خلاصه داستان: ایرج که از ایران فرار کرده بود به شوروی رفت، اما مأموران مرزبانی او را دستگیر کردند؛ با این حال دوستش رضا قرار است به او کمک کند تا فرار کند. این فیلم داستانی پرتعلیق از فرار، دوستی و وفاداری را روایت میکند و در فضایی متفاوت از سینمای ایران در اوایل دهه هفتاد ساخته شده است.
خلاصه داستان: پس از آنکه کامرون کید دچار آسیب مغزی شدیدی میشود که میتواند به پایان حرفهاش منجر شود، روزنهای از امید برایش پدیدار میگردد: قهرمانش، آیزایا وایت — ستارهی افسانهای فوتبال و هشتبار قهرمان لیگ — به او پیشنهاد میدهد تا در ملک دورافتادهاش، جایی که همراه همسر مشهورش (یک اینفلوئنسر سرشناس) زندگی میکند، تحت آموزش او قرار گیرد.
خلاصه داستان: در دل زمستان سخت و بیامان مینهسوتا، یک زن ماهیگیر بیوه به نام مِی، در حالی که به تنهایی از میان برفهای سنگین عبور میکند، به طور اتفاقی شاهد ربودهشدن دختری نوجوان توسط یک غریبه مرموز میشود. او که کیلومترها از نزدیکترین شهر فاصله دارد و هیچ سرویس تلفنی در دسترس نیست، درمییابد که تنها امید آن دختر جوان، خودش است. مِی با وجود ترس و تردیدهایش، تصمیم میگیرد وارد یک بازی خطرناک تعقیب و گریز با آدمربا شود. او باید در دل کولاک، تمام مهارتهای بقای خود را به کار بگیرد و با استفاده از آگاهیاش از زمینهای خشن شمالی، پیش از آن که کار از کار بگذرد، دختر را نجات دهد.
خلاصه داستان: «در خون ما» داستان امیلی وایلند، فیلمسازی است که پس از سالها برای ساخت مستندی درباره زندگیاش با مادر جداافتادهاش ارتباط برقرار میکند. اما وقتی مادرش ناگهان ناپدید میشود، امیلی به همراه فیلمبردارش دنی، در جستجوی او در میان نشانههایی از اعتیادهای گذشتهاش، به سفری پر از رمز و راز میرود. این فیلم مرز بین مستند و دلهره را محو میکند و به کاوش در پیوندهای خانوادگی، هویت و آسیبهای نسلها میپردازد.
خلاصه داستان: مان-سو، مدیر باتجربهای که سالها در یک کارخانه کاغذسازی کار کرده است، پس از بازنشستگی اجباری و تحقیرآمیز، زندگیاش از هم میپاشد. او که با بدهیهای سنگین و فشارهای اجتماعی روبروست، در مییابد که سیستم قضایی و شرکتی هیچ پناهی برای او فراهم نمیکند. در نهایت، این مدیر فروتن که چیزی برای از دست دادن ندارد، تصمیمی مرگبار میگیرد: او به جای تسلیم شدن در برابر بیعدالتی، به خشونت روی میآورد و برای بازپسگیری کرامت از دست رفتهاش وارد دنیایی تاریک و پرخطر میشود.
خلاصه داستان: وقتی گذشتهاش و بدهیهایش گریبانش را میگیرند، یک قمارباز بزرگ که در ماکائو پنهان شده، با روحی همجنس و همدل روبهرو میشود؛ کسی که شاید کلید رستگاری او را در دست داشته باشد.