خلاصه داستان: بکت ردفلو، کارگر یقهآبی که از بدو تولد توسط خانوادهی بهشدت ثروتمندش طرد شده است، برای بازپسگیری ارث و میراثش از هیچ کاری دریغ نمیکند، مهم نیست چند نفر از اقوام سر راهش قرار بگیرند. او که سالها در حاشیه زندگی کرده، حالا تصمیم گرفته است تا با هر وسیلهای که شده، جایگاه واقعی خود را در خانواده بازیابد. اما این مسیر پر از موانع، خیانتها و رقابتهای مرگبار است. بکت باید بین ارزشهای اخلاقی و میل سیری ناپذیرش به انتقام، یکی را انتخاب کند. هر قدم او را به جنایتی تازه نزدیکتر میکند و مرز بین قربانی و قاتل را محو میسازد.
خلاصه داستان: یک نوجوان چینی-آمریکایی که از ظاهر و هویت خود ناامید است، تصمیم میگیرد برای جلب پذیرش همسالانش و رسیدن به عنوان ملکه جشن فارغالتحصیلی، تحت یک عمل جراحی آزمایشی قرار گیرد تا ظاهری سفیدپوست پیدا کند. این تصمیم او را وارد مسیری پر از چالشهای هویتی، فشارهای اجتماعی و پشیمانی میکند. او در این راه با واکنشهای متفاوتی از سوی خانواده، دوستان و جامعه مواجه میشود و در نهایت باید میان تغییر ظاهر و پذیرش خود واقعیاش یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: «ژانگ چی» که عنوان پرافتخار «پادشاه بایانبولاک» را با خود دارد، بار دیگر سفر مسابقهای خود را آغاز میکند. او اینبار نهتنها به دنبال پیروزی در رقابت است، بلکه هدفی فراتر از خود مسابقه را نیز دنبال میکند. در این قسمت از مجموعه، ژانگ چی با چالشهای تازهای روبهرو میشود که او را به مرزهای تواناییهایش میکشاند. مسیر او پر از رقبای سرسخت، موانع غیرمنتظره و تصمیمهای دشوار است. در حالی که او تلاش میکند جایگاه خود را در دنیای مسابقات اتومبیلرانی تثبیت کند، روابط شخصیاش نیز دستخوش تغییر میشود. سفر او نهتنها درباره سرعت و مهارت در رانندگی است، بلکه درباره یافتن معنا و هدف در زندگی است. آیا ژانگ چی میتواند بر موانع غلبه کند و دوباره ثابت کند که شایسته لقب «پادشاه» است؟ «اسب بالدار 3» روایتی از تلاش، امید و ارادهای شکستناپذیر است که مخاطب را با شخصیتهایش همراه میکند.
خلاصه داستان: در زمان حکومت رضاشاه، یک قشون نظامی به همراه دو مستشار روسی به لرستان اعزام میشود تا از سرکشی عشایر جلوگیری کند. قشون با عشایر درگیر میشود و مردی به نام سالار را برای جاسوسی میان عشایر مأمور میکنند. عشایر با سرگردانی خود و خانوادهشان به رفتن به شهر تن میدهند.
خلاصه داستان: مجید، جوانی خلافکار و خوشگذران در جنوب تهران، عاشق دختر پیرمرد عارفی به نام میرزا میشود. میرزا برای رضایت به این ازدواج، شرط میگذارد که مجید راه درست را در پیش بگیرد. مجید برای اثبات این تغییر، تصمیم میگیرد به جبهههای جنگ برود و دوستانش نیز ناخواسته همراه او میشوند. حضور این گروه نامتعارف در پادگان آموزشی با مخالفتهایی روبهرو میشود، اما با ضمانت میرزا و یکی از رزمندهها، آنها راهی جبهه میشوند. هر یک از اعضای این گروه انگیزههای شخصی و گاه خندهداری برای حضور در جنگ دارند. در طول سفر، ماجراهای طنزآمیز و تأثیرگذاری برایشان رقم میخورد. این فیلم با بازی درخشان بازیگرانش، به یک طنز جنگی خاطرهانگیز در سینمای ایران تبدیل شده است.
خلاصه داستان: فیلم استرداد به مقطع حساس سال ۱۳۳۲ و موضوع غرامت جنگی ایران از متفقین در جنگ جهانی دوم میپردازد. داستان حول محور تلاشهای یک وکیل و یک کارمند بانک برای رساندن محمولهای از طلا و اسناد به ایران شکل میگیرد؛ در حالی که نیروهای خارجی و عوامل داخلی در تلاشاند این مسیر را ناهموار کنند. این درام تاریخی با نگاهی به رویدادهای آن دوران، پیچیدگیهای سیاسی و انسانی را به تصویر میکشد.