خلاصه داستان: در ادامه ماجراهای چهار سوارکار، گروهی از شعبدهبازان کهنهکار با نسل جدیدی از هنرمندان خیابانی متحد میشوند تا با ورونیکا واندربرگ، وارث قدرتمند یک امپراتوری الماس که پوششی برای فعالیتهای جنایی اوست، مقابله کنند. این اتحاد اجباری در حالی شکل میگیرد که اعتماد میان اعضای قدیمی و جدید به سختی به دست میآید. آنها باید اختلافات خود را کنار بگذارند و نقشهای جسورانه برای افشای جنایات ورونیکا طراحی کنند. سرقتهای پیچیده، توهمهای چشمگیر و تغییرات ناگهانی در وفاداریها، آنها را در مسیری پرخطر قرار میدهد. آیا این گروه ناهماهنگ میتواند بر موانع غلبه کند و عدالت را برقرار سازد؟
خلاصه داستان: لوکاس فراست، مردی درستکار که در خانوادهای جنایتکار بزرگ شده و تنها میراثش خشونت است، سعی میکند زندگی خودش را با نامزدش، اما، بسازد. او ناگهان به کسب و کار خانوادگی که از آن متنفر است، کشیده میشود، زمانی که پسرعمویش، الی، مرتکب یک سرقت مسلحانه در یک قراضهفروشی محلی میشود و جان یک بیگناه در این درگیری گرفتار میشود.
خلاصه داستان: پس از قتل وحشیانه همسرش، افسر پلیس بزرگراه کانزاس به نام هاروی (شان راجرز) تصمیم میگیرد شخصاً قاتل را پیدا کند. او با کمک همکارانش وارد پروندهای پیچیده میشود که به قاتل زنجیرهای سادیسمی ختم میشود. هرچه بیشتر پیش میرود، رازهای تاریکتری آشکار میشود و هاروی باید با دیوهای درونی خود مبارزه کند. این فیلم یک تریلر روانشناختی است که مرز بین واقعیت و توهم را محو میکند و بیننده را تا پایان در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: مردی عادی پس از آنکه سیستم قضایی در برابر مجرمان ناتوان میماند، تصمیم میگیرد خودش عدالت را اجرا کند و به شکار مجرمان بپردازد. اقدامات خودسرانه و عدالتخواهانهاش او را به ستارهای در شبکههای اجتماعی تبدیل میکند، اما همزمان او را در تقابل با رئیس پلیس محلی قرار میدهد. در حالی که دنبالکنندگانش او را قهرمان مینامند، مرز میان عدالت و قانونشکنی برایش مبهم میشود و او باید تصمیم بگیرد که تا کجا پیش خواهد رفت.
خلاصه داستان: نولان، یک پدر جوان و عکاس، پس از مرگ همسرش در یک سانحه رانندگی، حافظه خود را از دست میدهد. او برای بازگشت به زندگی عادی، تحت یک روش درمانی آزمایشی با فناوری جعبه سیاه قرار میگیرد. اما با هر بار استفاده از این دستگاه، خاطراتی عجیب و وحشتناک از گذشتهای که نمیشناسد به او هجوم میآورند. او به تدریج متوجه میشود که جعبه سیاه تنها ابزاری برای بازیابی حافظه نیست، بلکه دروازهای به سوی یک حقیقت تاریک و ترسناک است که هویت او را به چالش میکشد. نولان باید میان واقعیت و توهم، و گذشته و حال، راهی برای نجات خود و دخترش پیدا کند.
خلاصه داستان: تیمور، سربازی کارکشته و باتجربه، در یک مأموریت پرخطر فرماندهی گروهی از نیروهای ویژه را بر عهده میگیرد تا پژوهشگرانی را که در دل جنگلهای صعبالعبور ربوده شدهاند، آزاد کنند. آنها در منطقهای بحرانی و پرتنش گرفتار میشوند و باید با مسیرهای دشوار، کمبود زمان و خطرات غیرمنتظرهای روبهرو شوند. هر قدم آنها میتواند آخرین باشد؛ اما تیمور با تکیه بر تجربه و ارادهی پولادین خود، گروه را در میان آتش و دود هدایت میکند. در این مسیر، او نه تنها با دشمنان بیرونی، بلکه با زخمهای گذشته و تردیدهای درونی خود نیز دستوپنجه نرم میکند. آیا او میتواند جان گروگانها را نجات دهد و اعتماد همتیمیهایش را حفظ کند؟ فیلم تیمور روایتی است از شجاعت، فداکاری و سایههای جنگ که شخصیت اصلی را در آستانهی انتخابهای سرنوشتساز قرار میدهد.