خلاصه داستان: مایک فلانری، بوکسور سابقاً نامداری که پس از یک دوره محکومیت از زندان آزاد شده، در روز نخستین مبارزهی حرفهای خود پس از سالها، با سفری درونی و بیرونی در شهر نیویورک روبهرو میشود. او در طول این روز پرتنش، با چهرههای تأثیرگذار گذشتهاش—دوست قدیمی، مربی، کشیش محله و رقیب دیرینه—دیدار میکند و هر یک از این ملاقاتها او را به بازاندیشی در مورد انتخابها، پشیمانیها و معنای رستگاری وا میدارد. این فیلم با روایتی آرام و شخصیتمحور، لایههای روانی یک مبارز را در آستانهی بازگشت به رینگ واکاوی میکند و همزمان تصویری تلخ و واقعگرایانه از تلاش برای شروع دوباره در دنیایی که فراموشی را بر یادآوری ترجیح میدهد ارائه میدهد. درامی انسانی دربارهی امید، بخشش و جنگیدن با شیاطین درونی.
خلاصه داستان: زنی جوان و باردار به نام مایا که در شهری آرام زندگی میکند، به تازگی متوجه رفتارهای عجیب دوستپسرش، جیک، شده است. او شبها در خواب از جا برمیخیزد و بدون آنکه به یاد آورد، در خانه پرسه میزند. با ناپدید شدنهای مرموز چند نفر در محله و کشف اجساد قربانیان، مایا به تدریج به این ظن میرسد که جیک ممکن است با این جنایتها مرتبط باشد. او در حالی که برای حفظ امنیت خود و جنینش تلاش میکند، حقیقت تاریکی را درباره مردی که دوستش دارد کشف میکند. این فیلم یک تریلر روانشناختی است که مرز بین واقعیت و کابوس را محو میکند و بیننده را تا پایان در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: دوکه، یک مامور مخفی بینالمللی که سالها پیش پس از یک حادثه آسیبزا بازنشسته شده، مجبور میشود دوباره به میدان برگردد، وقتی که یک نیروی ویژه کماندو، خواهرزادهاش را میرباید و او را مجبور میکند تا برای آزادیاش، یک فرمول علمی گرانبها را بدزدد. او در این مسیر با چالشهای تازهای روبهرو میشود که او را وادار میکند با گذشته خود روبهرو شود و مهارتهای قدیمیاش را بار دیگر به کار بگیرد. داستان حول محور تلاشهای او برای نجات خواهرزادهاش و خنثی کردن نقشههای تبهکاران میچرخد.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه «مارمالادی» به کارگردانی حسین جمشیدی، روایتی از یک خواستگاری در فضای پرالتهاب دهه شصت است. در این اثر، شخصیت اصلی با چالشها و موقعیتهای طنزآمیز و در عین حال تأثیرگذاری مواجه میشود که او را در مسیری غیرمنتظره قرار میدهد. فضای دهه شصت با تمام جزئیاتش، بستر اصلی داستان را تشکیل میدهد و نگاه تازهای به روابط انسانی در آن دوران ارائه میدهد. فیلم با استفاده از عناصر کمدی و درام، تلاش میکند تا مخاطب را با حال و هوای آن سالها همراه کند و در عین حال پیامهایی درباره عشق، تعهد و انتخابهای دشوار منتقل کند.
خلاصه داستان: فریبرز برای فرار از خیابانها به کافهی کمال میرود. کافه خلوت است و کسی جز آن دو در کافه نیست. همه چیز عادی به نظر میرسد تا اینکه جوانی با دو کولهپشتی وارد کافه میشود. حضور او نظم ساکت کافه را بر هم میزند و گفتگویی آغاز میشود که لایههای پنهان هر سه شخصیت را آشکار میسازد. هر کدام از آنها با بار سنگینی از گذشته وارد این برخورد میشوند و در فضایی بسته، تنشها به تدریج اوج میگیرد. فیلم چک روایتی مینیمال و پرتعلیق است که در دل یک موقعیت ساده، پیچیدگی روابط انسانی و تأثیر تصمیمهای کوچک بر سرنوشتهای بزرگ را به تصویر میکشد. مهراد مهرکیش با نگاهی روانشناختی، شخصیتهایی واقعی و باورپذیر خلق کرده است که تماشاگر را تا پایان درگیر خود میکند. این فیلم کوتاه با بازیهای طبیعی و دیالوگهای موجز، تجربهای تأملبرانگیز از سینمای معاصر ایران ارائه میدهد.
خلاصه داستان: ناله-ماجا همراه خانوادهاش به پیکنیک رفته، اما انگار هیچکس حوصلهی بازی با او را ندارد. وقتی او به تنهایی آبمیوهی XYZ را مینوشد و تبدیل به موجودی کوچک میشود، همهچیز شکل تازهای به خود میگیرد. حالا آیا دیگران میتوانند او را پیدا کنند؟ و آیا وقتی به اندازهی یک مورچهای، میشود تغییری در دنیا ایجاد کرد؟