خلاصه داستان: ساکشی باید دختر هفتسالهاش را از قربانی شدن توسط فرقهای شیطانی نجات دهد؛ فرقهای که میخواهد برای رضایت رهبرشان این قربانی را انجام دهد. در این راه، او با خرافات جامعه و وحشتی که همچنان خودش و دختران جوان اطرافش را آزار میدهد، نیز مبارزه میکند.
خلاصه داستان: راث اسلتر پس از تحمل بیست سال زندان بهخاطر قتل یک افسر پلیس، آزاد میشود. او که از جامعه طرد شده و به دنبال بازسازی زندگیاش است، تنها هدفش بازپیوند با خواهر کوچکترش، کیتی، است که در دوران کودکی از او جدا شده. اما گذشتهای که راث سعی در فرار از آن دارد، دوباره سراغش میآید و او را درگیر ماجراهایی پیچیده میکند. در این مسیر، او با افراد مختلفی روبهرو میشود که هر یک بخشی از حقیقت را میدانند. فیلم روایتی احساسی و پرتنش از گناه، بخشش و جستجوی رستگاری است.
خلاصه داستان: ویکرام، جوانی خوشچهره و اهل خوشگذرانی در حیدرآباد، زندگی بیدغدغهای را میگذراند تا اینکه ناگهان پسربچهای به نام پادو وارد زندگی او میشود. در ابتدا، حضور این کودک شیطان و پرجنبوجوش، آرامش وکیل را بر هم میزند و دردسرهای تازهای برایش میآفریند. اما به مرور، میان این دو رابطهای عمیق و پدرانه شکل میگیرد که مسیر زندگی هر دوی آنها را برای همیشه تغییر میدهد. این همراهی غیرمنتظره، ویکرام را با مفاهیم مسئولیت، عشق و خانواده آشنا میکند و او را در سفری احساسی و پر از اتفاق قرار میدهد.
خلاصه داستان: ویکتور فرنکناشتاین، پسر باهوشی که در حومهای آرام زندگی میکند، سگ وفادارش اسپارکی را در یک حادثه غمانگیز از دست میدهد. او که به علوم تجربی علاقهمند است، با الهام از آموزههای معلم مدرسه، تصمیم میگیرد اسپارکی را با استفاده از برق دوباره زنده کند. اما وقتی همکلاسیهایش از این راز باخبر میشوند، سعی میکنند این روش را برای حیوانات دیگر هم به کار ببرند و ماجراهایی ترسناک و خندهدار به راه میافتد. فرنکنوینی روایتی است از پیوند عمیق یک پسر و سگش، که با حس نوستالژی و طنز سیاه، به مفاهیمی چون سوگ، دوستی و مسئولیتپذیری میپردازد.
خلاصه داستان: هکسان (Häxan) یا «جادوگران» محصول ۱۹۲۲، مستند-درام ماندگاری از بنجامین کریستنسن است که تاریخ جادوگری را از دوران باستان تا قرون وسطی و حتی عصر مدرن روایت میکند. فیلم در هفت فصل، با تلفیقی از بازسازیهای تاریخی، تصاویر مستندگونه و جلوههای ویژه پیشگامانه، باورهای خرافی و آزار و شکنجه بیرحمانه کسانی را که متهم به جادوگری بودند، به تصویر میکشد. کریستنسن با نگاهی شبهعلمی، پدیده جادوگری را با هیستری و بیماریهای روانی آن زمان مقایسه میکند و نشان میدهد که ریشه بسیاری از اتهامات، ترس و جهل بوده است. این فیلم صامت با فضاسازی تاریک و صحنههای سوررئال، یکی از تأثیرگذارترین آثار سینمای ترسناک و مستند اولیه به شمار میرود.
خلاصه داستان: در یک سفر کوهستانی در کوههای آلپ اتریش، زنی به همراه یک سگ شکاری به نام لینکس به یک توقف کوتاه میرود. زمانی که تصمیم میگیرد به خانه بازگردد، متوجه میشود که جاده و تمام مسیر بازگشت او توسط یک دیوار نامرئی و نفوذناپذیر مسدود شده است. او به همراه سگش در داخل این حصار نامرئی محبوس میشود و هیچ راه فراری وجود ندارد. با گذشت زمان، او مجبور میشود با طبیعت و شرایط سخت بقا دست و پنجه نرم کند و تنهایی و انزوای مطلق را تجربه کند. این محبوس شدن اجباری، او را به سفری درونی و تأمل در زندگی گذشتهاش میبرد و مرز بین واقعیت و توهم را محو میکند. او تلاش میکند تا معنای زندگی و هویت خود را در جهانی که به یکباره بیرحم و بیگانه شده است، بازتعریف کند.