خلاصه داستان: مایا پس از فرار از خانهای که در آن شاهد قتل عامی وحشیانه بود، اکنون در شهری کوچک و خلوت با دوستپسرش رایان به دنبال آرامش است. اما شبهای بیآرامش او تازه آغاز شده است. سه مهاجم نقابپوش، همان قاتلانی که یکبار جان او را نشانه گرفتهاند، دوباره ظاهر میشوند و اینبار نقشهای پیچیدهتر برای شکار او چیدهاند. مایا باید در میان ترس و انزوا، با غریزهی بقا و شجاعتی تازه، به رویارویی با کابوس خود برود و پرده از راز این قاتلان بردارد.
خلاصه داستان: در تابستان سال ۱۸۵۹، پزشکی بیوه با اکراه میپذیرد زنی بردهٔ آزادشده و دختر مرموز سفیدپوستش را در سفری پنجروزه از میان غرب خونآلود همراهی کند تا نزد شفابخش مذهبی شهری دورافتاده بروند. زن باور دارد که دخترش تسخیر شده است، اما پزشک معتقد است او تنها حامل نوعی بیماری است. با این حال، حقیقتی انکارناپذیر باقی میماند: هر موجود زندهای که دختر لمس میکند، بهطرزی مرموز میمیرد.
خلاصه داستان: مارکو زارور، ستاره هنرهای رزمی شیلیایی، نقش برونو، یک عضو سابق نیروی دریایی ایالات متحده، را بازی میکند که با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) دست و پنجه نرم میکند. او زندگیاش را در ترس از شیاطین درونیاش میگذراند تا اینکه روزی زنی زیبا را پیدا میکند که گذشتهای ندارد. آنها با هم شروع به ساختن زندگی مشترک میکنند، اما وقتی آن زن ناپدید میشود، برونو برای نجات او از یک توطئه تکاندهنده باید به گذشته خشونتآمیز خود بازگردد.
خلاصه داستان: پس از تجربهای نزدیک به مرگ، ونسا شپرد با کابوسهایی در «ابادّون» روبهرو میشود. همزمان با وقوع مرگهای مرموز اطرافش، او پی میبرد که با هتل ابادّون، عمارت کارمایکل و دههها قتل حلنشده ارتباطی پنهان دارد. این ارتباط او را به دل تاریکترین رازهای خانه جهنمی میکشاند.
خلاصه داستان: آندریا، زنی جوان که در جستجوی خانوادهٔ واقعی خود است، احساس میکند تهدیدی نامرئی او را تعقیب میکند. او درمییابد که پیش از او نیز زنان دیگری دچار همین سرنوشت شدهاند. بیست سال پیش، در آن سوی جهان، کامیل که شیفتهٔ ماری است، تلاش میکند او را از خطری که بالای سرش سایه انداخته هشدار دهد. این دو روایت درهمتنیده، پرده از رازهایی برمیدارند که زندگی هر دو زن را به طرز مرموزی به هم پیوند میدهد و آنها را با حقیقتی هولناک روبهرو میسازد.
خلاصه داستان: نیت که به تازگی از زندان آزاد شده و دشمنان بیرحم او را به مرگ تهدید کردهاند، اکنون باید به هر قیمتی از دختر ۱۱ سالهاش، پالی، که از او جدا شده است، محافظت کند. با منابع اندک و کسی که به او اعتماد کنند، نیت و پالی در زیر آتش دشمن با هم پیوند برقرار میکنند، زیرا پالی به نیت نشان میدهد که چگونه بجنگد و زنده بماند - و نیت معنای واقعی عشق بیقید و شرط را به او میآموزد.