خلاصه داستان: در تعطیلات تابستانی، یک خانواده نروژی برای استراحت به جزیره آتشفشانی لا پالما در جزایر قناری سفر میکنند. در همین حال، یک پژوهشگر جوان متوجه نشانههای هشداردهندهای از فعالیتهای آتشفشانی در این جزیره میشود. او سعی میکند مقامات محلی و ساکنان را از خطر قریبالوقوع آگاه کند، اما هشدارهایش با تردید و بیاعتنایی مواجه میشود. خیلی زود، طبیعت خروشان جزیره آرامش تعطیلات را میشکند و خانوادهها و گردشگران را در مسیر بقا قرار میدهد. این سریال نروژی با محوریت یک فاجعه طبیعی، لایههای انسانی و روابط خانوادگی را در بحبوحه ترس و نابودی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: پس از یک فاجعهی مرگبار در حادثهی غرق شدن کشتی، کاپیتان که در آن زمان در مرخصی بوده، در جستوجوی حقیقت و عدالت برای جانباختگان و بازماندگان آن تراژدی برمیآید. او با موانع قانونی و سیاسی روبرو میشود و تلاش میکند تا پرده از رازهای پنهان این فاجعه بردارد.
خلاصه داستان: فیلم روزی که هوا ایستاد به کارگردانی نادر ابراهیمی، روایتگر روزی است که در منطقهای وسیع و پرجمعیت، هوا ناگهان از حرکت بازمیایستد و وارونگی سنگین و پایداری رخ میدهد. مسئولان شهری از ترس ایجاد وحشت عمومی، تصمیم میگیرند خبر این پدیده عجیب را از مردم پنهان کنند. اما با گذشت زمان، عوارض این وارونگی هوا بر زندگی روزمره و سلامت شهروندان آشکار میشود. داستان به بررسی واکنشهای انسانی در برابر بحرانی ناشناخته و تنش میان حقیقت و مصلحتاندیشی میپردازد.
خلاصه داستان: در آیندهای نزدیک، تغییرات اقلیمی فاجعهبار دمای زمین را به شدت افزایش داده و زندگی را غیرممکن کرده است. یک جوخه از سربازان در یک پایگاه نظامی متروکه در جزیرهای دورافتاده مستقر شدهاند تا به عنوان آخرین نگهبانان از سرزمین خود در برابر دشمنی ناشناخته دفاع کنند. آنها که ماههاست هیچ تماسی با فرماندهی نداشتهاند، با تنهایی، پارانویا و تهدیدهای درونی و بیرونی دست و پنجه نرم میکنند. هر یک از اعضای تیم با خاطرات و ترسهای شخصی خود روبرو میشوند و مرز بین واقعیت و توهم کمرنگ میگردد. در این شرایط بحرانی، یک زن سرباز به نام هندریکس (با بازی کیت باسورث) تلاش میکند تا بقیه را متحد نگه دارد، اما رازهای تاریکی که در پایگاه پنهان شده، همه چیز را به چالش میکشد. فیلم آخرین نگهبان داستانی پرتعلیق از بقا، وفاداری و ماهیت انسانیت در لبه پرتگاه است.
خلاصه داستان: در ادامه ماجراهای عصر یخبندان، مندی، دیگو و سید متوجه میشوند که یخهای عظیم اطراف درهشان در حال ذوب شدن است و سیل عظیمی در راه است که میتواند همه موجودات را نابود کند. آنها به همراه دیگر حیوانات به سوی سرزمینهای مرتفع حرکت میکنند. در این مسیر، با یک ماموت ماده به نام الی آشنا میشوند که خود را اپوسوم میداند و با دو برادر اپوسومش، کراش و ادی، زندگی میکند. مندی تلاش میکند الی را متقاعد کند که یک ماموت است و به گروه بپیوندد. در همین حال، اسکرات، سنجاب دندانشمشیری، همچنان به دنبال بلوط خود است و ماجراهای خندهداری را رقم میزند. گروه باید از موانع طبیعی و شکارچیان خطرناک عبور کنند تا به کشتی نجات برسند.
خلاصه داستان: در 13 اکتبر 1972، پرواز 571 نیروی هوایی اروگوئه که حامل یک تیم راگبی و همراهانشان بود، در مسیر سانتیاگو بر فراز رشتهکوه آند سقوط کرد. بازماندگان که در ارتفاع 3500 متری و در سرمای طاقتفرسا گرفتار شده بودند، برای زنده ماندن مجبور به تصمیمهای دشوار شدند. این فیلم بر اساس خاطرات واقعی روبرتو کانِسا و دیگر نجاتیافتگان ساخته شده و روایتی انسانی از همبستگی، امید و اراده در برابر مرگ ارائه میدهد.