خلاصه داستان: دوروتی، دختر جوانی که در مزرعهای در کانزاس به همراه خالهام و عموهنری زندگی میکند، در اثر گردبادی مهیب همراه با سگش توتو به سرزمینی جادویی در آن سوی رنگینکمان پرتاب میشود. او در این سرزمین با موجودات شگفتانگیزی آشنا میشود و برای بازگشت به خانه، راهی سفری پر از ماجراجویی به سوی شهر زمردی میشود تا از جادوگر بزرگ شهر اوز کمک بگیرد. در این مسیر با مترسکی که آرزوی مغز دارد، مرد حلبیای که به دنبال قلب است و شیری که از شجاعت بیبهره است همراه میشود. آنها برای رسیدن به آرزوهایشان با جادوگر بدجنس غرب و نیروهایش روبهرو میشوند و درسهای ارزشمندی درباره دوستی، شجاعت و خودباوری میآموزند.
خلاصه داستان: در اواخر دهه ۱۸۰۰ میلادی، در یک شهر کوچک جنوبی آمریکا، دکتر هنری تیلبی (با بازی اولیور هاردی) پزشکی مهربان اما بدشانس است که به همراه همسر و دخترش زندگی آرامی دارد. یک روز، زنوبیا، فیل پیر و محبوب یک سیرک سیار، بیمار میشود و صاحبش، کارآفرینی باهوش به نام جف، از دکتر تیلبی میخواهد تا او را درمان کند. دکتر با اکراه میپذیرد و با معجونی که تجویز میکند، فیل به طرز شگفتآوری بهبود مییابد. اما به زودی مشخص میشود که زنوبیا به دکتر وابسته شده و هر جا او میرود دنبالش میکند. این همراهی غیرمنتظره، زندگی دکتر تیلبی را زیر و رو میکند: همسرش حسادت میورزد، اهالی شهر به او مشکوک میشوند و ماجراهای خندهداری رخ میدهد که در نهایت به یک دادگاه طنزآمیز و پایانی غیرمنتظره میانجامد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۸، جنگ جهانی اول به پایان رسیده است، اما استنلی (با بازی استن لورل) که مسئول حفاظت از یک سنگر بوده، هنوز از این موضوع مطلع نشده و همچنان در سنگر خود به نگهبانی ادامه میدهد. الیور (با بازی اولیور هاردی)، همرزم سابق استنلی، به طور اتفاقی عکس او را در روزنامه میبیند و متوجه میشود که استنلی هنوز در سنگر است. الیور که اکنون زندگی عادی و مرفهی دارد، تصمیم میگیرد به سراغ دوست قدیمی خود برود و او را به خانه خود دعوت کند. اما ورود استنلی به زندگی مدرن و متمدن الیور، ماجراهای خندهدار و بامزهای را رقم میزند. استنلی که از دنیای بیرون بیخبر است، با وسایل و موقعیتهای روزمره مانند آسانسور، تلفن و مهمانیهای شام دست و پنجه نرم میکند و هر بار با سادهلوحی خود، الیور را به دردسر میاندازد. این فیلم کمدی کلاسیک، یکی از آثار ماندگار زوج لورل و هاردی است که با شوخیهای فیزیکی و موقعیتهای طنزآمیز، تماشاگران را به خنده میاندازد.
خلاصه داستان: لورل و هاردی مأمور میشوند تا خبر فوت پدر مری رابرتز را به او برسانند و سند ارثیهای شامل یک معدن طلا را تحویلش دهند. آنها مری را در کافهای در غرب مییابند، اما صاحب کافه و همسرش نقشهای برای تصاحب این ثروت میچینند. ماجراهای کمدی و موقعیتهای خندهدار این دو دوست دستوپاچلفتی در برابر نقشههای شرورانه، هسته اصلی داستان را میسازد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۶، کولیها به همراه لورل و هاردی به منطقهٔ کنت آرنهایم، دشمن قسمخوردهٔ کولیها، میرسند. اولیور هاردی زندگی سادهای با همسرش دارد، اما همسرش به او خیانت میکند و با یکی دیگر از کولیها فرار میکند. او دختر کوچکی به نام آرلین را به جا میگذارد. لورل و هاردی با مهربانی از دختر نگهداری میکنند. سالها بعد، کنت آرنهایم به طور اتفاقی با دخترش که گم شده بود روبهرو میشود و او را بازمیشناسد. ماجراهای کمدی و احساسی آغاز میشود و لورل و هاردی با بیگناهی خود درگیر پیچیدگیهایی میشوند. در نهایت، هویت واقعی دختر آشکار میشود و کولیها با کنت آشتی میکنند.
خلاصه داستان: لورل و هاردی که به تازگی یک مغازه تعمیرات الکتریکی راهاندازی کردهاند، در همسایگی خود با یک فروشگاه پوشاک مردانه مواجه میشوند. صاحب فروشگاه که مردی بدخلق است، از همان ابتدا با آنها سر ناسازگاری میگذارد. یک سوءتفاهم ساده باعث میشود که لورل و هاردی به اشتباه وارد فروشگاه همسایه شوند و با صاحب آن درگیر شوند. این درگیری به سرعت به یک جنگ تمامعیان تبدیل میشود و هر دو طرف با استفاده از وسایل موجود در مغازهها، ضربات و شوخیهای فیزیکی کمدی را به یکدیگر وارد میکنند. در این میان، همسر صاحب فروشگاه نیز وارد ماجرا میشود و اوضاع را پیچیدهتر میکند. این فیلم کوتاه نمونهای کلاسیک از کمدی فیزیکی و موقعیتهای بامزه لورل و هاردی است که با دیالوگهای کم و حرکات بزلهورانه، مخاطب را به خنده میاندازد.