خلاصه داستان: خانوادهٔ ییلماز بهخاطر مشکلات مالی به خانهٔ مادربزرگ سعدت نقلمکان میکنند. اما خانهٔ قدیمی سعدت که آرامگاه همسرش نیز هست، تنها نیست؛ موجوداتی از بعدی دیگر در آن ساکناند و اجازه نمیدهند کسی جز سعدت در آنجا زندگی کند. این حضور شوم، آرامش خانواده را برهم میزند و رازهای تاریکی را آشکار میسازد.
خلاصه داستان: جرمی چو نوجوانی بینقص به نظر میرسد؛ بااستعداد است، نمرات عالی دارد، خانوادهای مرفه دارد و در یک مدرسه خصوصی معتبر در واشنگتن، دی.سی. تحصیل میکند. حداقل این چیزی است که دیگران میبینند. اما پس از آنکه برادر دوقلویش را در یک تیراندازی جمعی از دست میدهد، تصمیم میگیرد خودش دست به کار شود. او یک معلم را گروگان میگیرد و قصد دارد به آمریکا درسی بدهد که هرگز فراموش نکند.
خلاصه داستان: امی و مایک، دو نوجوان کنجکاو، در حین تماشای یک حلقه فیلم کمیاب و قدیمی، ناخواسته نفرینی را آزاد میکنند که صدها سال به دام افتاده بود. این نفرین ساکنان شهر کوچک و آرام آنها را به زامبیهایی گرسنه و بیرحم تبدیل میکند. حالا امی و مایک باید با عبور از شهری که پر از موجودات وحشتزده شده، فیلمسازی بدنام و مرموز را پیدا کنند که تنها کسی است که میتواند این طلسم را بشکند. آنها در این مسیر پرخطر و خندهدار، با موانع و شخصیتهای عجیبی روبرو میشوند و باید سریعتر از آنچه فکر میکنند راهی برای نجات دنیا و بازگرداندن آرامش به شهرشان پیدا کنند.
خلاصه داستان: نیلس کارتیه، افسانه سابق واحد ضد باند که به خاطر روشهای قوی و غیرمتعارفش شناخته میشد، پس از عملیاتی ناموفق که به مرگ همسرش انجامید، از نیرو کنارهگیری کرد. اما وقتی باند سارقان بانکی که عامل مرگ همسرش بودند، هشت سال بعد دوباره ظاهر میشوند، نیلس در راه انتقام اجازه نمیدهد هیچکس جلویش را بگیرد — حتی اگر مجبور شود با دختر ۱۴ ساله تندخو و بداخلاقش یک تیم انفجاری تشکیل دهد.
خلاصه داستان: وانگ چیانگ، دانشآموز شیطان و دردسرساز کلاس سوم راهنمایی، و شی میونا، معلم سختگیر و بداخلاق کلاس، پس از یک حادثه عجیب، ناگهان بدنهایشان را با هم عوض میکنند. حالا وانگ که همیشه زیر فشار درس و مدرسه بوده، باید نقش معلم را بازی کند و شی میونا نیز برای اولین بار طعم دانشآموز بودن را میچشد. با نزدیک شدن مسابقه کلاس نمونه، آنها باید راهی برای بازگشت به بدن خود پیدا کنند، اما در این مسیر با چالشهای خندهدار و موقعیتهای غیرمنتظرهای روبهرو میشوند که هر دو را وادار میکند دیدگاهشان را نسبت به یکدیگر تغییر دهند.
خلاصه داستان: پس از آنکه یک قیم فاسد برای تصاحب املاک او را به خانه سالمندان میفرستد، زنی مرموز و مسن با کمک نوهاش که او را «جی» صدا میزند، به دنبال انتقام میرود.