خلاصه داستان: جیمی، سارقی که پس از دوازده سال حبس به خاطر سرقت مسلحانه آزاد شده، تصمیم میگیرد زندگی تازهای را آغاز کند. اما وقتی میفهمد آنی، عشق دوران کودکیاش، به سرطان مبتلا شده و زمان چندانی ندارد، عهد میبندد که آخرین سال زندگی او را به بهترین شکل ممکن تبدیل کند. برای تأمین هزینههای درمان، جیمی دوباره به دنیای جرم و جنایت کشیده میشود و با رئیسهای خلافکاری درگیر میشود که برای او نقشههای خطرناکی دارند. او باید بین قانون و عشق، بین آزادی و وفاداری، دست به انتخاب بزند. این فیلم داستانی احساسی و پرتعلیق درباره رستگاری، فداکاری و قدرت عشق است.
خلاصه داستان: فیلم آخرین مجرد روایتگر زندگی «ولی»، جوانی است که با وجود تلاشهای بسیار، هنوز نتوانسته ازدواج کند و به همین دلیل زیر فشار خانواده و اطرافیان قرار دارد. در یکی از روزهای پرماجرا، ولی با اتومبیل خود با یک خانم جوان تصادف میکند و این اتفاق، سرآغاز مجموعهای از ماجراهای پیچیده، خندهدار و غیرمنتظره میشود. او در تلاش برای حل این مشکل، وارد موقعیتهایی میشود که هر کدام او را به سمت کشف حقیقت و همچنین یافتن عشق سوق میدهد. در این مسیر، دوستان و آشنایان با شخصیتهای متفاوت، هر کدام به نوعی وارد داستان میشوند و با سوءتفاهمها و اتفاقهای پیشبینینشده، حالوهوای کمدی و در عین حال تأملبرانگیزی به فیلم میبخشند. فیلم آخرین مجرد با بازی جمعی از بازیگران محبوب کمدی ایران، فضایی مفرح و همراه با موقعیتهای طنز ایجاد میکند که مخاطب را تا پایان همراه خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: سه کودک شیطون به نامهای هیزل، آلیس و جود، برای به دست آوردن پای زغالاختهای که مادر بیمارشان هوس کرده است، دست به یک ماجراجویی میزنند. اما سفارش سادهٔ آنها به سرعت به یک اودیسهٔ غیرمنتظره تبدیل میشود؛ آنها توسط گروهی از شکارچیان ربوده میشوند، با جادوگری مرموز روبهرو میشوند، یک شکارچی حیلهگر را فریب میدهند و با پریهای جنگل دوست میشوند. در این مسیر پرماجرا و پرخنده، آنها با خطرات و موجودات افسانهای مواجه میشوند و در نهایت متوجه میشوند که دوستی و همکاری، ارزشمندترین گنج در این سفر است. این فیلم با فضاسازی افسانهای و بازیهای رنگارنگ، یادآور داستانهای کلاسیک کودکانه است و تماشاگران را به دنیایی پر از جادو و هیجان میبرد.
خلاصه داستان: در میانه جنگ جهانی دوم، مود گرت، افسر خلبان زن، با اسنادی محرمانه سوار بر یک بمبافکن بی-۱۷ میشود. او در برجک زیرین هواپیما جای میگیرد، اما حضور او با خصومت و تمسخر خدمه مواجه میشود. در طول پرواز، مود متوجه موجودی مرموز در ابرها میشود که به نظر میرسد قصد حمله به هواپیما را دارد. همزمان، تهدیدی انسانی نیز در درون هواپیما شکل میگیرد. او باید میان توهم و واقعیت، میان دشمن بیرونی و بیاعتمادی درونی، راهی برای بقا بیابد. تنش در فضای بسته برجک افزایش مییابد و مود برای نجات خود و خدمه، وارد نبردی نفسگیر با موجودی فراطبیعی و شرایط غیرممکن میشود.
خلاصه داستان: «فردی»، جوانی که درگیر باندهای خلافکار شهر است، در اقدامی ناگهانی کیف پول یکی از روسای باند را میدزدد. او که حالا با مبلغی کلان و تهدیدی جدی مواجه است، مجبور میشود در یک سفر جادهای پر از تعقیب و گریز، به دنبال راهی برای فرار باشد. در این مسیر، فردی نه تنها باید از دست آدمکشهای حرفهای فرار کند، بلکه با گذشته تاریک و روابط پیچیدهای که با خانواده و دوستانش دارد نیز دستوپنجه نرم میکند. او در یک اتوبوس میانشهری با افرادی مواجه میشود که هرکدام رازهایی دارند و این سفر به آزمونی برای بقا و هویت او تبدیل میشود. با نزدیک شدن به مقصد، فردی درمییابد که فرار فقط یک راه حل موقتی است و باید با عواقب انتخابهایش روبرو شود. این فیلم داستانی پرتعلیق دربارهی پشیمانی، انتقام و تلاش برای یافتن راهی به سوی آزادی است.
خلاصه داستان: نلی رپ، دختری کنجکاو و شجاع، به همراه سگ وفادارش لندن برای گذراندن تعطیلات به خانه عمویش هانیبال میرود. اما به زودی متوجه میشود که عموی او یک مامور مخفی است که وظیفه شکار و کنترل هیولاها را بر عهده دارد. نلی که همیشه به موجودات افسانهای علاقه داشته، با اشتیاق وارد دنیای پنهان ماموران هیولا میشود. او در مدرسه ویژه ماموران هیولا آموزش میبیند و با چالشهای مختلفی روبهرو میشود. در همین حال، یک هیولای مرموز و خطرناک شهر را تهدید میکند و نلی باید با استفاده از شجاعت و هوش خود، جلوی این تهدید را بگیرد. این ماجراجویی پر از لحظات خندهدار و هیجانانگیز است و نلی را با دوستان جدید و رازهای تازهای آشنا میکند. او در نهایت میآموزد که برای مقابله با ترسهایش باید به خودش اعتماد کند و از کمک دیگران بهره ببرد.