خلاصه داستان: تیل هفده ساله به همراه مادرش که به تازگی به نیروی پلیس پیوسته، به شهر کوچکی نقل مکان میکند. در یک مهمانی، دانشآموزی به طرز وحشیانهای کشته میشود و تیل تنها شاهد این حادثه است. او ادعا میکند که قاتل یک گرگ عظیمالجثه بوده، اما پلیس محلی این موضوع را باور نمیکند. با افزایش حملات مرموز، تیل و مادرش وارد تحقیقاتی میشوند که رازهای تاریکی را در دل جنگلهای نروژ فاش میکند.
خلاصه داستان: داربی، زنی جوان با گذشتهای پر از اشتباه، در تلاش برای دیدار با مادر بیمارش در کریسمس، به دلیل کولاک شدید مجبور میشود در یک استراحتگاه کوهستانی دورافتاده توقف کند. او در میان مسافران گرفتارشده، متوجه حضور یک دختربچه ربودهشده در صندوق عقب یک ون میشود. داربی که خود درگیر بحرانهای شخصی است، باید با هوشیاری و شجاعت، هویت آدمربا را در میان افراد حاضر در اقامتگاه کشف کند. هر یک از غریبهها رازهایی دارند و اعتماد به کسی ممکن نیست. او با خطر مرگ مواجه میشود و باید پیش از آنکه دیر شود، دخترک را نجات دهد.
خلاصه داستان: زنی به همراه یکی از دوستانش یک وبلاگ مخصوص به اتفاقات فراطبیعی باز میکند و سعی میکند مطالبی راجع به اینگونه اتفاقات منتشر کند. او به اشتباه نفرینی اهریمنی را آزاد میکند که جان دخترش را به خطر میاندازد و برای نجات او باید ریشه این نفرین را پیدا کند.
خلاصه داستان: فیلم نجات از غار روایتی از یکی از نفسگیرترین عملیاتهای نجات در تاریخ معاصر است. در سال ۲۰۱۸، دوازده پسر نوجوان از یک تیم فوتبال تایلندی به همراه مربیشان پس از یک پیادهروی معمولی در غار تام لوانگ، در استان چیانگرای، گرفتار سیل ناگهانی میشوند. سطح آب به سرعت بالا میآید و راه خروج را مسدود میکند. در حالی که جهان با نگرانی اخبار را دنبال میکند، یک تیم بینالمللی از غواصان غار، مهندسان و نیروهای امدادی گرد هم میآیند. این عملیات پیچیده که بیش از دو هفته به طول میانجامد، نیازمند برنامهریزی دقیق، شجاعت و فداکاری است. فیلم بر تلاشهای غواصان بریتانیایی و تایلندی و همچنین همکاری بینظیر تیمهای مختلف تمرکز دارد. داستان نه تنها چالشهای فنی و فیزیکی، بلکه فشار روانی و عاطفی بر خانوادهها و امدادگران را به تصویر میکشد. نجات از غار با بازی جیم وارنی و اکاوات نیراتوراپانیا، لحظات امید و ناامیدی را در دل تاریکی غار به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم، گروهی از سربازان ارتش شوروی به دستور استالین عازم مأموریتی پنهانی در لهستان میشوند. آنها باید جسد هیتلر را پیدا کرده و به خاک بسپارند تا از هرگونه سوءاستفاده سیاسی جلوگیری شود. اما در میان ویرانههای جنگ، نیروهای آلمانی و پارتیزانهای لهستانی نیز در تعقیب آنها هستند. این مأموریت خطرناک، سربازان را به سفری پرتنش در دل سرزمینهای اشغالی میکشاند، جایی که مرگ و خیانت در هر قدم در کمین است.
خلاصه داستان: نیتن دریک، یک جوان خوشبرخورد و باهوش، به عنوان پیشخدمت در یک بار کار میکند و رویای یافتن گنجی افسانهای را در سر میپروراند که توسط کاشف پرتغالی، ماژلان، پنهان شده است. زندگی او زمانی تغییر میکند که ویکتور سالیوان، یک شکارچی گنج کهنهکار، به سراغش میآید و ادعا میکند که برادر گمشده نیتن، سم، نیز در جستجوی این گنج بوده است. نیتن و سالی با وجود بیاعتمادی اولیه، تیمی تشکیل میدهند و راهی سفری پرماجرا از کلیساهای مخفی بارسلونا تا جزایر دورافتاده فیلیپین میشوند. در این مسیر، آنها با دشمنان خطرناکی از جمله موناکو، یک میلیاردر بیرحم که به دنبال گنج است، و گروهی از مزدوران مسلح روبرو میشوند. نیتن باید با تکیه بر هوش و چابکی خود، معماهای تاریخی را حل کند، از تلههای مرگبار جان سالم به در ببرد و در نهایت حقیقت را درباره برادرش و گنج افسانهای کشف کند.