خلاصه داستان: در پادشاهی دانمارک، پادشاه املت عاشق تخممرغ عسلی است و هر روز آن را میخورد. اما یک روز آشپز و نانوا به او خبر میدهند که هیچ تخممرغی در قلمرو باقی نمانده است. در همین حال، وایکینگهای مهربانی به نام لایول و دوستانش به دنبال راهی برای صلح و دوستی هستند. آنها به جای حمله و غارت، ترجیح میدهند با دیگران مهربان باشند و مشکلات را با گفتگو حل کنند. اما پادشاه املت که ناامید شده، تصمیم میگیرد به سرزمین وایکینگها برود و تخممرغهای آنها را بگیرد. لایول و دوستانش باید راهی پیدا کنند تا هم پادشاه را راضی کنند و هم صلح را حفظ کنند. این داستان آموزنده نشان میدهد که مهربانی و همکاری میتواند بر خشم و جنگ پیروز شود.
خلاصه داستان: شارل، راننده تاکسی پاریسی، در آستانه ورشکستگی و جدایی از همسرش، سفارشی غیرمنتظره میگیرد: انتقال مادلین، بانوی سالخوردهای که در آستانه فروش خانهاش است، به آسایشگاه. در طول مسیر، گفتگوهای صمیمانه میان این دو غریبه شکل میگیرد و مادلین خاطرات تلخ و شیرین زندگیاش را بازگو میکند. شارل که غرق در مشکلات خودش است، به تدریج با نگاه عمیق مادلین به زندگی، عشق و گذر زمان، دیدگاه تازهای پیدا میکند. این سفر کوتاه، به مراقبهای درباره بخشش، امید و معنای واقعی خوشبختی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: ریا خان، دختر نوجوانی که آرزوی تبدیل شدن به یک بدلکار معروف را در سر دارد، با خواهر بزرگترش لینا رابطهای بسیار صمیمی دارد. وقتی لینا با مردی به نام سلیم نامزد میکند و تصمیم به ازدواج میگیرد، ریا که به نیت سلیم مشکوک است، مصمم میشود به هر قیمتی که شده جلوی این ازدواج را بگیرد. او با تکیه بر مهارتهای رزمی و خلاقیت خود، نقشههای جسورانهای طراحی میکند تا حقیقت را آشکار کند و خواهرش را از این تصمیم منصرف کند.
خلاصه داستان: نلی رابینسون، زنی سی و چند ساله و مجرد، پس از مراجعه به پزشک متوجه میشود که ذخیره تخمدانی او به طور غیرمنتظرهای پایین است و باروریاش ممکن است در آینده با مشکل جدی مواجه شود. این خبر او را در موقعیتی سخت قرار میدهد: از یک سو هنوز در زندگی شخصی و شغلی به ثبات نرسیده و از سوی دیگر، زمان برای تصمیمگیری درباره مادر شدن رو به اتمام است. نلی با نگاهی طنزآمیز و در عین حال واقعبینانه به آینده، تصمیم میگیرد با انجماد تخمکهایش کنترل سرنوشت خود را به دست بگیرد. در این مسیر، او با واکنشهای متفاوت دوستان، خانواده و حتی همکارانش روبهرو میشود و باید میان فشارهای اجتماعی، انتظارات اطرافیان و خواسته واقعی قلبش تعادل برقرار کند. «درهم ریخته» داستانی درباره انتخابهای بزرگ، ترس از دست دادن فرصتها و جستجوی خوشبختی در دنیای مدرن است.
خلاصه داستان: اولیور، پسرکی منزوی که پس از مرگ مادرش در تنهایی فرو رفته، در پی یافتن دوستانی تازه است. اما او به زودی با موجوداتی عجیب و ترسناک مواجه میشود که زندگیاش را به ماجراهایی غیرمنتظره و خطرناک میکشاند. حالا اولیور باید این راز وحشتناک را از دید همسایهها، همکلاسیها و مددکاران اجتماعی پنهان نگه دارد؛ رازی که هر لحظه ممکن است فاش شود و دنیای کوچک او را برای همیشه دگرگون کند.
خلاصه داستان: دو وبلاگنویس سفر به منطقه آراکو میرسند تا از جاذبههای محلی فیلمهای هیجانانگیز تهیه کنند. اما خیلی زود متوجه میشوند که این منطقه درگیر تنشهای فزایندهای میان ناکسالها و نیروهای پلیس است. آنها ناخواسته در میان درگیریها گرفتار میشوند و تلاش میکنند تا از این بحران جان سالم به در ببرند. در این میان، وبلاگنویسی که به دنبال محتوای وایرال است، باید میان امنیت خود و ثبت تصاویر مستند از وقایع، یکی را انتخاب کند. این فیلم با نگاهی به واقعیتهای اجتماعی و سیاسی منطقه، داستانی پرتعلیق و در عین حال انسانی را روایت میکند.