خلاصه داستان: داستان فیلم درباره آلادار، یک ایگوانودون یتیم است که توسط یک خانواده میمون بزرگ شده و در جزیرهای آرام زندگی میکند. اما با بارش شهابسنگهایی که محیط زندگیشان را نابود میکند، آلادار و خانوادهاش مجبور به مهاجرت میشوند. آنها در مسیر به گلهای از دایناسورهای گیاهخوار به رهبری کرون میپیوندند که به دنبال سرزمینی امن به نام «محل پرورش» هستند. در این سفر پرخطر، آلادار با چالشهای زیادی روبهرو میشود و باید شجاعت و رهبری خود را اثبات کند. او در میان خطراتی مانند حمله کارنوتوروسها و طبیعت خشن، به ارزشهای خانواده و دوستی پی میبرد و تلاش میکند گله را به سلامت به مقصد برساند.
خلاصه داستان: تونی تامپسون، پسر بچهای ده ساله، از زندگی یکنواخت و بیماجرای خود خسته شده و آرزوی تجربهای هیجانانگیز را در سر میپروراند. این آرزو زمانی محقق میشود که با رادلف، پسر بچهای خونآشام و مهربان، آشنا میشود. رادلف و خانوادهاش در آستانه نابودی هستند و برای نجات خود به کمک تونی نیاز دارند. تونی که شیفته دوست جدیدش شده، پا به دنیایی پر از رمز و راز میگذارد و درگیر ماجرایی میشود که زندگی هر دوی آنها را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: چند روز به آغاز جشنواره فیلم باقی مانده و «خسرو» (خسرو شکیبایی) بهعنوان کارگردان، فیلم تازهاش را در مرحله صداگذاری و میکس نهایی میبیند. اما مشکلات فنی پیاپی، قطع و وصل برق، نبود موسیقی متن مناسب و خستگی مفرط عوامل فنی که شبانهروزی کار میکنند، فضایی پرتنش و آشفته میسازد. در این گیرودار، «استاد صداگذار» (عزتالله انتظامی) با وسواس و تجربهاش سعی در نجات کار دارد و در مقابل، «بهرام» (علی مصفا) بهعنوان دستیار و نسلی تازه، با نگاه متفاوت خود وارد چالش میشود. درگیری میان سنت و مدرنیته، نسلها و وسواس هنری در قالب طنزی تلخ و موقعیتهای کمیک به تصویر کشیده میشود. «میکس» در لایههای زیرین، روایتی از سختیهای تولید هنری در بستر تلویزیون و سینمای آن دوران است و با تکیه بر دیالوگهای تند و موقعیتهای کمیک، تصویری واقعگرایانه از پشت صحنه سینما ارائه میدهد. در این میان، حضور «گوهر خیراندیش» در نقش تهیهکننده و «لیلا حاتمی» و «نیکی کریمی» در نقشهای کوتاه اما مؤثر، به قصه عمق میبخشد و تماشاگر را تا لحظه آخر با دلهره و امید همراه میکند.
خلاصه داستان: تیگر، پرشبازیِ مهربانِ جنگل هوندرِد اِیکر، در جستجوی خانوادهاش برمیآید. او با وجود دوستانش مانند پو، پیگلت و خرگوش، احساس تنهایی میکند و آرزو دارد همنوعانش را بیابد. در این مسیر، تیگر با یادآوری خاطرات و آوازهای قدیمی، به سفری میرود که در آن معنی واقعی خانواده را کشف میکند.
خلاصه داستان: سام (محمدرضا گلزار) و عبد دو رفیق صمیمی هستند که در محلهای قدیمی زندگی میکنند. با گذشت زمان، سام به نرگس، خواهر عبد، دل میبازد و عشقی پنهانی در دل او شکل میگیرد. عبد که قهرمان ورزشی شده، از سام چاقویی هدیه میگیرد و هنگام ژست گرفتن با آن، عکاسی به نام ابی از او عکس میگیرد. این عکس بعدها دردسرهای زیادی ایجاد میکند و زندگی هر سه نفر را تحت تأثیر قرار میدهد. رابطههای عاطفی، وفاداریها و رازهایی که فاش میشوند، مسیر داستان را به سمت پایانی غیرمنتظره پیش میبرند. فیلم با روایتی ساده اما پرکشش، به مفاهیم دوستی، عشق و قضاوتهای نادرست میپردازد.
خلاصه داستان: ویکتور، پسر جوانی که پدرش را در یک طوفان دریایی از دست داده، همراه با مادری که هنوز در انتظار بازگشت همسرش است، زندگی میکند. مادر او را بسیار لوس و نازپرورده بزرگ کرده است، اما ویکتور با گذشت سالها درمییابد که نشستن و انتظار کشیدن بیفایده است. او تصمیم میگیرد به دریا برود و به عنوان خدمه کشتی، جستجوی پدر گمشدهاش را آغاز کند. در این سفر پرماجرا، ویکتور با موجودات شگفتانگیز و رازهای افسانهای دریا روبهرو میشود و درمییابد که شجاعت و امید، کلید یافتن آن چیزی است که به دنبالش میگردد.