خلاصه داستان: آرورا، دختری دهساله، از همسایهای که گمان میکند آدمکش است میخواهد هیولایی را که به باور او تمام خانوادهاش را خورده، از بین ببرد. همسایه که خود درگیر گذشتهای تاریک است، در ابتدا این درخواست را هذیان کودکانه میپندارد، اما با ناپدید شدنهای مرموز در محله، بهتدریج به واقعیت ماجرا پی میبرد. او برای محافظت از آرورا باید با قاتلان واقعی و همچنین هیولاهای درون ذهنش بجنگد و بپذیرد که برخی از هیولاها تنها در تخیل وجود ندارند.
خلاصه داستان: فیلم مقتدر روایتی از یک مأموریت اطلاعاتی پیچیده است که طی یک دهه شکل میگیرد. یک مأمور مخفی هندی با نفوذ به دنیای تبهکاران و سیاستبازان کراچی، تلاش میکند شبکههای تروریستی فرامرزی را که امنیت منطقه را تهدید میکنند، از هم بپاشد. او در این مسیر با چالشهای متعدد، خیانتها و پیچیدگیهای سیاسی روبهرو میشود و باید میان وظیفه و باورهای شخصی خود تعادل برقرار کند. این مأموریت مخفیانه، مرزهای اخلاقی و میهنی را زیر سؤال میبرد و شخصیت اصلی را به آزمونی سخت میکشاند.
خلاصه داستان: در یک رستوران شلوغ لسآنجلس، مردی مرموز که ادعا میکند از آینده آمده، مشتریان را گروگان میگیرد و خواستهای عجیب مطرح میکند: استخدام افراد تازهنفس برای نجات دنیا. در حالی که وحشت و ناباوری فضای رستوران را پر میکند، هر یک از گروگانها با گذشته و آینده خود روبهرو میشوند و انتخابهایشان میتواند سرنوشت بشر را تغییر دهد.
خلاصه داستان: تونی، مردی که در زندگی شکست خورده و در آستانه فروپاشی است، در یک روز معمولی وارد بانکی میشود و با استفاده از یک تفنگ که به سیم انفجاری متصل است، یکی از کارمندان بانک را گروگان میگیرد. او تفنگ را به گردن گروگان میبندد و تهدید میکند که اگر خواستههایش برآورده نشود، او را منفجر خواهد کرد. این اتفاق بهسرعت در رسانهها بازتاب مییابد و به یک نمایش زنده و مرگبار تبدیل میشود. پلیس و مذاکرهکنندهها در تلاش هستند تا بحران را خنثی کنند، اما هر لحظه تنش میان گروگانگیر، گروگان و افکار عمومی بیشتر میشود. فیلم صدای مرد مرده بهعنوان یک درام جنایی و روانشناختی، بهتدریج لایههای شخصیت تونی را آشکار میسازد و نشان میدهد که این گروگانگیری صرفاً یک اقدام مجرمانه نیست، بلکه اعتراضی ناامیدانه به زندگیای است که او را خرد کرده است.
خلاصه داستان: یک هکر جوان به نام جیک، که درگیر زندگی پرخطر و بیثبات است، توسط یک باند مرموز فریب داده میشود تا به حساب بانکی زنی بیخبر نفوذ کند و از آن سرقت کند. اما این سرقت ساده، او را درگیر توطئهای پیچیده میکند که فراتر از تصورش است. جیک بهتدریج متوجه میشود که قربانی او، زنی با گذشتهای مرموز است و پولهای سرقتشده به جایهای خطرناکی میروند. حالا او باید بین نجات خود و کشف حقیقت، یکی را انتخاب کند. در این مسیر، جیک با شخصیتهایی روبهرو میشود که هرکدام نقشی در این بازی تاریک دارند و او باید با تکیه بر مهارتهای هکری و هوش خود، از این پیچ و خم جان سالم به در ببرد.
خلاصه داستان: مادری که برای یک شرکت تولید مهمات کار میکند، پس از مرگ پسرش در یک حادثه تیراندازی، متوجه میشود که گلولهای که او را کشته، توسط خودش طراحی و ساخته شده است. او که با موجی از اندوه و گناه دست و پنجه نرم میکند، تصمیم میگیرد حقیقت را درباره این اتفاق پیدا کند. جستوجوی او او را به قلب صنعت اسلحهسازی میکشاند، جایی که با فساد، پنهانکاری و توطئههایی روبهرو میشود که بسیار فراتر از تصور اوست. او باید میان وفاداری به کارفرمایانش و عدالتخواهی برای فرزندش یکی را انتخاب کند و در این مسیر، رازهای تاریکی از گذشته خود و شرکتی که در آن کار میکند، برملا میشود.