادرش نیز آشتی میکند.
خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی همسرش، بث به تنهایی در خانه کنار دریاچه به زندگی ادامه میدهد. در میان غم و تنهایی، او با پیامهای مرموزی در تلفن همراه همسرش روبهرو میشود که او را به کشف رازهای تاریکی میکشاند. بث با جستجو در آثار همسرش، متوجه میشود که او معماری عجیب و پنهانی در اطراف خانه طراحی کرده است؛ ساختارهایی که انگار برای محافظت در برابر چیزی ناشناخته ساخته شدهاند. هرچه بث بیشتر به گذشته همسرش پی میبرد، حقیقت تلختری آشکار میشود و مرز میان واقعیت و توهم کمرنگ میگردد. او باید میان عقل و جنون، عشق و خیانت، راهی برای بقا بیابد.
خلاصه داستان: آنتونی میلر، بازیگری که سالهاست با اعتیاد و آشفتگی روحی دستوپنجه نرم میکند، برای احیای حرفهاش نقش یک کشیش را در فیلمی ترسناک و فراطبیعی میپذیرد. اما از همان روزهای ابتدایی فیلمبرداری، رفتارهای عجیب و خطرناکی از او سر میزند که نهتنها همکارانش را نگران میکند، بلکه دختر ازخودبیگانهاش، لی، را نیز به وحشت میاندازد. لی که سالهاست با پدرش رابطهای نداشته، با مشاهده این تحولات به این فکر میافتد که آیا آنتونی دوباره به دام اعتیاد افتاده یا نیرویی شوم و ماورایی در وجود او رخنه کرده است. او برای کشف حقیقت، وارد دنیای تاریک فیلمسازی پدرش میشود و با رازی ترسناک روبهرو میشود که زندگی هر دوی آنها را تهدید میکند.