خلاصه داستان: داستان فیلم کندی من در محله گابرینی گرین در شیکاگو روایت میشود؛ جایی که خاطره افسانهای وحشتناک درباره شبحی با قلاب به جای دست، همچنان بر دل ساکنان سنگینی میکند. آنتونی مککوی، نقاش جوان و همسرش بریانا، به آپارتمانی تازه در این محله نقل مکان میکنند. آنتونی که برای خلق اثری نو دست به تحقیق درباره این افسانه قدیمی میزند، ناخواسته در دنیایی از خشونت و رازهای سرکوبشده فرو میرود. او به تدریج درمییابد که کندی من تنها یک داستان ترسناک محلی نیست، بلکه نمادی از زخمهای عمیق نژادی و اجتماعی است که هرگز التیام نیافتهاند. با احضار نام این شبح، آنتونی با حقیقت هولناکی درباره گذشته خود و محلهاش مواجه میشود؛ حقیقتی که مرز بین واقعیت و افسانه را محو میکند.
خلاصه داستان: داستانهایی از غیب یک فیلم آنتولوژی هنگکنگی است که در سه بخش مجزا، وحشتهای پنهان در دل زندگی شهری مدرن را روایت میکند. هر قسمت به کارگردانی یکی از فیلمسازان تثبیتشدهٔ موج جدید سینمای هنگکنگ ساخته شده و با نگاهی به باورهای کهن و ترسهای روانشناختی، مرز میان واقعیت و خرافه را محو میکند. در بخش اول، داستان یک معلم بازنشسته روایت میشود که در آپارتمان قدیمیاش با پدیدههای غیرقابل توضیحی مواجه میشود. بخش دوم به یک پرستار جوان میپردازد که در شیفت شب بیمارستان با رازی تاریک روبهرو میشود. بخش سوم نیز ماجرای یک کارآگاه را دنبال میکند که در تعقیب یک پروندهٔ قتل به دنیایی فراطبیعی کشیده میشود. این فیلم با تکیه بر فضاسازی و تعلیق، تصویری از ترسهای روزمره و نیروهای ناشناخته ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در کلرادو در سال ۱۹۷۸، پسر نوجوانی به نام فینی شاو همراه با خواهر کوچکش گرت با مشکلاتی در مدرسه دست و پنجه نرم میکند. در همان حوالی، آدمربایی زنجیرهای کودکان توسط مردی مرموز به نام «گربر» آغاز شده است. فینی در حالی که در خیابان قدم میزند، ربوده میشود و در زیرزمینی عایقبندیشده زندانی میشود. او در آن اتاق یک تلفن سیاه قدیمی و بیسیم پیدا میکند که ناگهان شروع به زنگ خوردن میکند. از آن سوی خط، صدای قربانیان قبلی گربر به گوش میرسد که هر کدام سرنخهایی برای فرار به فینی میدهند. فینی که از نظر روحی آسیبدیده و از طرفی شجاعتهای تازهای پیدا کرده، باید با تکیه بر این راهنماییها و قدرت ذهنی خود، راهی برای رهایی از این کابوس بیابد.
خلاصه داستان: در داستان فیلم شیطان نهفته، دو برادر پس از مرگ پدربزرگشان، ملک و اسرار قدیمی خانواده را به ارث میبرند. آنها بهتدریج متوجه وجود رازهایی تاریک در گذشته خانواده میشوند. همزمان، دوستانشان یکی پس از دیگری ناپدید میشوند و آنها درمییابند که موجودی ترسناک در سایهها کمین کرده و آنها را تعقیب میکند. هرچه بیشتر در تاریخچه ملک کنکاش میکنند، به حقیقتی هولناک درباره پدربزرگ و نفرینی که بر خانواده سایه افکنده است، پی میبرند. این فیلم ترسناک معمایی، تعلیق و رازگشایی را با هم ترکیب میکند و تلاش دو برادر را برای نجات خود و کشف ریشههای شرارت روایت میکند.
خلاصه داستان: سالها پس از پایان دبیرستان، اسکات مککال و دوستانش با بازگشت یک تهدید باستانی به نام ناگیتسونه مواجه میشوند. این موجود مرموز که از گذشتههای دور برخاسته، بیکن هیلز را در خطر نابودی قرار میدهد. اسکات که حالا به تنهایی از شهر محافظت میکند، باید متحدان قدیمی خود را دوباره جمع کند و با قدرتی تازه به جنگ شیطان برود. در این میان، لیام و دیگر گرگینههای جوان نیز برای نجات شهر به او میپیوندند. اما این بار، دشمنی خطرناکتر از همیشه در کمین است و هرکسی ممکن است قربانی بعدی باشد. آیا اسکات میتواند با تکیه بر دوستی و شجاعت، بیکن هیلز را از نابودی نجات دهد؟
خلاصه داستان: گریس، زن جوانی که از مرگ برادرش مایکل، کشیشی که ظاهراً خودکشی کرده، دچار تردید شده، برای یافتن حقیقت به صومعهای دورافتاده در اسکاتلند سفر میکند. او در آنجا با راهبهها و کشیش محلی روبهرو میشود که هرکدام رازی را پنهان میکنند. به تدریج، گریس با نشانههایی از یک توطئه تاریک و فراطبیعی مواجه میشود که مرگ برادرش را به آیینهای مرموز و نیروهای شیطانی مرتبط میسازد. او در تلاش برای کشف واقعیت، با ترسهای درونی و گذشته پنهان خود نیز روبهرو میشود. این جستوجو او را به مرز جنون و ایمان میکشاند و رازهایی را برملا میکند که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد.