خلاصه داستان: «مینا» بازیگر جوان تئاتر است که به دستور یک مرد ناشناس ربوده میشود. «راجن»، پسر جوانی از خانوادهای اشرافی، با شنیدن صدای کمکخواهی مینا به نجاتش میشتابد و میان آن دو علاقهای عمیق شکل میگیرد. اما پدر راجن که با پیوند پسرش با یک بازیگر زن مخالف است، تلاش میکند مانع این ازدواج شود. در این میان، ماجراهای عاشقانه و چالشهای خانوادگی، مسیر زندگی آنها را دستخوش تغییر میکند.
خلاصه داستان: چه بر سر بیبی جین آمد؟ داستان دو خواهر بازیگر را روایت میکند که روزگاری هر دو در هالیوود شهرت داشتند. بیبی جین، ستارهٔ کودک سابق، پس از سالها افتخار، حالا زنی میانسال و آشفته است که از خواهر بزرگترش، بلانچ، که پس از یک حادثهٔ مرموز فلج شده، نگهداری میکند. این دو در عمارتی قدیمی و متروک در هالیوود زندگی میکنند و رابطهشان پر از کینه و خصومت است. بیبی که از موفقیتهای گذشتهاش فاصله گرفته، با رفتارهای آزاردهنده و شکنجههای روانی، زندگی بلانچ را به جهنم تبدیل میکند. با ورود یک پیانیست جوان و کنجکاویهای او، رازهای تاریک این خانواده کمکم آشکار میشود. فیلم با فضاسازی تیره و بازیهای درخشان دو بازیگر اصلی، به یکی از آثار ماندگار ژانر وحشت روانشناختی تبدیل شده است.
خلاصه داستان: اسپانیا، قرن یازدهم. «رودریگو دیاس»، شوالیهای وطنپرست، در آرزوی اتحاد پادشاهیهای پراکنده اسپانیا برای مقابله با حملات قبایل مور (مسلمانان آفریقایی) است. او در آستانه ازدواج با «شیمنا»، دختر کنت گورما، است، اما در یک نزاع مرگبار، پدر شیمنا را میکشد. رودریگو به دلیل قتل، به تبعید محکوم میشود، اما در نبردهای بعدی، با شجاعت و مهارت خود، اعتبار از دست رفته را بازمییابد و به «ال سید» (آقا و سرور) ملقب میشود. او درگیر دسیسههای درباریان و نبرد با دشمنان مسیحی و مسلمان میشود و سرانجام با لشکری متحد، برای نبرد سرنوشتساز با مورها آماده میشود. داستان عاشقانه او با شیمنا، در پسزمینه جنگ و سیاست، همچنان ادامه دارد. او میکوشد تا با حفظ شرافت و ایمان، پلی میان مسیحیان و مسلمانان بسازد و سرنوشت اسپانیا را تغییر دهد.
خلاصه داستان: در یکی از شهرهای ژاپن در دوره ادو، یک سامورایی بینام و سرگردان به نام «سانجورو» وارد شهری میشود که دو گروه تبهکار به رهبری اوسوگی و سِیبِی برای کنترل آن با یکدیگر میجنگند. او که از فساد و خشونت بیمعنا به تنگ آمده، تصمیم میگیرد با زیرکی و استفاده از مهارتهای رزمی خود، هر دو گروه را علیه یکدیگر بشوراند تا شهر را از شر آنها خلاص کند. سانجورو با بازی در نقش یک محافظ (یوجیمبو) برای هر دو طرف، نقشهای پیچیده میچیند و با استفاده از ضعفهای آنها، آنان را به نابودی میکشاند. اما در این مسیر با چالشهایی مانند خیانت، شکنجه و مرگ روبرو میشود و باید برای بقا و عدالت بجنگد.
خلاصه داستان: در قرن هفدهم میلادی، جادوگری کینهتوز به نام «آسا واژدا» به همراه خدمتکار اهریمنیاش «ایگور یاویچ» به جرم شیطانپرستی محکوم به مرگ میشوند. پیش از اعدام، آسا نفرینی مرگبار بر خاندان ووایدا بر زبان میراند. دویست سال بعد، تابوت او به طور تصادفی گشوده میشود و خون او جان تازهای به جسدش میبخشد. آسا با بازگشتن به دنیای زندگان، به دنبال بدن زیبای «کاتیا»، نوادهاش که شباهت عجیبی به او دارد، میگردد تا با تسخیر او حیات ابدی به دست آورد. تنها «دکتر گوروب»، پزشکی جوان و شجاع، به همراه خانوادهاش در برابر این نیروی شیطانی میایستد تا کاتیا را از چنگال نفرین نجات دهد.
خلاصه داستان: در اول نوامبر ۱۹۵۹، سی. سی. باکستر، کارمند مجرد و تنها، نزدیک چهار سال است که در دفتر مرکزی یک شرکت بزرگ بیمه با سی هزار کارمند در منهتن نیویورک کار میکند. او برای پیشرفت شغلی، آپارتمانش را در اختیار مدیران ارشد قرار میدهد تا قرارهای عاشقانه داشته باشند. باکستر که عاشق آسانسورچی شرکت، خانم فران کوبلیک، شده، بهتدریج درگیر ماجرای عاشقانه پیچیدهای میشود و مجبور است میان اخلاق، عشق و جاهطلبی یکی را انتخاب کند. این کمدی درام کلاسیک با دیالوگهای تیز و روایتهای انسانی، به نقد جاهطلبی و تنهایی در دنیای مدرن میپردازد.