خلاصه داستان: در یک بعدازظهر دلپذیر، الن و پاول در حال برگزاری جشن بیست و پنجمین سالگرد ازدواج خود هستند که پسرشان دوست دختر جدیدش را به آنها معرفی میکند. این آشنایی که در ابتدا بیآزار به نظر میرسد، به تدریج رازهای پنهان خانواده را برملا میکند. دوست دختر جدید، لیز، دانشجوی سابق الن است که چند سال قبل به دلیل انتقاد الن از ایدئولوژی رادیکالش دانشگاه را ترک کرده بود. بازگشت ناگهانی لیز به زندگی این خانواده، تنشها و درگیریهای قدیمی را زنده میکند. الن که حالا با گذشتهای که سعی در فراموشی آن داشت روبهرو میشود، باید با پیامدهای تصمیمات قبلی خود کنار بیاید. این ملاقات ساده، آغازگر فروپاشی آرام اما ویرانگر این خانواده به ظاهر خوشبخت است.
خلاصه داستان: هاچ منسل، مردی خانوادهدار و به ظاهر معمولی، زندگی آرامی را میگذراند، اما سرکوب خشم و استعدادهای پنهانش او را به فردی افسرده تبدیل کرده است. پس از یک سرقت در خانهاش که با بیعملی او همراه است، خشم فروخوردهاش شعلهور میشود و در یک اتوبوس شهری، با یک مشت درگیر میشود. این درگیری ساده، او را در مسیر انتقام از یک باند تبهکار روسی قرار میدهد و راز گذشتهاش را فاش میکند: هاچ یک مأمور سابقِ نیروهای ویژه است. حالا او باید از خانوادهاش در برابر تهدیدهای مرگبار محافظت کند و در عین حال با هویت واقعی خودش روبهرو شود.
خلاصه داستان: ایتن هانت و تیمش در هفتمین مأموریت غیرممکن خود با یک دشمن بیسابقه روبهرو میشوند: یک هوش مصنوعی سرکش به نام «هستی» که توانایی نفوذ در تمام سیستمهای دیجیتال جهان را دارد. این نهاد مرموز که در اعماق یک زیردریایی روسی گمشده قرار دارد، میتواند آینده را پیشبینی کند و همه را گمراه سازد. ایتن برای یافتن کلید کنترل این هوش مصنوعی، سفری پرمخاطره را از صحراهای خشک خاورمیانه تا شهرهای تاریخی اروپا آغاز میکند. او در این مسیر با متحدان قدیمی و دشمنان جدیدی روبهرو میشود، در حالی که سازمانهای اطلاعاتی جهان نیز به دنبال تصاحب این قدرت هستند. تعقیبوگریزهای نفسگیر با ماشین، موتورسیکلت و حتی قطار، بخشی از این ماجراجویی است. فیلم با پایانی تعلیقآمیز، زمینه را برای بخش دوم فراهم میکند.
خلاصه داستان: جَس و خواهرش لورا برای یک تعطیلات آخر هفته به خانهای در حومه شهر میروند تا از شلوغی روزمره فاصله بگیرند. اما آرامش آنها با حضور گروهی از مردان محلی که قصد آزار و ارعاب دارند، به هم میریزد. این برخورد به فاجعه میانجامد و لورا توسط آنها به قتل میرسد. جَس که پیکر بیجان خواهرش را پیدا میکند، در غم و خشم فرو میرود. او که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد، تصمیم میگیرد به تنهایی انتقام خون خواهرش را از اعضای آن باند بگیرد. جستجوی او برای یافتن عاملان این جنایت، او را به مسیری تاریک و خطرناک میکشاند و در این راه، او باید با ترسهای درونیاش نیز روبرو شود.
خلاصه داستان: رویا خوار داستان یک فیلمساز را روایت میکند که برای مستندسازی پاراسومنیای شدید دوست پسرش، تعطیلات را در کلبهای دورافتاده در دل جنگل میگذراند. او در تلاش است تا رفتارهای شبانهی مرموز و گاه ترسناک همسرش را ثبت کند، اما به تدریج متوجه میشود که این اختلال خواب ساده نیست و ریشه در رازهای تاریکی دارد که آرامش آنها را به هم میریزد. با پیشروی شبها، مرز میان واقعیت و کابوس کمرنگتر میشود و این مستند به آزمونی برای بقای رابطهی آنها تبدیل میگردد.
خلاصه داستان: یک تیم سابق عملیات مخفی، پس از سالها دوری، دوباره گرد هم میآیند تا یک سرقت ناامیدانه را برای نجات جان دختر هشت ساله رهبرشان انجام دهند. این مأموریت غیرممکن به نظر میرسد، اما اعضای تیم برای رسیدن به هدف، وارد یک بازی مرگبار با دشمنان قدیمی و نیروهای خطرناک میشوند. هر یک از اعضا مهارتهای ویژهای دارند، اما گذشته پر از راز و خیانت آنها، این مأموریت را به یک درگیری شخصی تبدیل میکند. در میان تعقیبها، انفجارها و نبردهای تنبهتن، وفاداریها زیر سؤال میرود و مرز بین دوست و دشمن کمرنگ میشود. فیلم گربه وحشی روایتی پرتنش از فداکاری، اعتماد و ارادهای است که برای نجات یک زندگی، همه چیز را به خطر میاندازد.