خلاصه داستان: پس از مرگ مرموز شوهرش، لاستینی با این باور که یک موجود تاریک دخترش آروم را تسخیر کرده، تنها پنج روز به تولد سال کبیسهٔ آروم مانده، همراه با دو فرزند دیگرش به سراسر جزیرهٔ جاوا سفر میکند تا از شفاگران معنوی کمک بگیرد. با گسترش نفوذ آن نیروی شوم، آنها برای نجات آروم و یافتن راهی به خانه با زمان میجنگند.
خلاصه داستان: در جهانی که در آن بهبود ژنتیکی انسان به ابزاری برای قدرت و برتری طبقاتی تبدیل شده است، افرادی که طبیعیشان تغییر نکرده، به حاشیه رانده شدهاند. لئون و کلوئی، دو نفر از همین مطرودان، تصمیم میگیرند در برابر سیاستمداران فاسدی که از این نابرابری برای اهداف خود بهره میبرند، بایستند. آنها با وجود تمام خطرات، مبارزهای را برای برقراری عدالت آغاز میکنند و در این مسیر، همه چیز را به خطر میاندازند. داستانی پرتعلیق درباره مقاومت، عواقب علم بدون اخلاق و تلاش برای یافتن عدالت در دنیایی که سرنوشت انسانها از پیش تعیین شده است.
خلاصه داستان: ۱۹۳۴. کارآگاه خصوصی میراندا گرین در حال بررسی قتلی است که در سفارت بریتانیا در قاهره رخ داده است، جایی که یک سند فوق سری به سرقت رفته و کاخ باکینگهام و صلح جهانی را به خطر انداخته است. همه کسانی که در این مکان بسته حضور دارند مظنون هستند: عکاس آمریکایی، دانشجوی انگلیسی، بازیگر آمریکایی، نگهبان امنیتی مصری، مترجم سفیر، باغبان مصری و - چرا که نه؟ - خود سفیر. اما چه کسی انتظار داشت که گروه کوچکی از نازیها پشت نقشهای باشند که کاخ باکینگهام و صلح جهانی را به خطر بیندازد؟
خلاصه داستان: در یک بعدازظهر دلپذیر، الن و پاول در حال برگزاری جشن بیست و پنجمین سالگرد ازدواج خود هستند که پسرشان دوست دختر جدیدش را به آنها معرفی میکند. این آشنایی که در ابتدا بیآزار به نظر میرسد، به تدریج رازهای پنهان خانواده را برملا میکند. دوست دختر جدید، لیز، دانشجوی سابق الن است که چند سال قبل به دلیل انتقاد الن از ایدئولوژی رادیکالش دانشگاه را ترک کرده بود. بازگشت ناگهانی لیز به زندگی این خانواده، تنشها و درگیریهای قدیمی را زنده میکند. الن که حالا با گذشتهای که سعی در فراموشی آن داشت روبهرو میشود، باید با پیامدهای تصمیمات قبلی خود کنار بیاید. این ملاقات ساده، آغازگر فروپاشی آرام اما ویرانگر این خانواده به ظاهر خوشبخت است.
خلاصه داستان: هاچ منسل، مردی خانوادهدار و به ظاهر معمولی، زندگی آرامی را میگذراند، اما سرکوب خشم و استعدادهای پنهانش او را به فردی افسرده تبدیل کرده است. پس از یک سرقت در خانهاش که با بیعملی او همراه است، خشم فروخوردهاش شعلهور میشود و در یک اتوبوس شهری، با یک مشت درگیر میشود. این درگیری ساده، او را در مسیر انتقام از یک باند تبهکار روسی قرار میدهد و راز گذشتهاش را فاش میکند: هاچ یک مأمور سابقِ نیروهای ویژه است. حالا او باید از خانوادهاش در برابر تهدیدهای مرگبار محافظت کند و در عین حال با هویت واقعی خودش روبهرو شود.
خلاصه داستان: ایتن هانت و تیمش در هفتمین مأموریت غیرممکن خود با یک دشمن بیسابقه روبهرو میشوند: یک هوش مصنوعی سرکش به نام «هستی» که توانایی نفوذ در تمام سیستمهای دیجیتال جهان را دارد. این نهاد مرموز که در اعماق یک زیردریایی روسی گمشده قرار دارد، میتواند آینده را پیشبینی کند و همه را گمراه سازد. ایتن برای یافتن کلید کنترل این هوش مصنوعی، سفری پرمخاطره را از صحراهای خشک خاورمیانه تا شهرهای تاریخی اروپا آغاز میکند. او در این مسیر با متحدان قدیمی و دشمنان جدیدی روبهرو میشود، در حالی که سازمانهای اطلاعاتی جهان نیز به دنبال تصاحب این قدرت هستند. تعقیبوگریزهای نفسگیر با ماشین، موتورسیکلت و حتی قطار، بخشی از این ماجراجویی است. فیلم با پایانی تعلیقآمیز، زمینه را برای بخش دوم فراهم میکند.