خلاصه داستان: سام (محمدرضا گلزار) و عبد دو رفیق صمیمی هستند که در محلهای قدیمی زندگی میکنند. با گذشت زمان، سام به نرگس، خواهر عبد، دل میبازد و عشقی پنهانی در دل او شکل میگیرد. عبد که قهرمان ورزشی شده، از سام چاقویی هدیه میگیرد و هنگام ژست گرفتن با آن، عکاسی به نام ابی از او عکس میگیرد. این عکس بعدها دردسرهای زیادی ایجاد میکند و زندگی هر سه نفر را تحت تأثیر قرار میدهد. رابطههای عاطفی، وفاداریها و رازهایی که فاش میشوند، مسیر داستان را به سمت پایانی غیرمنتظره پیش میبرند. فیلم با روایتی ساده اما پرکشش، به مفاهیم دوستی، عشق و قضاوتهای نادرست میپردازد.
خلاصه داستان: عطیه، نویسنده و مجری یک برنامه خانوادگی رادیو، هر روز به سؤالات شنوندگان درباره زندگی زناشویی پاسخ میدهد. او بیمار است و پزشکان به او گفتهاند تنها چهار ماه دیگر زنده است، و دو ماه از آن گذشته. او راضی به عمل جراحی نمیشود. به پیشنهاد همسرش، برای زیارت به مشهد میروند. اما او افسرده و درگیر مناسبات خود و همسرش است تا اینکه در حرم به دختری برمیخورد که مادرش را گم کرده. عطیه دخترک را به قسمت گمشدگان میسپرد، اما دوباره پس میگیرد. آرامش میکند، برایش غذا میخرد، کفش و لباس نو تهیه میکند و در نهایت به وقت بیماری کودک، خطر متهم شدن به دزدی را به جان میخرد و به فوریتهای پزشکی حرم مراجعه مینماید. عطیه که شاید به خاطر نزدیکی به مرگ ارتباطش با خدا کمرنگ شده و هر بار که میخواهد به زیارت برود، با ذهنی آشفته توانایی این کار را در خود نمیبیند، پس از کمک به دخترک مشتاقانه به زیارت میشتابد.
خلاصه داستان: آندره، مردی هشتاد و پنج ساله، پس از یک سکته ناتوانکننده در بیمارستان بستری میشود. در حالی که او با فلج اندامها و از دست دادن استقلال خود دست و پنجه نرم میکند، از دخترش امانوئل درخواستی غیرمنتظره و دشوار میکند: کمک به او برای پایان دادن به زندگیاش. امانوئل که خود با رابطهای پیچیده با پدرش مواجه است، میان عشق، وظیفه و احترام به خواسته او، درگیر یک دوراهی اخلاقی بزرگ میشود. او در این مسیر با خواهرش پاسکال و دیگر اعضای خانواده نیز گفتگو میکند و هر یک از آنها واکنشی متفاوت به این خواسته دارند. فیلم روایتی ظریف و انسانی از تصمیمگیری در مورد مرگ، معنای زندگی و پیوندهای خانوادگی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: رالفی، رانندهای جوان و مضطرب، در آستانه پدر شدن است اما بارداری همسرش او را دچار تعارضی عمیق کرده است. او که درگیر بحران هویت و خشم فروخوردهای است، به طور اتفاقی با گروهی مرموز از مردان آشنا میشود که آیینها و باورهای عجیبی دارند. این گروه که به نوعی فرقه مردانه شبیه است، رالفی را به سفری تاریک و روانشناختی میکشاند؛ سفری که مرز میان واقعیت و توهم را محو میکند. او به تدریج جذب این جمع میشود، اما خشونت و ایدئولوژی افراطی آنها، زندگی او و اطرافیانش را از کنترل خارج میسازد. مردستان، روایتی است از مردانگیِ زخمخورده، انزوا و پیامدهای خطرناک سرکوب هیجانات.
خلاصه داستان: داستان انیمیشن شب خاموش ماجرای ساخته شدن آهنگی به نام «شب خاموش» را روایت میکند. در کریسمس سال ۱۸۱۸، دو موش کوچک به نامهای باستر و چانسی در میان برف سنگین به سوی شهر اوبرندورف در اتریش حرکت میکنند. مردم شهر در حال آمادهسازی جشنی بزرگ برای استقبال از ملکه هستند، اما نقشهای شیطانی برای خراب کردن مراسم در جریان است. باستر و چانسی که ناخواسته وارد این ماجرا میشوند، باید با هوش و شجاعت خود، شهر و جشن کریسمس را نجات دهند. در این میان، آنها با شخصیتهای گوناگونی آشنا میشوند و رازهای پنهانی درباره صلح و دوستی کشف میکنند. این انیمیشن با فضایی گرم و دلنشین، داستانی مناسب خانوادهها و کودکان درباره معنی واقعی کریسمس و همدلی روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم شردیل داستان واقعیای را روایت میکند که در آن روستاییان در منطقه پلیبهیت هند، برای دریافت غرامت دولتی، اعضای سالخورده خانواده خود را به عنوان طعمه به ببرهای گرسنه میسپارند. این فیلم با نگاهی طنزآمیز و تلخ به بحران اقتصادی و ناامیدی در مناطق روستایی میپردازد. پانکاج تریپاتی نقش یک شکارچی محلی را بازی میکند که درگیر این ماجرای عجیب میشود. داستان با الهام از وقایع واقعی در ایالت اوتار پرادش هند ساخته شده است.