خلاصه داستان: در یک شهر کوچک، شب هالووین با ورود موجودی مرموز و شرور به نام «جوکساز» به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود. این موجود نقابدار با شوخیهای مرگبار خود، ساکنان را یکییکی به دام میاندازد. دو خواهر که از یکدیگر بیگانه شدهاند، در میان این هرجومرج ناگزیر به اتحاد با یکدیگر میشوند تا راهی برای مقابله با این تهدید شیطانی بیابند. آنها در این مسیر با رازهای تاریکی از گذشته شهر و هویت واقعی جوکساز روبرو میشوند. آیا آنها میتوانند پیش از طلوع آفتاب، این موجود را برای همیشه نابود کنند یا قربانی بعدی شوخیهای بیرحمانه او خواهند بود؟
خلاصه داستان: مونا آچاچه، کارگردان فرانسوی، در این مستند سینمایی با همراهی ماریون کوتیار به بازسازی زندگی مادرش، کارول آچاش، میپردازد. کارول نویسنده و عکاس فرانسوی بود که در سال ۲۰۰۷ خودکشی کرد. آچاچه با استفاده از نامهها، عکسها و خاطرات مادرش، و با بازی کوتیار در نقش او، تلاش میکند زنی را که پشت نقاب مادر بودن پنهان شده بود، دوباره زنده کند و مسیر زندگی او را بازخوانی نماید. این فیلم مرز میان واقعیت و بازآفرینی را محو میکند و پرسشی بنیادین درباره هویت و میراث مطرح میسازد: مادرش واقعاً که بود؟ در این سفر احساسی و شخصی، آچاچه با نگاهی نوستالژیک و گاه انتقادی، پیچیدگیهای روحی کارول را از خلال تصاویر آرشیوی و صحنههای بازسازیشده آشکار میکند. نتیجه، مراقبهای لطیف و در عین حال تکاندهنده درباره فقدان، عشق و بازیابی خاطرات است.
خلاصه داستان: آدری و سه خواهر و برادرش در خانهای قدیمی رها شدهاند، جایی که قرار بود تعطیلات تابستانی خود را با پدرشان بگذرانند، اما او پیش از آنکه بهطور غیرمنتظرهای در طول شب ناپدید شود. کودکان در حالی که با ترس و ناباوری به دنبال پاسخ میگردند، متوجه میشوند که این خانه رازهای تاریکی را در خود پنهان کرده است. آنها در هر گوشه به نشانههایی برخورد میکنند که آنها را به حقیقتی فراطبیعی هدایت میکند. آیا پدرشان عمداً آنها را رها کرده یا نیرویی مرموز او را با خود برده است؟ هر یک از کودکان با شجاعت و ترسهای درونیشان روبهرو میشوند و باید تصمیم بگیرند که به یکدیگر اعتماد کنند یا در تنهایی به دنبال نجات بگردند. داستانی هیجانانگیز و در عین حال احساسی درباره پیوند خانوادگی، امید و رازهایی که هرگز نباید فاش میشدند.
خلاصه داستان: جائهوان، وکیل موفقی است که پروندهی پسر یکی از مدیران ثروتمند را بر عهده میگیرد؛ پسری که عمداً مردی را با ماشین زیر گرفته و باعث مرگ او شده، و دختر آن مرد را نیز بهشدت مجروح کرده است. وظیفهی جائهوان دفاع از یک قاتل است؛ تنها یک پلهی دیگر در نردبان طلایی پیشرفت شغلیاش. در سوی دیگر، برادرش جائهکیو، پزشکی وظیفهشناس، با حادثهای مشابه روبهرو میشود و وجدانش او را به مسیری میکشاند که با برادرش در تقابل قرار میگیرد. این فیلم درام محصول کره جنوبی، با نگاهی تیزبینانه به مرز باریک میان اخلاق و منفعت، روایتگر دو برادر است که هر کدام به شیوهای با معماهای اخلاقی روبهرو میشوند و تلاش میکنند مفهوم عدالت را در زندگی شخصی و حرفهای خود معنا کنند. داستان با حفظ تعلیق و پرداخت شخصیتهای پیچیده، مخاطب را به تأمل درباره انتخابهای دشوار اخلاقی و تأثیر آنها بر روابط خانوادگی دعوت میکند.
خلاصه داستان: در دنیایی که یک همهگیری مرموز تقریباً تمام تمدن بشری را از بین برده، مارکو بهتنهایی در جنگلهای خاموش سرگردان است. او با یادآوری خاطرات از دسترفته و جستوجوی معنای بقا، در میان ویرانههای طبیعت و جوامع فروپاشیده پیش میرود. سکوت مرگبار جنگل و خطرات ناپیدای هر گوشه، او را با پرسشهایی درباره هویت و امید روبهرو میکند. مارکو در این مسیر با موجودیتهایی آشنا میشود که هرکدام بازتابی از ترسها و آرزوهایش هستند. او باید تصمیم بگیرد که آیا این جهان ویران هنوز جایی برای انسانیت دارد یا باید آن را رها کند. داستان با حالوهوای مالیخولیایی و فضاسازی بصری قوی، مخاطب را به سفری درونی و بیرونی دعوت میکند.
خلاصه داستان: علی، عطرسازی جوان و خوشذوق، در آستانهی پدر شدن قرار دارد و این اتفاق تازه، او را با چالشهای تازهای روبهرو میکند. در حالی که باید برای آیندهی فرزندش آماده شود، فرصت کوتاهی پیش میآید تا کارهای نیمهکارهی زندگیاش را به سرانجام برساند. او در این مسیر با دغدغههای شغلی، روابط انسانی و آرزوهای شخصیاش دستوپنجه نرم میکند. فیلم عطرآلود، داستانی لطیف دربارهی عشق، مسئولیت و تلاش برای یافتن تعادل میان خواستههای قلبی و واقعیتهای زندگی است.