خلاصه داستان: زنی با مشکلات فراوانی مواجه میشود و درست وقتی که بیشترین نیاز را به کمک دارد، توسط فردی ناشناس یاری میشود. این اتفاق سرآغاز ماجراهایی میشود که زندگی او را دستخوش تغییر میکند. در میان این تحولات، او با شخصیتهایی روبرو میشود که هر کدام رازهایی در دل دارند. فیلم خواهرخوانده به کارگردانی بهروز حسینزاده، داستانی درباره امید، اعتماد و ارتباطات انسانی است. حامد بهداد، رامسین کبریتی و عباس امیری از بازیگران اصلی این اثر هستند. روایت با نگاهی به زندگی روزمره، چالشهای شخصیتها را در بستری از روابط خانوادگی و اجتماعی دنبال میکند. این فیلم با فضای صمیمی و داستانی ساده، توجه مخاطبان را به خود جلب کرده است.
خلاصه داستان: هزار سال پس از نابودی زمین توسط موجودات بیگانه غولپیکر به نام «گوانا»، بازماندگان بشر در سفینههای فضایی عظیم به حیات خود ادامه میدهند. یکی از این سفینهها، «سیدونیا» نام دارد که توسط ناوگان گاردس، متشکل از خلبانان جوان و ماهر، محافظت میشود. ناگاتانه تانیکازه، یک خلبان تازهکار که از کودکی در اعماق سفینه آموزش دیده است، به همراه دوستانش وارد نبردی مرگبار با گواناها میشود تا بقای بشریت را تضمین کند. این فیلم سینمایی، خلاصهای از فصل اول مجموعه انیمه را با صحنههای اضافی و جلوههای صوتی بازسازیشده روایت میکند و تجربهای فشرده و هیجانانگیز از داستان اصلی را ارائه میدهد.
خلاصه داستان: مردی میانسال که در خانهای بزرگ و قدیمی همراه مادر ناتوان خود زندگی میکند، به بازیگر جوان یک گروه تئاتر علاقهمند شده و از او تقاضای ازدواج میکند. دختر موافقت خود را اعلام کرده و ازدواج سر میگیرد. مرد از همان ابتدا به طور غیرمستقیم ارتباط دختر با دوستان و کار سابقش را قطع میکند، اما از آن جا که سخت به او علاقه نشان میدهد دختر به این امر اهمیت زیادی نمیدهد. رفته رفته زن متوجه اوضاعی غیرعادی در خانه میشود و طی حوادث بعدی درمییابد که مرد شخصیتی دوگانه دارد. او در گذشتهای نه چندان دور، همسر دیگری نیز داشته که به طرز مرموزی ناپدید شده است. حالا زن جوان باید رازهای پنهان این خانه و مرد را کشف کند، پیش از آن که سرنوشتی مشابه در انتظارش باشد.
خلاصه داستان: داستان فیلم دربارهٔ مردی به نام احسان است که پس از بیست و پنج سال دوری، به ایران بازمیگردد. او قصد دارد برای آخرین بار با صمیمیترین دوستش که زندگی خود را مدیون اوست، تجدید دیدار کند. اما این دیدار ساده، زنجیرهای از اتفاقات ناخواسته را رقم میزند و رازهایی از گذشته را برملا میکند. احسان در میان خاکستر خاطرات و برفِ غربت، با انتخابهایی روبهرو میشود که مسیر زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد. فیلم خاکستر و برف روایتی احساسی و تأملبرانگیز از وفاداری، گذشت و پیوندهای ناگسستنی انسانی است.
خلاصه داستان: میسون پتیت، مأمور بازنشستهٔ نیروهای ویژه، زندگی آرامی را در پیش گرفته و به کار حقوقی روی آورده است. اما پیشنهاد یک مأموریت محرمانه، آرامش او را بر هم میزند. او باید از کلر ولینگتون، روزنامهنگار جسوری که قصد مصاحبه با یک دیکتاتور آمریکای جنوبی را دارد، محافظت کند. چیزی که قرار بود یک سفر کوتاه و ساده باشد، با وقوع یک کودتای ناگهانی به یک ماجرای نفسگیر و پرخطر تبدیل میشود. میسون و کلر که در دل جنگلی انبوه گرفتار شدهاند، باید برای بقا بجنگند و در این مسیر، با حقایق تلخ و پیچیدهای دربارهٔ قدرت، فساد و قهرمانهای واقعی روبهرو شوند. آنها در حالی که از دست نیروهای کودتاچی فرار میکنند، ناگزیر به یکدیگر اعتماد میکنند و رابطۀ غیرمنتظرهای میانشان شکل میگیرد.
خلاصه داستان: کنگ تنها در خانهای بزرگ و نون در آپارتمانی کوچک در شهر زندگی میکند. آنها هرگز با هم صحبت نمیکنند، اما به شکلی مرموز به هم مرتبطاند. روزها به آرامی میگذرند؛ کنگ با درد مزمن دستوپنجه نرم میکند و نون در جستوجوی آرامش است. ملاقات کوتاه آنها در یک هتل، لحظهای از همدلی و صمیمیت را رقم میزند، اما هر کدام به تنهاییای که میشناسند بازمیگردند. فیلم با نماهای بلند و سکوتهای پرمعنا، تنهایی انسان مدرن را در شهری بیروح به تصویر میکشد و به تماشاگر اجازه میدهد در فضا و زمان غرق شود.