خلاصه داستان: لونگ وی، یک بادیگارد حرفهای، پس از مرگ همسرش برای یافتن درمانی برای دختر بیمارش به خارج از کشور سفر میکند. او در جستجوی کار، به عنوان تستکننده یک بازی واقعیت مجازی استخدام میشود و به تدریج درگیر دنیای پیچیده و خطرناک این فناوری میگردد. زندگی او با ورود به این دنیای مجازی دگرگون میشود و او باید میان واقعیت و توهم، مسیر نجات خانوادهاش را پیدا کند.
خلاصه داستان: در قلب مونترال، محاکمهی لودویک شوالیه، قاتل زنجیرهای متهم به قتلهای وحشیانه، توجه رسانهها و افکار عمومی را به خود جلب کرده است. کلی-آن، مدل جوان و منزوی، با وسواسی عجیب در دادگاه حاضر میشود و به مرور با دنیای تاریک این پرونده درگیر میشود. او که به دنبال ویدئوی گمشدهای از آخرین قربانی است، وارد مسیری میشود که مرز میان واقعیت و توهم را محو میکند. آیا او شاهد بیطرف است یا نقشی پنهان در این ماجرا دارد؟
خلاصه داستان: در روستایی دورافتاده در ایرلند، فینبار مکایر پس از سالها فعالیت در گروههای مسلح، در تلاش است زندگی آرامی را در پیش بگیرد. اما ورود گروهی از خلافکاران بیرحم به رهبری زنی خطرناک، او را دوباره به درگیری میکشاند. او برای محافظت از روستا و مردمش، با گذشته تاریک خود روبهرو میشود و باید تصمیم بگیرد که آیا میتواند با پرداخت بهای سنگین، گناهان گذشته را جبران کند. داستان دربارهی تقابل بین رستگاری و گناه، و انتخابهایی است که انسان را تعریف میکنند.
خلاصه داستان: راوی، جوانی پریشانحال و بیخواب، درگیر پوچی زندگی مدرن و مصرفگرایی است. پس از آشنایی با تایلر دردن، شخصیتی کاریزماتیک و آشفته، آن دو یک باشگاه مبارزه زیرزمینی تأسیس میکنند که در آن مردان با مشتهای برهنه به جان هم میافتند تا رهایی از سرکوب را تجربه کنند. این محفل سریعاً به گروهی گسترده و رازآلود تبدیل میشود و تایلر با اجرای پروژههای خرابکارانه، کنترل اوضاع را به دست میگیرد. اما راوی با کشف حقیقتی تکاندهنده درباره هویت تایلر، با جنبه تاریک ذهن خود روبهرو میشود.
خلاصه داستان: در دسامبر سال ۱۹۴۱، دو سرباز چکسلواکیایی به نامهای یوزف گابچیک و یان کوبیش به وطن اشغالشدهی خود بازمیگردند. مأموریت آنها، عملیات انتروپوید، ترور راینهارد هایدریش، معروف به قصاب پراگ، رئیس آینزاتسگروپن و معاون رایشپروتکتور بوهم و موراویا است. آنها با کمک مقاومت محلی، نقشهای پیچیده را برای از بین بردن او طرحریزی میکنند، اما با مشکلاتی مانند کمبود نیرو، خیانتهای احتمالی و حضور گستردهٔ گشتاپو مواجه میشوند. فیلم با فضای تنشآلود و تعلیقبرانگیز، تلاشهای این دو چترباز را برای انجام یک ترور بزرگ به تصویر میکشد. همزمان، رابطهٔ عاطفی میان شخصیتها در بحبوحهٔ جنگ، ابعاد انسانی داستان را پررنگ میکند.
خلاصه داستان: در شهر خیالی خوانسار، راجا مانار قصد دارد پسرش وارداراجا مانار را جانشین خود کند، اما وزیران و مشاوران راجا مانار با استخدام ارتشهایی از روسیه و صربستان برای حمله و کشتن واردا و راجا، برنامهریزی کودتا میکنند. واردا به همراه برادرش و چند مرد معتمد موفق به فرار از خوانسار میشود. واردا به دوست صمیمی دوران کودکی خود، دوا میرود، که از وضعیت مخمصه خود مطلع میشود و قصد دارد او را جانشین بلامنازع خوانسار کند. در این میان، دوا با گذشتهای مرموز و قدرتی پنهان، وارد بازی قدرت میشود و وفاداریهای قدیمی و دشمنیهای تازه را به چالش میکشد.