خلاصه داستان: یک پیمانکار نظامی به نام کال برای تصاحب سلاحی پیشرفته استخدام میشود که میتواند انسانها را به قاتلانی بیرحم و وحشی تبدیل کند. اما وقتی برادرش قربانی این فناوری مرگبار میشود، کال همهچیز را رها میکند تا به دنبال انتقام برود. او در مسیر حقیقت، با توطئهای بزرگ و عوامل پشت پردهای روبرو میشود که قصد دارند این سلاح را در دستان قدرتمندان قرار دهند. کال باید بین وفاداری به سازمان و عدالتخواهی شخصی یکی را انتخاب کند، در حالی که هر لحظه ممکن است خودش نیز به یکی از این قاتلان تبدیل شود.
خلاصه داستان: نبرد ناامیدانهی بشر برای بازپسگیری زمین از دست گودزیلا همچنان ادامه دارد. برگ برنده برای شکست پادشاه هیولاها ممکن است مکاگودزیلا باشد، یک سلاح رباتیک که تصور میشد حدوداً بیست هزار سال پیش از دست رفته است و اکنون تنها امید برای بقای نوع بشر به شمار میرود. هارو و همراهانش در آراسالیا با چالشی تازه روبهرو میشوند؛ آنها باید میان نابودی کامل به دست گودزیلا یا پیوستن به بیولوس و پذیرش سرنوشتی نامعلوم، یکی را برگزینند. در این میان، اختلافات درونی و انتخابهای دشوار، مرز میان انسانیت و بقا را بیش از پیش کمرنگ میکند.
خلاصه داستان: فرانک ریچاردز، رئیس پلیس بازنشسته یک شهر کوچک، زندگی آرامی را با دخترش کلویی میگذراند. اما آرامش او با بازگشت به عنوان شاهد در پروندهای علیه یک باند مواد مخدر به هم میریزد. رهبر باند، که تهدیدی جدی برای خانواده فرانک است، نقشهای میکشد تا او را از سر راه بردارد. در یک رویارویی ناگهانی، فرانک متوجه میشود که دخترش در خطر است و باید برای نجات او وارد بازی خطرناکی شود. او با تکیه بر تجربه و مهارتهایش، سعی میکند از کمینهای مرگبار فرار کند و در عین حال حقیقت پشت پرده این توطئه را کشف کند. اما هر قدم او را به یک مکان اشتباه و پر از خطر نزدیکتر میکند.
خلاصه داستان: در شبی طوفانی در شیکاگو، موجودی مرموز و وحشی در موزه تاریخ طبیعی به راه افتاده و بازدیدکنندگان را به طرز فجیعی به قتل میرساند. کارآگاه وینسنت دآگوستا و انسانشناس دکتر مارگوت گرین در حالی که تلاش میکنند این هیولا را پیدا کنند، درمییابند که این قتلها به یک مجسمه عتیقه و یک افسانه باستانی آمریکای جنوبی مرتبط است. آنها باید پیش از آن که موجود، راز خود را با کشتن افراد بیشتری فاش کند، جلوی آن را بگیرند.
خلاصه داستان: یک هکر سابق به نام اورلاندو اسمیت به دام میافتد و مجبور میشود برای نجات جان خود، به یک بانک با سیستم امنیتی پیشرفته نفوذ کند. در همین حال، یک کارمند ساده امنیتی به نام هریسون، با یک تماس تهدیدآمیز از سوی یک فرد ناشناس روبرو میشود که او را مجبور میکند وارد همان ساختمان شود و بمبی را که در صندلی داغ زیر او جاسازی شده خنثی کند. در حالی که زمان به سرعت میگذرد، هر دو شخصیت در یک بازی مرگبار با مهاجمان ناشناس گرفتار میشوند. آنها باید بین اطاعت از دستورات تروریستها و تلاش برای نجات بیگناهان یکی را انتخاب کنند.
خلاصه داستان: یک توله شیر کوچک به نام کینگ در اواسط حمل و نقل از فرودگاه فرار کرده و در خانه دو کودک 12 و 15 ساله به نامهای اینس و الکس پناه میگیرد. این دو کودک که از یک سو به کینگ وابسته شدهاند و از سوی دیگر میدانند که او باید در طبیعت آفریقا زندگی کند، تصمیم میگیرند تا هر طور شده کینگ را به خانهاش در آفریقا بازگردانند. اما این ماجراجویی پر از خطرات و موانع است؛ از تعقیبکنندگانی که به دنبال شیر هستند تا چالشهای جادهای و طبیعت وحشی. در این مسیر، آنها با کمک یک راننده کامیون به نام پل (با بازی ژرار دارمون) سفری پرماجرا را آغاز میکنند که نه تنها زندگی کینگ را تغییر میدهد، بلکه خودشان نیز درسهای بزرگی درباره دوستی، شجاعت و مسئولیت میآموزند.