خلاصه داستان: نیکلاس و ایزابل برای هم ساخته شدهاند، اما چطور میتوانند از این حقیقت باخبر شوند؟ در حالی که ارواح، سرنوشت و نیروی خالص عشق واقعی آنها را بهسوی یکدیگر میکشند، زندگی نیز در تلاش است تا آنها را از هم جدا کند. این دو غریبه که در دو سوی دنیا و با فاصلهای بسیار زندگی میکنند، هرگز یکدیگر را ندیدهاند، اما نیرویی فراتر از درک آنها را به هم پیوند میدهد. سرنوشت، آنها را در مسیری پر از فراز و نشیب قرار میدهد که هر لحظه امکان از دست دادن این پیوند ناشناخته وجود دارد.
خلاصه داستان: کاگامی تسوروگی، دوست صمیمی مارینت، او را به توکیو دعوت میکند تا با قهرمانان محلی به نام استلارها در برابر یک ابرشرور جدید مبارزه کنند. اما مارینت بهزودی متوجه میشود که این سفر تنها برای نبرد نیست و کاگامی راز پنهانی در دل دارد. در این میان، آدرین نیز بهصورت ناشناس به ژاپن میآید و ماجراهایی پیچیدهتر میشود. این فیلم انیمیشنی، ترکیبی از اکشن، ماجراجویی و فانتزی است که دنیای میراکلس را به فرهنگ ژاپن پیوند میزند.
خلاصه داستان: «کله بخیه» اولین موجودی است که توسط پروفسور دیوانه اراسموس تقریباً زنده شده است. در سالهای پس از آن، او به دایه حیوانات وحشیِ رو به رشدِ ارباب تبدیل شده که مورد بیمهری قرار گرفتهاند و وظیفه دارد به آنها بیاموزد که «هیولای درون» خود را سرکوب کنند و در قلعه - دور از چشمان کنجکاو و انگشتان چنگالمانندِ اراذل و اوباش روستا در دره پایین - پنهان شوند. اما وقتی مدیر کثیف سیرک، فولبرت فریکفایندر، از راه میرسد و به «کله بخیه» نقشی کلیدی در نمایش عجیب و غریبش پیشنهاد میدهد، قهرمان ما با وعده عشق و پذیرش وسوسه میشود.
خلاصه داستان: پس از ماجراهای «یخزده»، آنا و السا میخواهند در آرِندل یک شروع تازه داشته باشند و قلعه را کمی راحتتر و صمیمیتر کنند. در حالی که آنها برای رهایی از قید و بندهای سنت تلاش میکنند، دوک وِزلتون همراه با گروهی از پافینهای تهدیدکننده، نقشههای دیگری برای خانه محبوب آنها در سر دارد.
خلاصه داستان: جبرئیل، فرشتهای خیرخواه اما تا حدودی بیعرضه، مأموریت دارد تا به یک کارگر موقتِ در حال تقلا کمک کند. او در این مسیر با یک سرمایهدار ثروتمند و خودخواه روبهرو میشود و سعی میکند مسیر زندگی هر دو را تغییر دهد. اما دخالتهای او، هر بار پایانی غیرمنتظره و خندهدار دارد. این کمدی فانتزی با تکیه بر موقعیتهای طنز و شخصیتهای دوستداشتنی، به تقابل طبقاتی و مفهوم واقعی خوشبختی میپردازد. جبرئیل در تلاش است تا میان این دو شخصیت، تعادلی برقرار کند و درسهایی از مهربانی و فروتنی به آنها بدهد، اما هر قدم او، ماجراهایی تازه و پر از خنده میآفریند.
خلاصه داستان: کارتیک و آنو پس از آشنایی و عاشق شدن، زندگی مشترک خود را آغاز میکنند و برای ساختن آیندهای تازه، یک آپارتمان قدیمی و دنج را میخرند. اما آرامش آنها دیری نمیپاید و اتفاقات غیرعادی و عجیبی در خانه رخ میدهد که زندگی تازهشان را تحت تأثیر قرار میدهد. آنها با کنجکاوی و پیگیری، سعی در کشف ریشه این حوادث دارند و در این مسیر با رازهایی از گذشته خانه روبهرو میشوند. در نهایت، آنها با درک واقعیت، تصمیمی مهم میگیرند و آپارتمان را به صاحب نخستین آن یعنی رامش بازمیگردانند. داستان ترکیبی از چالشهای یک زندگی مشترک و کشف اسرار یک مکان قدیمی است.